ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - مسيح يهودى و فرجام جهان
يادآورى مىكند، به «ملكه ايزابلا» گفت: او طلايى را كه در دنياى جديد مىيابد، جهت ساخت دوباره هيكل مورد استفاده قرار مىدهد، تا مركز جهان و «هسته» كره زمين باشد.
البته فقط اين مسئله مطرح نيست، بلكه تحقيقات تاريخى، نشان داده است كه يهوديان مارانو (يهوديان مسيحى اسپانيا) همان كسانى بودند كه طرح كلمب را پذيرفتند و با نقشه و پول از آن حمايت و پشتيبانى كردند و آنها (يهوديان مارانو) اولين ساكنان آمريكا بودند.
شواهد و قرائن نشان مىدهد، حركت بزرگ مسيحيت يهودى، در اصل به جنبش مذهبى اصلاحطلبان اروپا در قرن شانزدهم باز مىگردد. معمولًا جنبش مذهبى اصلاحطلبان بهعنوان برانگيختگى «عبرى» يا «يهودى» ناميده مىشود و از آن ديدگاه جديدى پيرامون گذشته، حال و حتى آينده يهود زاده شد. اين در حالى بود كه تا قبل از آمدن اروپائيان، يهود، «ملت برگزيده» را فقط براى لعن و نفرين مىدانستند و آنها را مرتد و قاتل حضرت مسيح به شمار مىآوردند. «باربارا توخمن» مورخ يهودى، در كتاب خويش بت عنوان كتاب مقدس و شمشير به دشمنى و خصومت شايع در اروپا در قبال يهود اشاره و عنوان مىكند، اين خصومتها و كينهتوزيها طى حملات صليبى به اوج خود رسيد.
كليساى كاتوليك همچنان بر اعتقادات خويش پابرجا بود كه مىگفت، آنچه امت يهود ناميده مىشود، ديگر وجود ندارد و خداوند به كيفر به صليب كشيدن مسيح، يهود را از فلسطين بيرون راند و به بابل به اسارت برد. كليساى كاتوليك، همچنين اعتقاد داشت، پيشگوئيهايى كه از بازگشت سخن مىگويد، بازگشت از بابل است و اين بازگشت عملًا به دست امپراتور پارس «كوروش» بهوقوع پيوست.
اين ديدگاه «قديس آگوستين»[١] بود، كه قدس را شهر عهد جديد و فلسطين را ميراث مسيح دانست كه آن را براى مسيحيان برجا گذاشته بود. اما جنبش اصلاحطلبان پروتستان اين اعتقاد كاتوليكها را رد و اين ايده را كه يهود ملت برگزيده و برترى هستند ترويج نمود. به اين ترتيب، عهد قديم به بالاترين مرجع در اعتقادات پروتستانها و منبع پاك و بكر مسيحيت و بخشى از مراسم عبادى و نماز در كليساها و كتاب تاريخ سرزمينهاى مقدس و پيامبران و پيشگوئيهاى مربوط به آخرالزمان و هزاره خوشبختى كه با دومين ظهور حضرت مسيح همراه است، تبديل شد.
«مارتين لوتر»[٢]، بنيانگذار و رهبر جنبش اصلاحطلبان پروتستان، تا حدود زيادى مسئول بهوجود آمدن شرايط روحى و مذهبى قرن شانزدهم بود، شرايطى كه زمينه مناسب را جهت انتشار مسيحيت يهودى فراهم ساخت.
لوتر در سال ١٥٢٣ م. كتاب خويش را با نام مسيحيهودى زاده شد به رشته تحرير درآورد. اين كتاب در همان سال هفت بار تجديد چاپ شد. او در كتاب مسيح يهودى زاده شد ديدگاهها و نظرات يهوديت را تأييد كرد و ظلم و ستمى را كه كليساى كاتوليك بر يهود روا داشته بود محكوم و عنوان كرد، مسيحيان و يهوديان از يك تبار زاده شدهاند.
او در اين كتاب مىگويد:
روحالقدس خواست كه تمام اسفار كتاب مقدس فقط از طريق يهود نازل شود. يهود، فرزندان خداوند و ما مهمان و بيگانه هستيم، مىبايست، به اين رضايت دهيم كه بسان سگهايى باشيم كه از پس مانده غذاى سرورانش بخورد، دقيقا بهسان زن كنعانى.
لوتر به پيشگويى تورات پيرامون نجات تمام اسراييل به عنوان يك امت اعتقاد داشت و عنوان مىكرد، اين پيشگويى محقق خواهد شد. او دستگاه پاپ را به دليل تحريف مسيحيت و اجازه ندادن به يهوديان جهت گرويدن به مسيحيت سرزنش كرد.
هدف نهايى و اصلى لوتر، پروتستان كردن يهوديان بود، اما آنها به جاى اينكه مسيحى شوند، ياران و پيروانى جمع مىكردند تا مسيحيت را يهودى نمايند. به همين دليل ملاحظه مىكنيم، بعدها لوتر نفرت خود را از يهود در كتاب ديگر خويش به نام آنچه به يهود و دروغهايشان مربوط است كه در سال ١٥٤٤ م. تأليف نمود، ابراز مىكند و خواستار بيرون راندن يهود از آلمان مىشود:
چه كسى مىتواند روى از يهود برتابد و مانع بازگشت ايشان به سرزمين خويش در يهودا شود؟ هيچكس. ما هر آنچه كه آنها براى مهاجرت خويش به آن نياز دارند، مىدهيم، بدون هيچ چشمداشتى، شايد كه از دست آنها نجات يابيم، چون آنها بارى سنگين بر دوش ما و بلاى جان ما هستند.
به اين ترتيب، جنبش اصلاحطلبان پروتستان، وقتى از پروتستان شدن يهوديان نااميد شد، دعوت بازگشت يهود به فلسطين جهت رهايى از دست آنها را پذيرفت و اين آغاز نشو و نماى مسيحيت صهيونيستى بود.
با وجود تمام موارد ياد شده، جنبش اصلاحطلبان پروتستان كه لوتر آن را آغاز كرد، بيانگر انقلابى عليه اعتقادات كاتوليك بود و مژده آغاز دوره جديدى از نرمى و مدارا با مسيحيت يهودى را داد.
ادامه دارد