ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - مسيح يهودى و فرجام جهان
پىنوشتها:
[١]. «متى» و «لوقا» دو انجيل از انجيلهاى معتبر مسيحيت به شمار مىآيند (مترجم).
[٢]. اصحاح ٤ و ٥ و ١١.
[٣]. هر دو انجيل تبار مسيح را به حضرت داوود منتسب مىكنند. از طريق يوسف نجار و دو اسقف بزرگ متفاوت (متى ٢- ١: ١٧، لوقا ٣٨- ٣: ٢٣) بىآنكه به اين نكته توجه شود، انتساب اين تبار با گفته تولد يسوع از عذرا متناقض است.
[٤]. يكى از اصول مقدس دينى است كه قبل از ظهور حضرت مسيح نيز معروف بوده است و آن حضرت آن را جزو فرايض كليسا قرار داد و به معناى پاكى از نجاست و ناپاكى گناه است (مترجم).
[٥]. «فريسىها» طايفهاى يهودى هستند كه پس از بازگشت يهود از اسارت بابل ظهور نمودند. اين طايفه به تورات تمسك جست و يسوع را رد كرد و به مبارزه با او برخاست.
[٦]. متى ٥، ٦ و ٧.
[٧]. مرقس ٢٣- ٧: ١٨.
[٨]. مرقس ١٧- ١٢: ١٤.
[٩]. متى ٢١: ٣١.
[١٠]. قابل ذكر است كه هر يك از آيينهاى يهوديت و مسيحيت و اسلام، داراى مسيحى است كه به آن اعتقاد دارد، يهوديان از زمان اسارت و انتقال به بابل منتظر ظهور «يسوع مسيح» از آلداوود هستند تا حكومت را به ملت اسراييل بازگرداند. مسيحيها به «يسوع مسيح» به عنوان پسر خداوند كه به شكل و هيأت انسان و به صليب كشيده شد تا خداى بشريت شود، اعتقاد دارند. او را يكى از كاهنان يهود لو داد و به مرگ محكوم شد، اين كاهن، مسيح را تسليم روميها نمود تا مجازات به صليب كشيده شدن در مورد او را به اجرا گذاشته شود. اما قرآن از يسوع مسيح سخن نمىگويد، بلكه از حضرت مسيح، عيسى پسر مريم، سخن مىگويد كه به عنوان پيامبر براى بنىاسراييل فرستاده و به او كتاب (انجيل) داده شد، او نه كشته و نه به صليب كشيده شد، بلكه خداوند او را به نزد خويش به آسمانها برد و روزى زنده برانگيخته خواهد شد.
[١١]. در انجيل متى (١٣: ٥٥) و مرقس (٦: ٣) عنوان شده كه يسوع داراى برادرانى به نامهاى: يعقوب، يوسف، سمحان و يهودا بوده است.
[١٢]. صدوقيها طايفهاى يهودى هستند كه پس از بازگشت يهود از اسارت بابل ظهور نمودند، كاهنان «صدوقى» از طريق تحكم و واداشتن مردم به عبادت بر مردم حكم مىراندند.
[١٣]. پس از اين رويا و خواب، پولس روى به كشورهاى عربى نمود تا حكمت را فرا گيرد، او به اين نكته در نامه به مؤمنين غلاطيه (١٨- ١: ١٥) اشاره و منظور از كشورهاى عربى در اينجا كوه سينا است. (اعمال رسل ٦- ٩: ٣)
[١٤]. اعمال رسل ٩: ٢٢.
[١٥]. ختنه كردن نشانه پاك شدن از نجاست است و در اينجا منظور افراد پاك و ناپاك است (مترجم).
[١٦]. «سكيتى» يكى از طوايفى كه بين درياى سياه (مديترانه) و قزبين (مناطق اطراف) گردش مىنمودند و منظور در اينجا حالت وحشىگرى و بربريت آنهاست (مترجم).
