ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - ما حجاب اسلاميم
سرمايه و ثروت علمى و فكرى و فرهنگى در اختيار دارند كه مىتوانند با آن همه چيز بسازند. اما كشورها و جوامعى كه علم و فرهنگ ندارند و ابزارآلات صنعتى و اقتصادى تهيه مىكنند اگر رشدى هم بكنند، اين پيشرفت آنها مصنوعى و غير طبيعى است. اين واقعيتى است كه در بسيارى از كشورهاى عربى و اسلامى شاهد آن هستيم. من از استاد مالك اهميت و ارزش انديشه را آموختم و پس از پيروزى انقلاب اسلامى دعوت امام خمينى (ره) را لبيك گفتم و بلافاصله پس از ورود ايشان به پاريس براى ديدار ايشان شتافتم و در آنجا خدمت ايشان رسيدم. پس از ورود امام به ايران نيز ايشان را در ايران زيارت كردم و يك ماه در ايران اقامت داشتم و با اطرافيان و پاسداران جوان كه عشاق خمينى بودند ديدارها داشتم و در آن فضاى ايمانى و جهادى تنفس كردم و از آن پس بار تعهّدى را در ازاى انقلاب اسلامى ايران بر دوش خويش احساس نمودم و خود را مديون امام خمينى (ره) مىدانم كه اسلام را زنده كرد و مسلمانان را از خواب غفلت بيدار نمود. پس از آن مدتى در فرانسه ساكن بودم كه رسالت بسيار سختى داشتم؛ زيرا فرانسه آنگونه كه گفته و شنيده مىشود؛ نيست. بلكه از سرسختترين كشورهاى اروپايى در دشمنى با اسلام است و در اين جهت از آمريكا سبقت گرفته است. به عبارت ديگر آمريكا به دلايلى مانند منافع و سياست و مسائل تاريخى با اسلام دشمنى مىكند امّا دشمنى فرانسويها با اسلام اساسى و ايدئولوژيك است.
من در فرانسه زندانى شدم و هرگاه كه به اين كشور وارد مىشدم ساعتها مورد بازجويى پليس اين كشور قرار مىگرفتم. آنها با طرفداران امام خمينى (ره) چنين مىكردند. امروز ايران به مرحله جديدى وارد شده و بايد گفت شعارها هركدام در مراحل خاصى مطرح مىشوند اما هرگز نمىتوانند جاى افكار و انديشه را بگيرند. افكار، سرمايه و حصن حصين يك ملّت است كه اگر مثلًا حكومتى از بين رفت افكار و فرهنگ جامعه مىتواند حكومتى نو بنا كند. ما بسيار بيشتر از غربيها سرمايه دينى و معنوى داريم. دين ما اسلام، دينى است كه صحيح و استوار و تحريف نشده است. من در دهها جلسه كنفرانس و بحث دينى حضور يافتهام. من در فرانسه در جاهايى وارد شدهام كه تاكنون هيچ مسلمانى بدان راه نيافته و نيز به «پلىتكنيك» رفتهام و رئيس اين مؤسسه را كه يك ژنرال بيش از شصت ساله بود به گريه واداشتهام. پس از اينكه اسلام را به او معرفى كردم باگريه گفت: عجيب است كه من در نزديكى چنين دين با عظمتى پير شدهام و آن را نشناختهام.
من در فرانسه به مؤسسه آموزش عالى «لگرونتپول» وارد شدم كه يكى از مؤسسات بزرگى است كه كادرهاى رهبرى كشور را تربيت مىكند. ما سمينارهاى متعددى برگزار كرديم كه در آنجا بوداييها و مسيحيان و يهوديان زيادى شركت كردند و به لطف خدا در اين سمينارها هميشه سخن اسلام سخن برتر بوده است. «كلمة اللّه هى العليا» ما در اين سمينارها پنجنفر پشت ميز مىنشستيم و چهار سؤال از طرف حاضران براى من مىآمد و حتى يك سؤال از آن چهار نفر ديگر نمىشد و اين لطف خدا بود.
پس از اينكه آنان اسلام را مىشناختند و نظرى به جوامع اسلامى مىانداختند، مىگفتند اگر اسلام اينقدر زيباست، پس اين چه وضعى است كه مسلمانان دارند. مىگفتند شما مسلمانان در غذا و دارو و فرهنگ به ديگران نيازمند هستيد. ما امروز نيازى نداريم كه ثابت كنيم اسلام از نظر فرهنگى برتر است؛ زيرا غرب در اين زمينه شكست خورده است. اما در عرصههاى اجتماعى و اقتصادى و سياسى ما تابع غرب و نيازمند و مصرف كننده كالاها و توليدات آنها هستيم. اين موجب فتنه و مشكل براى جوانان ماست كه شيفته غرب مىشوند. اين يك ميدان مبارزه است كه بايد در آن وارد شويم. در اين ميدان سلاحها بسيار متنوع است. ژنرال دوگل مىگفت: «من آرزو دارم كه دو آلمان وجود داشته باشد نه يك آلمان؛ زيرا اگر آلمان متحد باشد براى فرانسه خطر است» بر اين اساس غرب در رويارويى با مسلمانان جبهات متعددى ايجاد نموده است. اما در اينجا ما نبايد خود را ببازيم؛ زيرا غربيها قدرت بنيادى و اساسى فكرى و دينى ندارند. حتى ما مسلمانان مىتوانيم از اختلافاتى جزئى كه ميان كشورهاى غربى وجود دارد استفاده كنيم.
موعود: استاد! ما مىبينيم كه در تاريخ گذشته و معاصر اروپا در قبال يهوديان دو گونه موضع گرفته شده است. پيش از رنسانس و جنبش اصلاح دينى در اروپا، اروپاييان بايهوديان سخت دشمن بودند و آنان را قاتل حضرت مسيح (ع) مىدانستند اما پس از آن، اين نظر عوض شد و اروپاييها يهوديان را فرزندان خود تصور مىكنند شما اين مسئله را چگونه تحليل مىكنيد؟
من چنين فكر نمىكنم؛ بلكه حتى امروز اكثر اروپاييان از يهوديان تنفر دارند اما مسئله اين است كه از آنان مىترسند؛ چون يهوديان در اروپا بر مواضع قدرت تسلّط دارند و هركس بخواهد در برابر آنان بايستد درميدان سياست و مطبوعات او را خرد مىكنند. در دهههاى اخير، يهوديان جهت تسلط كامل بر كليسا يك استراتژى وضع كردند. در حدود سى، چهل سال پيش در يك مجله آمريكايى به نام «لوك» يهوديان نوشتند كه آنان چگونه توانسته اند افكار مسيحيان را عوض كنند. اين مجله در آمريكا در تيراژ ٩ ميليون توزيع مىشد. پس از آن در فرانسه مقالهاى با عنوان «نفوذ دشمنان در كليسا» منتشر شد و در آن گفته شد كه تعدادى از وزيران