ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - سيماى ياران حضرت مهدى (ع)
سيماى ياران حضرت مهدى (ع)
محمدتقى محمدى
صفحات تاريخ بشريت با همه نشيبها و فرازها، طلوعها و افولها، سراسر مشحون است از حوادث ريز و درشت كه آفرينندگان آنها با دستهاى همانديشه و همسو با خود، اين صحنهها را رقم زدهاند. اين دستان همفكر و همجهت «ياران» ناميده مىشوند كه با تمام وجود در تحقق اهداف و گرايشهاى خود تلاش مىكنند و موفقيت آنان مرهون جانفشانى، اخلاص و ايثار چنين يارانى است. مطابق معيارهاى تعقّل تاريخى، رمز موفقيت يا شكست اينگونه افراد غالبا در توان و صلاحيت يا عدم توان ياران خود نهفته است. پيامبران و ائمه معصومين (ع) هم از اين مسئله مستثنى نيستند و به وسيله ياران خُلّص، مرام و منظور خود را پياده كرده و رسالت الهىشان را انجام دادهاند. همان طورى كه پيامبر (ص) با مساعدت مهاجرين و انصار هدف الهى خود را تحقق بخشيد و حضرت على (ع) و فرزندان اطهارش هم با همدلى و هميارى ياران اندك خود در صدد اجراى منويات الهى خود بودند و در اين ميان رشادتها و ايثارها و جانفشانيهاى ياران حضرت سيدالشهداء (ع) جايگاه ويژهاى در تاريخ بشريت دارد. همچنين حضرت بقيةاللّهالاعظم (ع) را در تحقق دولت كريمه، يارانى مساعدت خواهند كرد و با قلت عِدّه و عُدّه، جهان را زير لواى آن حضرت خواهند آورد و بستر تحقق حكومت واحد جهانى را مهيا خواهند ساخت. در اين نوشته قصد آن داريم كه نگاهى هر چند گذرا بر سيماى ياران آن حضرت داشته باشيم.
در روايات متعددى كه از ائمه معصومين (ع) وارد شده سيماى ياران حضرتش ترسيم شده است، كه از ميان آنها به مرفوعه فضيل بن يسار از امام صادق (ع) مىپردازيم:
خداوند را در طالقان گنجى است نه از جنس سيم و زر و پرچمى است كه از هنگامى كه فرو پيچيده شده برافراشته نشده است و مردانى كه انگار دلهايشان پارههاى آهن است. شك و دودلى در ذات خدا، آن را نيالوده و از سنگ با صلابتتر است. اگر بركوهها يورش برند آنها را از جاى برمىكنند و هيچ شهرى مقصد پرچمهاى آنان واقع نمىشود مگر آنكه ويرانش مىسازند. گو اينكه بر اسبانشان بازها پر گشودهاند، از راه تبرّك، دست بر زين امام برده و دور امام گرد مىآيند. در جنگها با جان خود از امام (ع) محافظت نموده و از پس هر آنچه امام (ع) از آنان مىخواهد، برمىآيند. مردانى كه شب نمىآرمند و در نمازشان زنبورسان زمزمه دارند، شب را در قيام و قعود به سر مىآورند و صبح را بر پشت اسبانشان آغاز مىنمايند، در شب رهبانند و در روز شيران. از فرمانبرى كنيز، نسبت به آقايش، براى امام فرمانبردارترند.
بسان چراغهايى هستند. مثل اينكه دلهاشان چراغدان است. آنان از خشيت خدا ترسانند. شهادت را مىخواهند و آرزو مىكنند كه در راه خدا كشته شوند، شعارشان «يا لثارات الحسين» است. وقتى به حركت درمىآيند رعب و ترس [حاصل از هيبت و شكوه و انسجامشان] به مسافت راه يك ماه پيششان مىتازد.