ماهنامه موعود
(١)
شماره چهل و يك
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
چرا مسيحيت صهيونيستى؟
٢ ص
(٤)
ما حجاب اسلاميم
٤ ص
(٥)
مسيحيت صهيونيستى و پيدايش و ظهور تاريخى آن
١٠ ص
(٦)
مقدمه
١٠ ص
(٧)
بخش دوم صهيونيزم مسيحى چيست؟
١٣ ص
(٨)
بنيادهاى دين شناختى صهيونيسم مسيحى
١٣ ص
(٩)
بخش سوم تاريخچه صهيونيسم مسيحى
١٤ ص
(١٠)
مسيح يهودى و فرجام جهان
١٦ ص
(١١)
تشكيلات مسيحى حامى اسرائيل
٢٤ ص
(١٢)
پايگاههاى مسيحيت صهيونيستى در آمريكا
٢٤ ص
(١٣)
پايگاههاى مسيحى در برزيل
٢٦ ص
(١٤)
پايگاههاى مسيحى در انگليس
٢٦ ص
(١٥)
التماس دعا
٢٧ ص
(١٦)
حضرت صاحب الامر (ع) كيست؟
٢٨ ص
(١٧)
ماه پرى چهره
٣٣ ص
(١٨)
مدينه آرمانى دينى
٣٤ ص
(١٩)
از قنوت عارفان
٣٩ ص
(٢٠)
شوق وصال
٤٠ ص
(٢١)
شعر مهدوى
٤٠ ص
(٢٢)
رباعى
٤٠ ص
(٢٣)
دوبيتى
٤٠ ص
(٢٤)
تنهاترين عاشق
٤١ ص
(٢٥)
موعود
٤١ ص
(٢٦)
دريا در غدير
٤٢ ص
(٢٧)
نذر امام مهدى (ع)
٤٢ ص
(٢٨)
بهار حضور
٤٢ ص
(٢٩)
گلبانگ
٤٣ ص
(٣٠)
دُرّ ولايت
٤٣ ص
(٣١)
مسيحا
٤٣ ص
(٣٢)
مثل پيرمرد قفل ساز ديندارى كنيد تا
٤٤ ص
(٣٣)
يادنامه
٤٥ ص
(٣٤)
غيبت امام زمان (ع)، علل و آثار آن از ديدگاه اميرمؤمنان (ع)
٤٦ ص
(٣٥)
1 غيبت امام مهدى (ع)
٤٦ ص
(٣٦)
2 علل و حكمتهاى غيبت امام زمان
٤٨ ص
(٣٧)
1- 2 در امان ماندن از بيعت با ستمگران
٤٨ ص
(٣٨)
2- 2 مشخص شدن گمراهان
٤٨ ص
(٣٩)
3- 2 ستم و ظلم مردم به خودشان
٤٨ ص
(٤٠)
4- 2 به جهت ستم به فرزندان على (ع)
٤٨ ص
(٤١)
5- 2 حفظ علامتهاى هدايت
٤٨ ص
(٤٢)
3 آثار و نتايج غيبت امام زمان (ع)
٤٩ ص
(٤٣)
1- 3 سرگردان شدن مردم
٤٩ ص
(٤٤)
2- 3 مشكل شدن ديندارى
٤٩ ص
(٤٥)
3- 3 ترديد در وجود امام زمان (ع)
٥٠ ص
(٤٦)
آخرين شاهد
٥١ ص
(٤٧)
سيماى ياران حضرت مهدى (ع)
٥٢ ص
(٤٨)
1 خلوص اعتقاد و شدّت توحيدگرايى
٥٣ ص
(٤٩)
2 توانمندى و قدرت اراده
٥٣ ص
(٥٠)
3 عشق والا به امام (ع) و متعلقات ايشان
٥٣ ص
(٥١)
4 از خودگذشتگى و ايثار
٥٤ ص
(٥٢)
5 داشتن كفايت كافى و وافى
٥٤ ص
(٥٣)
6 شب زنده دارى
٥٤ ص
(٥٤)
7 شجاعت و دلاورى
٥٤ ص
(٥٥)
8 عبادت خالصانه
٥٤ ص
(٥٦)
9 فرمانبرى و اطاعت محض
٥٤ ص
(٥٧)
10 روشنگرى و هدايت بخشى
٥٤ ص
(٥٨)
11 خداترسى
٥٤ ص
(٥٩)
12 آرزوى شهادت
٥٥ ص
(٦٠)
13 خونخواهى از حسين
٥٥ ص
(٦١)
14 يارى امام حق
٥٥ ص
(٦٢)
يك خُم هنوز در بسته است
٥٦ ص
(٦٣)
1 أللّهمّ أدخل على أهل القبور السّرور
٥٦ ص
(٦٤)
2 أللّهمّ أغن كلّ فقير
٥٦ ص
(٦٥)
3 أللّهمّ أشبع كلّ جائع
٥٦ ص
(٦٦)
4 أللّهمّ اكس كلّ عريان
٥٦ ص
(٦٧)
5 أللّهمّ اقض دين كلّ مدين
٥٧ ص
(٦٨)
6 أللّهمّ فرّج عن كلّ مكروب
٥٧ ص
(٦٩)
7 أللّهمّ ردّ كلّ غريب
٥٧ ص
(٧٠)
8 أللّهمّ فكّ كلّ أسير
٥٧ ص
(٧١)
9 أللّهمّ أصلح كلّ فاسد من أمور المسلمين
٥٧ ص
(٧٢)
10 أللّهمّ اشف كلّ مريض
٥٧ ص
(٧٣)
11 أللّمّ سدّ فقرنا بغناك
٥٧ ص
(٧٤)
12 أللّهمّ غيّر سوء حالنا بحسن حالك
٥٧ ص
(٧٥)
13 أللّهمّ اقض عنّا الدّين
٥٧ ص
(٧٦)
14 و أغننا من الفقر
٥٧ ص
(٧٧)
فجر مقدس
٥٨ ص
(٧٨)
يادگارى هاى موعود
٦٢ ص
(٧٩)
حكايت بناى مسجد امام حسن (ع)
٦٣ ص
(٨٠)
انگيزه و چگونگى بناى مسجد امام حسن مجتبى (ع)
٦٧ ص
(٨١)
پايان جهان در اساطير
٦٨ ص
(٨٢)
الف) اساطير يونان
٦٩ ص
(٨٣)
ب) اساطير اسكانديناوى
٦٩ ص
(٨٤)
ج) اساطير هند
٧٢ ص
(٨٥)
د) اساطير بوميان آمريكا
٧٣ ص
(٨٦)
كجاست شمس طليع
٧٤ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - ١٤ و أغننا من الفقر