[١٧]. كولوسى ١١- ٣: ١٠.
[١٨]. غلاطيه ٦: ١٥
[١٩]. نامه اوّل او به اهالى كورنتوس.
[٢٠]. حوادث انتاكيه، سال ٤٩ م.
[٢١]. «فصح» از جمله عيدهاى بسيار مهم يهوديان است كه اشاره به قربانى شدن مسيح (بره خداوند) براى آمرزش گناهان بشريت دارد (مترجم).
[٢٢]. جنبشى صوفيانه است كه در قرن ١٢ ظهور نمود، اين فرقه اعتقاد داشت، آنچه در تورات آمده، در صورتى كه معنا و مفهوم درونى آن درك شود و نه معناى ظاهرى، اسرار و رموز مقدس جهان دنيوى و جهان اخروى (معنوى) را دربرمىگيرد. بدين ترتيب قباليه متحول شد و تغيير يافت تا اينكه تبديل به فلسفهاى شود كه از اسرار معنوى و روحى و راز و رمزهاى جادوگرى سخن گويد.
[٢٣]. كتاب مقدس مشتمل بر دو بخش «عهد قديم» و «عهد جديد» است. عهد قديم مشتمل بر پنج سفر تورات است (تكوين، خروج، لاويين، عدد و تثنيه كه تمام آنها به حضرت موسى (ع) منتسب است)، اما اسفار پيامبران يا انبيا، بيست و يك سفر و اسفار كتب، سيزده سفر است.
اما «عهد جديد» مشتمل بر چهار سفر است كه انجيلها ناميده مىشوند (متى، مرقس، لوقا، يوحنا)، پس از آن سفر «اعمال رسل»، «رسائل» قرار دارد كه مجموعا بيست و يك رساله است، سيزده سفر از اين اسفار به قلم پولس رسول و آخرين سفر «روياى لاهوتى يوحنا» است. در مفهوم لاهوتى مسيحيت، عهد قديم بيانگر عهد بسته شده ميان خدا و ملت برگزيدهاش (بنىاسراييل) است، اما عهد جديد، عهدى است ميان خدا و تمام جهان، كه پس از مرگ يسوع مسيح منعقد شد و يسوع مسيح به صليب كشيده شد تا خود را فداى بشريت كند.
[٢٤]. روحانى و فيلسوف مسيحى و يكى از پدران بزرگ كليساى كاتوليك است. در «تاگشت» به دنيا آمد كه امروزه به نام بازار پاسداران (سوق الأحراس) معروف است، اين منطقه در شرق الجزاير قرار دارد. وى در سال ٣٥٤ م. به دنيا آمد و در سال ٤٣٠ م. از دنيا رفت.
[٢٥]. روحانى و كاهنى كه كليساى غرب را به دو بخش كاتوليك و پروتستان تقسيم و جدا كرد. او در سال ١٤٨٣ م. در ايالت ساكسون آلمان به دنيا آمد ... رسما كاهن و روحانى بود و در سال ١٥٠٧ به عنوان استاد، در دانشگاه «ويتنبرگ» منصوب شد. پس از اينكه از روم ديدن كرد از دستگاه پاپ متنفر شد. در پاييز سال ١٥١٧ م. بر سر در كليسا نود و پنج گفته معروف خود را نصب كرد كه از انحرافات كليسا بهويژه برگههاى بخشش انتقاد مىكرد. او خواستار اصلاح كليسا با توجه به كتاب مقدس شد، وى كليسا را نه يك مؤسسه و سازمان كه گروهى از مؤمنين تلقى مىكرد و قدرت و حاكميت مذهبى را از آن كتاب مقدس مىدانست، او اعتقاد داشت هر فرد مؤمن داراى شايستگى و لياقتى است كه از او «كاهن و روحانى» مىسازد و به تنهايى و بدون سفارش و توصيه كاهنان كتاب مقدس را مىفهمد.