ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - مسيح يهودى و فرجام جهان
انديشهها و افكار مسيحيت ادغام و ميان آنها سازش ايجاد كرده بودند.
به همين دليل، طى دوره اصلاح، نقش مهمى در كليساى مسيحيت اروپا ايفا نمودند و از آن پس درگردهمائيها و تجمعات مسيحيان جديد كاتوليك مانند تجمع «يسوعىها» حاضر مىشدند.
از جمله مسيحيان جديدى كه تأثير بزرگى بر جنبش انقلابى اروپا و انديشمندان ليبرال اروپا گذاشت، مىتوان به «لويس ويو» اشاره كرد.
در شبه جزيره ايبرى نيز، مسيحيان جديدى كه اعتقادات و آداب و رسوم مسيحيت را با ديدگاهها و اعتقادات يهوديت درآميخته بودند، اقدام به حمايت و دفاع از آداب و رسوم و اعتقاداتى نمودند كه دادگاههاى تفتيش آنها را بدعت ناميده و مسيحيان نيز از آن حمايت كرده بودند.
بدين ترتيب مىتوان گفت: نقش تاريخىاى كه مسيحيان يهودى يا يهوديان مسيحى ايفا كردند، از ابتداى قرن شانزدهم آغاز مىشود، زمانى كه موفق شدند، در دفاتر ثبت آداب و رسوم مذهبى دو اعتقاد زير را وارد نمايند: اعتقاد به اينكه توجه و عنايت الهى منوط به حضور خداوند در تاريخ بشرى است و ديگر اينكه تاريخ الهى با ظهور مسيح و آغاز هزاره خوشبختى به سرعت آغاز خواهد شد. بنابراين ميان روحانيون و انديشمندان مذهبى، تفسيرهاى جديدى از سفر دانيال (عهد قديم) و سفر رؤيا (عهد جديد) ارائه شد كه بيانگر به مسيحيت درآمدن يهود و بازگشت قبايل اسرائيلى گمشده بود و آن را آخرين گام جهت فرجام تاريخ بشرى به شمار آوردند. پس از آن، حوادث بزرگ با آن ارتباط داده شدند، حوادثى از قبيل بازگشت يهوديان مسيحى به سرزمين «صهيون»، ساخت دوباره معبد و برپايى دوباره حكومت الهى بر روى زمين آنهم از اورشليم.
به همين دليل، مسيحيان يهودى كه به نزديك شدن هزاره اعتقاد داشتند، ملاحظه كردند يهوديان حاضر شركايى هستند كه در حوادث بزرگ آينده كه قبل از ظهور مسيح بهوقوع مىپيوندد، نقش خواهند داشت و نمىتوان از آنها صرفنظر كرد.
در اين راستا، راهبان اصلاحطلب فرقه فرانسيسكان در اسپانيا، با آغاز قرن شانزدهم، به رهبرى «كاردينال زيمنس» با آموزش زبان عبرى و آرامى در دانشگاه «آلاكالا» كه جديدا تأسيس شده بود، آماده استقبال و ورود به هزاره شدند. در همين راستا كتابمقدس دوباره تنظيم و نوشته شد و طرح جستوجو پيرامون قبايل اسرائيلى گم شده در دنياى جديد (آمريكا) و درآوردن آنها به مسيحيان پاك مطرح شد و به انتظار دومين ظهور مسيح باقى ماندند.
حتى كشف قاره آمريكا به دست «كريستف كلمب» در چند صد سال اخير، با اين انگيزه و اعتقاد صورت گرفت كه مسافرتهاى او بخشى از سناريوى هزاره- مسيحايى است كه در پايان منجر به آزادسازى قدس از دست مسلمانان (كافر) و ساخت دوباره معبد مىشود. او در كتاب خويش تحت عنوان كتاب پيشگوئيها