ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - چرا مسيحيت صهيونيستى؟
دوستان كه طرح مباحثى پيرامون «مسيحيت صهيونيستى» برايشان سؤالبرانگيز شده بود عرض مىكنيم كه:
١. «مسيحيت صهيونيستى» جريانى «فرهنگى، سياسى» است كه با تكيه بر آموزههاى توراتى، تمايلات سياسى صهيونيستى و امكانات نظامى آمريكا سعى در كسب سلطه كامل بر جغرافياى فرهنگى و خاكى مسلمين (از نيل تا فرات) دارد.
٢. اين جريان موضوع زمينهسازى ظهور مقدس را بهانه حضور در خاورميانه، حمايت از اسرائيل، تسلط بر عراق و ... ساخته است.
٣. اين جريان «ظهور حضرت عيسى (ع)» را مشروط به تشكيل اسرائيل بزرگ، انهدام بيتالمقدس، بناى هيكل سليمان و بالاخره واقعه «آرماگدون» مىشناسند و حذف عوامل مزاحم تحقق اين استراتژى، مقابله با مسلمين و روحيه جهادى شيعيان، سلطه كامل بر ايران اسلامى و قتل عام مخالفان سلطه صهيونيسم بر سرزمينهاى اسلامى را مقدمه لازم به شمار مىآورد.
٤. رسانههاى غربى، به ويژه سينماى هاليوود طى سه دهه اخير سعى در القاء آموزههاى آخرالزمانى توراتى از طريق فيلمهاى سينمايى و بازيهاى كامپيوترى و ... به مردم غرب و زمينهسازى ذهنى براى آنها داشته و چهره منفور، غير واقعى و ظالمانهاى از مسلمين، جهادگران مسلمان شيعى و فرهنگ ولايى ارائه كردهاند. همچنين سازندگان اين فيلمها سعى در ايجاد انفعال و تأثيرپذيرى در روحيه جوانان مسلمان داشته و تلاش مىكند آموزههاى مذهبى و دينى آنها به ويژه باور مهدوى و موعودى را خرافه، اساطيرى و موهوم جلوه دهند.
٥. غرب در دهههاى آخر قرن بيستم (بهويژه پس از پيروزى انقلاب اسلامى) دريافت كه ايده «مهدوى» و فرهنگ ولايى اصيل كه توسط شيعيان مطرح مىشود از استعداد بالقوه و شگرفى براى تهديد فرهنگ و تمدن الحادى و سياست استكبارى غرب برخوردار است و به عنوان طرحى جايگزين «فرهنگ ليبراليستى» مىتواند جاذب عموم مردم سرخورده جهان امروز شود؛ از اينرو مخدوش ساختن چهره اين فرهنگ، القاء اين معنا كه آينده از آن فرهنگ ليبراليستى است و بيهوده جلوه دادن هرگونه تلاش براى تغيير وضع موجود در دستوركار گردانندگان نظام سلطه در بخشهاى فرهنگى و سياسى غربى قرار گرفته است.
٦. متمسك شدن به موضوع «قريب الوقوع بودن ظهور حضرت مسيح (ع)» براى محتوم جلوه دادن سلطه يهوديت و مسيحيت بر كل جهان در هيأت حكومت جهانى، حكايت از طرحى زيركانه، مُحرّف و سلطهجويانه دارد كه عدم بازشناسى صبغه فرهنگى و سياسى آن و همچنين مخفى ماندن زواياى اين امر براى مخاطبان مسلمان موجب بروز انحراف فرهنگى جوانان و تأثيرپذيرى آنها از آموزههاى منحرف غرب مسيحى و يهودى خواهد شد.
٧. غرب دريافته است كه ايده مهدويت بهصورت اصيل (چنانكه نزد شيعيان است) مىتواند كيان فرهنگى و مدنى غرب را با چالش جدى و بنيانكن روبرو كند. چنانكه در يك قرن گذشته انگلستان با فرقهسازى در ميان مسلمين (بهائيت، بابيت، شيخيه و ...) سعى در ايجاد تفرقه و انحراف ميان شيعيان و پيروان ساير مذاهب كرده است.
كنفرانس دهه هشتاد «تلآويو» و حضور جمعى از شيعه شناسان در آن كنفرانس روح حركتهاى اصلاحطلبانه مسلمين را براى غرب و يهوديت صهيونيستى آشكار ساخت. در آن نشست اعلام شد كه «نهضت سرخ عاشورا و باور سبز مهدوى» دو عامل مهم و تعيين كننده در حركتهاى اصلاحطلبانه شيعيان است.
مقابله با حاق فرهنگ اصلاحطلبانه (فرهنگ ولايى شيعه) و عوامل مبلغ آن (كانون مبلغان ايرانى آن) مهمترين استراتژى غرب براى حفظ نظام سلطه خود در سرزمينهاى شرق اسلامى و ساير بلاد است.
٨. طى چهارصد سال اخير غرب تماميت وَلايت (مهر و دوستى) و وِلايت (حكمرانى و خلافت) را به خود معطوف ساخته و هر جريانى جز آن را سركوب كرده است. غرب دريافته كه توجه، مهرورزى، دوستى و توسل مستضعفان به حجت حىّ خداوند و آمادگى پذيرش ولايت و ظهور حضرتش به معنى به صدا درآمدن زنگ مرگ تمام عيار فرهنگ و تمدن استكبارى است.
به زعم آنان ارائه چهرهاى ناپسند از «موعود مقدس» و معرفى مسلمين و شيعيان به عنوان وحشت آفرينان تروريست مىتواند راه خلاصى از بنبست و بحران فراگير قرن جديد باشد.
مسيحيت صهيونيستى با توسل و تمسك به اين حيله و با استفاده از همه قوا سعى در حفظ قدرت غرب و استمرار حاكميتش بر سرتاسر جهان دارد. به طورى كه از اولين سالهاى پيروزى انقلاب اسلامى شاهد ورود فيلمهايى چون «نوسترآداموس» و صدها فيلم ديگر از اين دست بوديم كه سعى در مخدوش ساختن چهره مقدس منجى آخرالزمان و موعود مسلمانان كرده است.
بازشناسى اين جريان محرّف، نقد و رد عملكرد تبليغاتى، سياسى و نظامى آن در جهان و به ويژه سرزمينهاى اسلامى مقدمهاى است براى مصونيت بخشيدن به جوانان، بيدارى گردانندگان و حاكمان سرزمينهاى اسلامى و متذكر شدن محققان و مبلغان براى نقد و مقابله جدى فرهنگى با اين خطر بزرگ.
و بالاخره، تمامى شيعيان و بهويژه جوانان فرهيخته ناگزير به هوشيارى و كسب آگاهى كامل از همه آنچه كه در حوزههاى مخلتف معرفتى و فرهنگى مىگذرد هستند و تنها توسعه دريافتها و مطالعه جدى و فراگير مىتواند آنان را در رويارويى با آنچه كه كيان تفكر و فرهنگ اسلامى را به مخاطره مىاندازد يارى دهد. فراموش نكنيم كه دشمن با مراقبت تمام و با تأسيس مراكز عمده مطالعاتى، همه حركتهاى مسلمانان و شيعيان طالب فرهنگ جهادى و ولايى را پيگيرى مىكند و با جديت تمام به شناسايى عكسالعملهاى آنان در برابر تصميمات و اعمال غرب استكبارى مىپردازد.
سردبير