ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - حضرت صاحب الامر (ع) كيست؟
طى طريق مىكنند. تنهاآنها كه به مقام عصمت رسيدهاند و با آن و در آن زيستهاند معصوم (ع) را مىشناسد و ايشان را به ما مىشناسانند.
از اين روست كه پيش از هر چيز ديگرى براى يافتن پاسخ سؤالمان بايد بفهميم كه خود امامت چيست و به چه معناست؟ و پس از آن به طور كلى و عمومى امام را شناخته و به دنبالش جوياى معرفت حضرت حجت (ع) شويم.
از جمله گفتارهاى ارزنده معصومين (ع) در باب تعريف امام، و امامت گفتارى از امام رضا، عليهآلافالتحيه و الثناء، است. طبيعى است كه در يك جلسه كه هيچ، درصد جلسه هم، نمىتوان ماهيت امامت را به خوبى ترسيم كرد و توضيح داد ليكن مقصود ما از اين صحبتها اين است كه براى آنها كه اهل تلاشند و اوقات خويش را به تفكر در اعماق علوم اسلامى نظير فقه و اصول مىگذرانند، در اصول اعتقادات هم فتح بابى بشود.
امام رضا (ع) در اين روايت ابتدا به تعريف امامت پرداختهاند و سپس امام و ويژگيهايش را تبيين نمودهاند كه مجموعا بيست و هشت مبحث را در برمىگيرد. در اينجا صرفا به يكى از اين مباحث اشاره مىكنيم كه درجه و رتبه امامت را در قوس صعود و سلسله موجودات بيان مىكند.
آن حضرت مىفرمايند:
إنّ الإمامة أجلّ قدرا و أعظم شأنا و أعلا مكانا و أمنع جانبا و أبعد غورا من أن يبلغها الناس بعقولهم أوينالوهم بآرائهم أويقيموا إماما باختيارهم.[١]
قدر امامت بسيار والاتر و شأن آن با عظمتتر و مكانش مرتفعتر و فاصلهاش [با مردم عادى [دورتر و عمقش بيشتر از آن است كه مردم با عقلهايشان بتوانند بدان دست يابند و يا اينكه با نظريات خويش بدان وقوف يافته و يا اينكه امامى براى خويش برگزينند.
آنچه براى علما مهم است فهم و درايت روايت است نه خود آن.
تعبير اول امام رضا (ع) (اجل) از والائى امامت است و والايى قدر و مقام مىطلبد.
تعبير دوم ايشان (اعظم) از عظمت آن است و عظمت هم خود نيازمند شأنى است (كه بدان فهميده شود).
تعبير سوم (اعلى) از برتريش بوده و برترى محتاج مكان است.
تعبير چهارم (امنع) حكايت از دست نيافتنى بودنش دارد و آن هم نياز به مكانى (براى فهم) دارد.
تعبير پنجم (ابعد) را با توجه به معناى تعمق مىتوان دريافت.
و ضمن اين اوصاف است كه مىتوان نظارهگر تجلى علم امام رضا (ع) بود كه امام به علمش شناخته مىشود. يكى از مصيبتهاى ما اين است كه اوقات خويش را صرف فهم كلمات و عبارات ابوعلى سينا و ديگران كردهايم و به فهم گفتار معصومين (ع) نپرداختهايم كه با اشارهاى كوچك در كلامشان ميلياردها مغز همانند عقل ابوعلى سينا را به بار مىآورد.
هر كدام از كلمات ايشان خود غوغايى از علم است و محتاج تلاش جدى عقلى تا بتوان آن را فهميد و موضوع و محمول و متعلق و متعلق به را دريافت و با اين وجود آيا مىتوان فهميد كه حقيقت امامت چيست؟
هيهات! كه بتوانيم حق فهم و دركش را ادا كنيم.
امامت كجاى سلسله مراتب هستى قرار گرفته است؟
أعظم شأنا ... و أبعد غورا من يبلغها الناس بعقولهم.
تنها به عبارت «أبعد غورا» بينديشيد تا دريابيد كه موضوع در اينجا همانند منطقه الفراغها و سياهچالههايى است كه ستارهشناسان از آن سخن مىگويند كه هر نور و شعاعى در آنجا خاموش مىگردد و هر ستارهاى را متلاشى و منهدم مىكند. در ابتدا اين فضاى بىانتها زمينگير شده و هرگز نخواهد توانست عمق و انتهايش را بيابد.
حضرت فرمودهاند كه شخصيت دستگاهى از جنس عالم بالاست (دستگاهى الهى است) با عمقى بسيار و به مراتب بزرگتر از آنكه مردم بتوانند با عقلها و انديشههاى خويش بدان دست يابند. تمام انسانها و بلكه اصلًا طبيعت بشرى (قابليت و قدرت فهم اين موضوع را ندارد).
«بعقولهم» يعنى عقل تمام ارباب واصحاب انديشه كه عقل افلاطون و ارسطو و ابوعلى سينا و شيخ انصارى هم در اين ميان است. تمام عقلها كه بدينجا برسند، نورشان خاموش مىگردد و قدرتهايشان درهم مىشكند.
اين اولين كلمه بود و كلمه دوم آن: «يا اينكه به اختيار و انتخاب خويش امامى برگزينند و يا با آراء و انديشههاى خود بتوانند بدان دست يابند.» سؤالى در اينجا پيش مىآيد كه دليل اين مدعا چيست؟ دليلى كه حضرت بر اين موضوع برمىشمرند ضعف و ناتوانى مردم از درك امامت و انتخاب امام است و با لفظ «إن الإمامة» آن را بيان كرده و به دنبال آن پنج مورد از عناوين اين علت را تبيين مىكنند.