زهرا (ع) لباس ظهور بپوشان!

خدايا! قلب ما را پيش از آن‌كه در سرماى غيبت، منجمد شود، در گرماى آغوش او پناه ده!

٥. أللّهمّ اقض دين كلّ مدين‌

خدايا! با دستان او كه كليد گنجينه‌هاى زمين و آسمانت را به او سپرده‌اى، دين تمام دينداران را بپرداز!

خدايا! بودنمان را مديون حجتت هستيم. توفيق ده تا با فدا كردن هستى‌مان در پيشگاه او، ذره‌اى از اين دين را ادا كنيم!

خدايا! مديون تمام نعمات توايم و براى هر نعمتى، بى‌نهايت، شكر بدهكاريم. با چه رويى از تو بخواهيم كه نعمتت را بر ما تمام كنى؟- يعنى ولىّ ما را به ما برسانى- مگر اين‌كه بگوييم فقط اوست كه مى‌تواند شانه ما را از زير بار اين همه دين، خالى كند.

پس نعمتت را بر ما تمام كن!

٦. أللّهمّ فرّج عن كلّ مكروب‌

خدايا! هيچ گرهى نيست كه جز با دستهاى او باز شود و هيچ گرهى نيست كه با دستهاى او باز نشود.

با ظهور او گره از كار عالم بگشا!

خدايا! تنها گرفتارى و غم و اندوهمان را غيبت او قرار ده تا تنها حاجتمان فرج او باشد.

خدايا! هيچ گرهى در كار او نيست، مگر اين‌كه با دستهاى ما بسته شده است. ما را با توفيق طاعت و كسب رضايت خودت، موفق به گشودن گرهى كن كه با دست خود بسته‌ايم!

خدايا! او را كه از بى‌صاحبى ما، اندوه مى‌خورد، با تحقق حكومتش و سرورى بر ما، خشنود گردان!

