ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - التماس دعا
التماس دعا
سعيد بيان الحق
«اللهم اجعلنى من المستشهدين بين يديه طائعا غير مكره فى الصفا الذى نعمه اهله فى كتابك فقلت صفا كانهم بنيان مرصوص»
آه اى دل بى خبر چقدر اينجا و آنجا شنيده اى كه مىگويند «التماس دعا» اصلًا هر كسى به يك عالم روحانى به يك پرهيزكار با تقوى مىرسد بلافاصله مىگويد التماس دعا و يا هر كسى كه به زيارت قبور نورانى يكى از ائمه مىرود همه به او التماس دعا مى گويند، از اومىخواهند كه برايشان دعايى بكند، يا اگر حالى پيدا كرد و دلش شكست هر جا كه بود آنها را هم دعايى بكند. آخر دل شكسته را خداوند هيچگاه رد نمىكند دل كه بشكند مىشود، جايگاه خود خداوند؛ امّا زير اين گنبد كبود، دل شكستهاى است تنها و غريب؛
زير اين آسمان بزرگ دل شكسته اى است كه نه تنها به او التماس دعايى نگفتند كه حتى يادشان رفت كه امامى هست ... آقايى هست خيمه اى هست و چشمان اشك آلودى و دست دعايى كه هر شب تا به صبح بر آستان خداوندى به انتظار مىماند:
يا اباصالح المهدى!
به فداى دل شكستهات، به فداى اشكهاى ديده ات، آقا جان! التماس دعا، مولا جان! وقتى كه دردها و بغضها آنچنان بر گلبرگ دلت سنگينى مىكند كه سر به زير و اشكريزان كنار مزار مادر مىروى، التماس دعا، آنجا براى ما هم دعايى بكن، آنجا ما كه دستمان نمىرسد ما بين هق هق گريهها، براى ما هم دعايى بكن، يا وقتى كه داغ واقعه كربلا اشكهاى نورانىات را جارى مى كند كنار خيمههاى نيمسوخته ... زنان بىپناه ... پاهاى پر آبله، آنجا ما را هم دعايى بكن.
آقا جان! از خدا بخواه كه ما را نيز كربلايى كند، ما هم اندكى بفهميم كه بازوان عمه سادات را بستند يعنى چه ... نه آقا جان، اينچنين گريه نكن، ما فقط گفتيم التماس دعا.
آقا جان! اسكهايت بند دل ما را پاره مىكند. آقا جان ما فقط گفتيم التماس دعا.
آقا جان! مدينه، كربلا، كاظمين، التماس دعا.
آقا جان! بقيع، سامرا، نجف، التماس دعا
مولا جان! امام رضا كه مىروى بالا سر، صحن عتيق، سقاخانه، التماس دعا.
آقا جان! مناجات سحر، دل تاريك شب التماس دعا. با تمام وجود التماس دعا كه يك نگاهت يك دعايت، براى دنيا و آخرتم كافى است و محال است كه اگر با دل شكسته التماس دعايى بگويم جوابم ندهى.
آقاجان! التماس دعا!