ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٨
نيام برآمده در اقامه عدل و داد.
القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سياه فتنه و جور.
شمس الضلّام: خورشيد آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمين.
ربيع الانام: بهار مردمان، سرفصل شكوفايى انسان، فصل اعتدال خلايق.
نضرة الايام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاريخ.
الدين المأثور: تجسم دين، تجسيد آيين برجاى مانده از آثار پيامبران، خود دين، كيان آيين، روح مذهب.
الكتاب المسطور: قرآن مجسم، كتاب نوشته شده با قلم تكوين، معجزه پيامبر در هيئت بشرى.
صاحب الامر: دارنده ولايت امر الهى، صاحب فرمان و اختياردار شريعت.
صاحب الزمان: اختياردار زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق.
مطهّرالارض: تطهير كننده زمين كه مسجد خداست، از بين برنده پليدى و ناپاكى از بسيط خاك.
ناشرالعدل: برپا دارنده عدالت، برافرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گيتى.
مهدى الامم: هدايتگر همه امت ها، راه يافته راهنماى همه طوايف بشريت.
جامع الكلم: گردآورنده همه كلمه ها براساس كلمه توحيد، وحدت بخش همه صفها.
ناصر حق اللّه: ياريگر حق خدا، ياور حقيقت.
دليل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند.
الثائر بأمراللّه: قيام كننده به دستور الهى، برانگيخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غير خدا به امر خدا.
محيى المؤمنين: احياگر مؤمنان، حياتبخش دلهاى اهل ايمان.
مبيرالكافرين: نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك كننده كفار.
معزّالمؤمنين: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ايمان.
مذلّ الكافرين: خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروت كفرپيشگان.
منجى المستضعفين: نجات دهنده مستضعفان، رهايى بخش استضعاف كشيدگان.
سيف اللّه الذى لاينبو: شمشير قهر خدا كه كندى نپذيرد.
ميثاق اللّه الذى اخذه: پيمان بندگى خدا كه از بندگان گرفته شده.
مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان.
ناموس العصر: نگهدارنده زمان، كيان هستى دوران.
كلمة اللّه التامه: كلمه تامه خداوند، حجت بالغه الهى.
تالى كتاب اللّه: تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آيات كريمه قرآن.
وعداللّه الذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پيمان تخلف ناپذير الهى.
رحمة اللّه الواسعة: رحمت بى پايان خدا، لطف و رحمت بى كرانه پروردگار رحمت گسترده حق.
حافظ اسرار رب العالمين: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.
معدن العلوم النبويه: گنجينه دانش هاى پيامبرى- خزانه معارف نبوى.
نظام الدين: نظام بخش دين.
يعسوب المتقين: پيشواى متقين.
معزّالاولياء: عزت بخش ياران.
مذلّ الاعداء: خواركننده دشمنان.
وارث الانبياء: ميراث بر پيامبران.
نور ابصار الورى: نور ديدگان خلايق.
الوتر الموتور: خونخواه شهيدان.
كاشف البلوى: برطرف كننده بلاها.
المعد لقطع دابر الظلمه: مهيا شده براى ريشه كن كردن ظالمان.
المنتظر لاقامة الامت والعوج: مورد انتظار براى از بين بردن كژيها و نادرستى ها.
المترجى لازالة الجور والعدوان: مورد آرزو براى برطرف كردن ستم و تجاوز.
المدّخر لتجديد الفرائض والسنن: ذخيره شده براى تجديد واجبات و سنن الهى.
المؤّمل لاحياء الكتاب و حدوده: مورد اميد براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.
جامع الكلمة على التقوى: گردآورنده مردم براساس تقوى.
السبب المتصل بين الارض والسماء: واسطه بين آسمان و زمين، كانال رحمت حق بر خلق.
صاحب يوم الفتح و ناشر راية الهدى: صاحب روز پيروزى و برافرازنده پرچم هدايت.
مؤلف شمل الصلاح والرضا: الفت دهنده دلها براساس رضايت و درستكارى.
الطالب بدم المقتول بكربلا: خونخواه شهيد كربلا.
المنصور على من اعتدى عليه وافترى: يارى شده عليه دشمنان و افترازنندگان.
المضطر الذى يجاب اذا دعى: پريشان و درمانده اى كه چون دعا كند دعايش مستجاب شود.