٧. أللّهمّ ردّ كلّ غريب‌

خدايا! ما را كه از دامن پاك او گريخته‌ايم و آواره برهوت هواهاى نفسانى شده‌ايم، دوباره به وطنمان كه آغوش اوست برگردان!

خدايا! اورا كه از ما رنجيده و غريبانه از شهر ما رخت بربسته و در جايى كه ما نمى‌دانيم، منزل گزيده است، دوباره به ديار ما شرمندگان ظلم خويش، باز گردان!

خدايا! اين آرزوى قلبى او را كه آرزوى ما نيز هست؛ يعنى پاك شدن گرد غربت از چهره دين و اولياى دين، هر چه زودتر به استجابت برسان!

٨. أللّهمّ فكّ كلّ أسير

خدايا! ما را از زندان تاريك و سرد خواسته‌هاى زشت نفسانى و از زندان تاريك‌تر و سردتر هجران او رهايى بخش!

خدايا! غل و زنجيرهاى نفس را از دست و پاى عقلمان بگشا، تا نجات و آزادى را تنها در رسيدن به او بيابيم و بندگى او را اسارت نخوانيم!

خدايا! ما را اسير او كن تا از بند غير او آزاد شويم!

٩. أللّهمّ أصلح كلّ فاسد من أمور المسلمين‌

خدايا! مرا كه با فسادم، مانع ظهور او و اصلاح امور مسلمين به دست او شده‌ام، اصلاح فرما!

خدايا! تنها چيزى كه به صلاح ماست، ظهور اوست و آنچه كه مانع ظهور اوست، فساد ماست؛ و حكومت هر آنچه كه غير او يا بيگانه با اوست- بر ما- موجب فساد ماست. ما را با رهايى از سلطه دشمنان او و خدمت به نظامى كه به نام اوست، به صلاحمان، كه حكومت اوست برسان!

١٠. أللّهمّ اشف كلّ مريض‌

خدايا! هر چه زودتر او را به عيادت همه بيماران بفرست!

خدايا! ما را بيمار او كن، تا از همه بيماريها شفا يابيم.

خدايا! با شربت وصل او، قلب هجران كشيده ما را از آتش تب فراقش، شفا بخش!

١١. أللّمّ سدّ فقرنا بغناك‌

خدايا! ما به غير از تو و او كسى را نداريم. احتياج ما به او با هيچ چيز برطرف نمى‌شود جز به دست تو و رساندن او به ما.

خدايا! مسئلت از غير تو و نياز به غير او، ما را در پرتگاه فقر افكنده است. نياز به او را كه نجات‌بخش ما از اين سقوط و تنها مايه بى‌نيازى ماست، در دلهايمان برويان!

خدايا! ما را محتاج او كن تا از غير او بى‌نياز شويم!

١٢. أللّهمّ غيّر سوء حالنا بحسن حالك‌

خدايا! «گذشته» سياهمان كه بى او سپرى شد؛ «حال» تيره ما را به «فردا» ى روشن او برسان!

خدايا «حال» ما را بى‌او ببين! و روزگارمان را بدون او مپسند!

خدايا! حال و روز ما را كه خالى از اوست با حال و روز خودت كه پيش او و با اوست، تغيير ده!

١٣. أللّهمّ اقض عنّا الدّين‌

خدايا! خودت، دين سنگين ما را به او كه تحقق سرورى او بر ماست، بپرداز!

خدايا! گناهان ما غيبت او را تمديد مى‌كند و غيبت او، دين او را برگردن ما سنگين‌تر مى‌گرداند.

بر همه گناهان ما قلم عفو و مغفرت كش!

١٤. و أغننا من الفقر

ما را نه به واسطه فقر، كه به واسطه او و در دولت كريمه او به بارگاه خودت بكشان!

خدايا! مرا در فقرى قرار مده كه نهايتش كفر است.

خدايا! مرا از او فقير نكن!

مرا در فقرى قرار ده كه نهايتش ايمان است.

خدايا! مرا فقير او كن!

خدايا! ما را با او بى‌نياز كن و به او بى‌نياز مكن!

\* خدايا! اين چهارده دعاى مرا كه همگى يك دعا بودند، به يك استجابت كه چهارده استجابت است، برسان! و حكومت او را كه حكومت چهارده تن است، هر چه زودتر بر زمين سايه‌گستر فرما! كه تو بر همه چيز توانايى: إنّك على كلّ شى‌ءٍ قدير.