ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - فجر مقدس
خونخواهى پدران خويش وارد كوفه مى شوند در اين زمان كه آنها به اين امر مشغولند، سپاهيان يمانى و خراسانى (به آنها) رو مى كنند كه همانند اسبان مسابقه اى آشفته موى، گرد سفر بر تن نشسته، شمشير از نيام بر كشيده و راست قامت و پولادين عزم و چونان تير كمان هستند. وقتى يكى از آنها به باطن مردى نگاه مى كند مى گويد از اين پس، هيچ خيرى در مجلس ما نيست. بارالها حقيقتا توبه كرده ايم. آنها همان «ابدال» هستند كه خداوند متعال در كتاب عزيزش آنها را (چنين) توصيف كرده است:
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ[١]
حقيقتا خداوند توبه كنندگان و طهارت جويان را دوست دارد.
همانندان آنها هم از آل محمد (ع) هستند[٢].
جابر جعفى هم در حديثى طولانى از امام باقر (ع) نقل مى كند:
سفيانى سپاهى را به كوفه اعزام مى كند كه ٠٠٠/ ٧٠ نفر هستند. آنها اهل كوفه را به مصايب كشتار، اعدام و اسارت مبتلا مى كنند. در اين زمان است كه پرچمهايى از ناحيه خراسان نمايان مى شوند كه منازل را به سرعت سپرى مى كنند و در ميان آنها يكى از اصحاب حضرت مهدى (ع) وجود دارد. پس از آن مردى از موالى ساكن كوفه به همراه جمعى از ضعيفان شورش مى كند كه سپاه سفيانى او را در بين حيره و كوفه مى كشند[٣].
امام صادق (ع) هم در روايتى طولانى مى فرمايند:
آن واقعه اتفاق نخواهد افتاد، تا اين كه يكى از شورشيان از نسل ابوسفيان سر به طغيان بردارد و به مدت باردارى يك زن؛ يعنى ٩ ماه حكومت كند و چنين نخواهد شد تا اين كه يكى از فرزندان «شيخ» قيام كند و او را درون نجف پس از پسرش مى كشند. واللّه گويى كه نيزه ها و شمشيرها و كالاهاى همراه آنها (الآن در مقابلم هستند و) دارم به آنها نگاه مى كنم كه در كنار ديوارى از ديوارهاى نجف در روز دوشنبه اى آنها را نهاده اند و روز چهارشنبه شهيد مى شود[٤].
اصبغ بن نباته در حديث بلند ديگرى از اميرالمؤمنين (ع) روايت مى كند كه فرمودند:
... و حصار كشيدن در اطراف كوفه به وسيله نگهبانى و كندن خندق و از بين بردن سه گوش خانه در بن بستهاى كوفه و تعطيلى مساجد به مدت ٤٠ شب و پيدا شدن هيكل و تكان خوردن سر پرچم در اطراف مسجد اكبر كه قاتل و مقتول هر دو به آتش افكنده مى شوند و كشتار سريع و مرگ ناگهانى و كشته شدن نفس زكيه در پشت كوفه در ميان ٧٠ (نفر)[٥].
از آن حضرت باز نقل شده كه:
٧٠ نفر از صالحان (عالمان دينى) كه سر دسته شان مرد با منزلتى است كشته خواهند شد كه او را (سفيانى) مى كشد و خاكسترش را در ميان جلولا و خانقين برباد مى دهد و اين پس از آن است كه در كوفه ٤٠٠٠ نفر را كشته است[٦].
از امام صادق (ع) هم چنين نقل شده است:
گوييا (هم عصر) با سفيانى هستم كه بارش را در ميدانهاى شما پهن كرده و سخنگوى او ندا در مى دهد كه هركس سر شيعه اى از شيعيان على را بياورد، ٥٠٠٠ درهم (جايزه) مى گيرد. پس همسايه به همسايه اش حمله مى كند و مى گويد اين از آنهاست. گردنش را مى زند و جايزه را مى گيرد. فرمانروايى شما هم در آن زمان از آن حرامزادگان است. گوييا آن مرد آبله رو را مى بينم. پرسيدند او كيست؟ فرمودند: مردى كه به عنوان يكى از شما و هم عقيده با شما (عرب و مسلمان) وارد صحنه مى شود. او شما را خوب مى شناسد ولى شما او را نمى شناسيد پس شما را محاصره كرده و يك يك دستگير مى كند و نابود مى سازد و او زنازاده اى بيش نيست[٧].
حضرت على (ع) هم فرمودند:
وقتى سپاه سفيانى به سوى كوفه حركت كند، به طلب اهل خراسان گسيل مى شوند كه اهل خراسان هم به جست وجوى حضرت مهدى (ع) قيام كرده اند. پس (سفيانى) و هاشمى (سيد خراسانى) كه پرچمهاى سياه را حمل مى كنند با هم رو در رو مى شوند. پيشاپيش آنها شعيب بن صالح در حركت است كه در دروازه اصطخر به سفيانى برمى خورد. در ميان آنها جنگى شديد درمى گيرد و (صاحبان) پرچمهاى سياه پيروز مى شوند و سپاه سفيانى متوارى مى شود. پس از آن است كه مردم مشتاق و آرزومند حضرت مهدى (ع) مى شوند و به جست وجويش مى پردازند[٨].
٢- آشوبهاى مِنا
احاديث شريف ما از آشوبى كه در ميان حاجيان طى مراسم حج رخ خواهد داد خبر مى دهند كه در واقع دنباله اختلافات اهالى حجاز بر سر پادشاهى آن ديار است.
امام صادق (ع) فرمودند:
مردم با هم حج مى كنند و وقوف در عرفاتشان را هم با همديگر و بدون امام انجام مى دهند. هنگامى