ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - مدينه آرمانى دينى
موسى (ع)) تا زمانى كه شهر اورشليم در سال ٧٠ ميلادى توسط روميها از بين رفت، انتظار ظهور «مسيح» در بين قوم يهود افزايش مىيافت. اين انتظار ناشى از پارهاى از آيات تورات بود كه نويد ظهور مردى عادل در آخرالزمان را مىداد و از سوى ديگر حوادث رفته بر يهود توجه آنان را به اين بخش از تورات جلب مىكرد. يهوديان آواره و يهوديان فلسطين در اعتقاد به مسيح تفاوتى با يكديگر نداشتند. آنها معتقد بودند «مردى از نسل داوود، يا از آسمان، فرا خواهد آمد و نخست قوم يهود را از ستم ديگران خواهد رهانيد و سپس همه اقوام را به سعادت و صلاح خواهد كشيد. ولى ظهور مسيح هنگامى خواهد بود كه يهود انسانها را آماده و در خور ببيند، پس بايد به اميد ظهور مسيح منتظر، با زهد زيست.» ٢٠
يهود اعتقادى محكم يافته بود كه روزى ناجى او خواهد آمد و به تبع نفوذ انديشه «نژادپرستانه» و باور سختى كه به آنها احساس «قومى برگزيده» را داده بود، مسيح را تنها نجات دهنده خود مىدانست. در آثار «دانيال نبى» و ديگر آثار، سخنان بسيارى درباره مكاشفات ويژه و مختصات ناجى موعود آمده است.
«دورنمايى از اين جهان نوين و ظهور مسيحا، چنانكه در آثار دانيال و ديگر نويسندگان هم سليقه او مسطور است، عبارت است از بيان اين معنى كه در آخرالزمان، حق تعالى جهان را ديگرگون خواهد فرمود و صلحا و ابرار از ظلمه و اشرار جدا خواهند شد. و اين روزگار پر از ظلم و به پايان خواهد رسيد.» ٢١
اخبار رسيده از طريق تورات و ديگر انبياى بنىاسرائيل (چون دانيال) حكايت از آن مىكند كه نويد دستيابى به «مدينه فاضله دينى» به صورت تام و تمام به يهود داده نشده است بلكه، آنها مىبايست ضمن اقرار آوردن به بعثت موسى (ع) و عمل به احكام و فرمانهاى او منتظر فرا رسيدن لحظه ظهور منجى شوند و با گردن نهادن به فرمان تورات، در زمره منتظران موعود قرار گيرند، نكته جالب توجه آن است كه در ميان آثار آنان، مشخصات كامل ناجى و مختصات عصرى كه او در آن قيام خواهد كرد آمده بود، با همه ويژگيهاى شهر و سرزمينى كه بعد از ظهورش به وجود خواهد آمد.
اكثر يهود با اين اميد كه روزگار آن منجى را درك خواهند كرد، روزگار گذراندند.
... در لمحه آخرين، يك كرناى آسمانى به صدا درمىآيد و مسيحا سوار بر ابرها با خيل ملائكه در افق نمودار مىشود. آن موجود علوى كه شباهت صورى به ابناى آدم دارد به «پسر انسان» و القاب ديگر مانند «مسيح» يا «فرزند منتخب داوود» ملقب است و او را همه خلايق به عنوان قاضى عادل و سلطان صلح» مىدانند. ٢٢
در كتاب دانيال نبى باب دوازدهم (نيز از كتب عهد عتيق) مىخوانيم:
و در آن زمان سرور ميكاييلى امير عظيمى كه براى پسران قوم تو ايستاده است خواهد برخاست و چنان زمان تنگى خواهد شد كه از حينى كه امتى به وجود آمده است تا آن روز نبوده و در آن زمان هر يك از قوم تو كه در دفتر مكتوب يافت شود رستگار خواهد شد ... ٢٣
در كتاب «اشعياى نبى» (عهد قديم) باب اول مىخوانيم:
... مسكينان را به عدالت داورى خواهد كرد ... و به جهت مظلومان زمين را به راستى حكم خواهد نمود. كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند ميانش امانت و گرگ با بره سكونت خواهد داشت ... ٢٤
و در كتاب حيقوق نبى (عهد عتيق) باب دوم مىخوانيم:
... اگر چه تأخير نمايد منتظر باش؛ زيرا كه البته خواهد آمد و درنگ نخواهد نمود، بلكه جميع امتها را نزد خود جمع مىكند و تمامى قومها را براى خويشتن فراهم مىآورد. ٢٥
در ديگر ملحقات تورات «زبور داوود» نيز چنين واقعه عظيم نويد داده شده بود، اين امر در كنار اشارات صريح تورات كه خبر از «جمع شدن همه امتها نزد هم» و نه تنها بنىاسرائيل مىداد پا به پاى ديگر اخبارى كه همزمان با اينها در ميان آثار ايرانيان زردشتى مذهب و حتى هندوان آمده بود، حكايت از آن دارد كه اين انتظار و ظهور بزرگ، نويد اديان پيش از «يهود» نيز بوده است و آنها نيز چونان پيروان ديگر اديان ناگزير به صبورىاند تا در روزگار موعود شاهد تحقق مدينه فاضله كامل در عرصه زمين باشند.
ادامه دارد