ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - ميزگرد مسيحيت صهيونيستى
اعلام مى شود. اينها به اين واقعه اشاره دارند كه در منطقه آرماگدون يك جنگ بزرگ اتمى رخ مى دهد كه بعد از اين جنگ كه منجر به كشته بيشمارى از مردم مى شود تا سه ميليارد نفر پيش بينى شده است، حضرت مسيح (ع) ظهور مى كند و امكان اين به وجود مى آيد كه مسيحيان جهان شاهد سيماى حضرت مسيح (ع) باشند. اما آنچه كه از نظر مسيحيت صهيونيستى پيگيرى موضوع را جدى مى كند اين است كه براى محقق شدن اين موضوع مى بايستى زمينه سازى كرد و از آنجايى كه اين جنگ در زمانى حادث خواهد شد كه اسرائيل به قدرت تام و تمام رسيده و يهوديان جهان در اسرائيل متمركز شده اند و در درگيرى بزرگ اتمى در منطقه هرمجدون زمينه هاى ظهور حضرت مسيح (ع) فراهم خواهد شد، از بعد از ساخته شدن فيلم نوسترآداموس هم تا به امروز عموم فيلمهايى كه به نوعى با سرمايه گذارى همه اينها طراحى و ساخته شده ما اشاره اى مستقيم و غير مستقيم به موضوع آرماگدون، جنگ نهايى، پايان تاريخ و ظهور حضرت مسيح را ما شاهدش هستيم. يعنى در واقع جنگ آرماگدون را جنگى مى دانند كه واپس آن تاريخ پايان مى پذيرد و از حتى برخى از عباراتشان زمين را به عنوان مرحوم زمين ياد مى كنند يعنى زمينى كه ديگر مرده است و ديگر نبايد از آن سخنى به ميان آورد. جالب اينجاست كه وقتى در فيلم سينمايى آرماگدون مشاهده مى كنيم اشاره مى شود كه جهان توسط يك نيروى ماورائى و يك نيروى خارج از قدرت معمولى بشر تهديد مى شود و اين تهديد بزرگ مردم آمريكا را تهديد مى كند و بايد با آن مبازره كرد، مقابله كننده اصلى هم كسى نيست جز تكنولوژى آمريكا و مردان پر قدرت آمريكا. اين موضوع را در فيلمهاى ديگر هم مى بينيم و در فيلم «روز استقلالIndependence day » هم همين مضمون تكرار مى شود و در ساير فيلمها هم ما به گونه هاى مختلف با اين موضوع روبرو هستيم. ظهور مسيح، پايان تاريخ، دجالى كه ظهور مى كند و نيروهايى كه مقابله كنند. آن دو پيروز شونده كه مشخصا آمريكا و تكنولوژى آمريكاست. من از دوستان هم خواهش مى كنم كه اگر ممكن است درباره اين موضوع كه تأكيد فراوان اينها بر اين واقعه آرماگدون و ظهور حضرت مسيح (ع) از چه وجوهى برخوردار است و طرح آن به اين معنا چگونه مسلمين را به يك چالش، به يك گفت وگو يا حتى درگيرى جدى فرا مى خواند؟
آقاى افقهى: «آرماگدون» واژه لاتين است و يك بار بيشتر در كتاب مقدس نيامده به نام «هرمجدون» يا «هرمجيدو» در سفر[١] مكاشفه يوحنا است. اين واژه در كتاب مقدس به صورت آيه شانزده آمده است. آنجا اشاره دارد به اين كه آنگاه كه نيروهاى اهريمنى گرد هم آمدند. و بعد از آن آيه تمام مى شود و هيچ صحبتى از اين قضيه نمى شود. «مجيدو» دشت مرتفعى است در ٥٥ كيلومترى شمال شهر قدس بين حيفا و قدس و از دريا به عمق ١٥ كيلومتر در خاك فلسطين. «هار» كلمه عبرى به معناى تپه و محل مرتفع و «مجيدو» يعنى اشراف. بنابراين «هارمجيدون» كه «هارمجيدو» بوده و بعد شده «هارمجيدون» در واژه عبريش يعنى «تپه اشراف»، اين جريان مدّعى است آنجا محل تجلى قدرت و ظهور حضرت مسيح است! كه مى گويند نيروهاى اهريمنى، اشاره به ما مسلمين و كلًا شرق دارد، در دو نبرد فرزندان خدا را تهديد مى كنند، يكى نبرد يأجوج و مأجوج بر عليه قوم يهود و سرزمين فلسطين است كه آنها امروز مفهوم يأجوج و مأجوج را بر روسيه و چين تطبيق داده اند. آنها اين وقايع را به هر صورت كه خود بخواهند تطبيق مى دهند، اينها در تفسير ديگرى مى گويند كه يأجوج و مأجوج، اشاره به روسيه اتمى و لشكر اعراب و مسلمين دارد و اين قبل از جنگ[٢] آرماگدون اتفاق مى افتد كه مى خواهند كشور اسرائيل را نابود كنند، منتها فرزندان مسيح و غرب به كمك فرزندان يهود مى آيند «كه اين اشاره دارد به جنگهاى امروز و روياروييهاى امروزى بين اعراب و اسرائيل» مى خواهند بگويند كه ببينيد اينها مى خواهند ما را از بين ببرند و به همين دليل «خانم كاندليزا رايز» مى گويد كه امروز كليد امنيت جهان امنيت اسرائيل است. خيلى حرف مهمى است. آقاى «تونى بلر» هم مى گويد كه ما موظف و مكلف به حفظ امنيت اسرائيل هستيم. آقاى «جرج بوش پسر» هم چيزى قريب به اين مضمون بيان مى كند كه حفظ امنيت اسرائيل در اولويتهاى كار ماست. ما ديگر شواهد و اعترافات صريح تر از اين نمى توانيم پيدا كنيم كه موقعيت اسرائيل براى اينها چه جايگاهى دارد و اينها چه كار دارند مى كنند با ما.
همانطورى كه فرموديد اينها معتقدند كه جنگ درمى گيرد و حضرت مسيح در آسمان آرماگدون ظاهر مى شود و فرزندان ايمانى خود را به آسمان منتقل مى كند. يهود هم كه تا به آن روز در آمادگى كامل است و مجهز براى رويارويى با نيروهاى محور شرارت و نيروهاى اهريمنى در صحنه اين نبرد نابود شوند و اين جنگ را نهايتا فرزندان خدا يعنى يهود مى برند و تا سه ميليارد جمعيت كشته مى شوند!! اشكالى كه گرفته مى شود اين است كه اين قطعه زمين مگر وسعت و گنجايش اينهمه آدم را دارد؟ پاسخى كه آقاى كلايد به خانم هالسل در آن سفر سياحتى- زيارتى شان از آمريكا به سرزمينهاى اشغالى داشت جواب مبهمى است. كه گويد اين جنگ بايد اتفاق بيفتد و اينها همه ميميرند. هالسل مى گويد آخر اين منطقى نيست نه از نظر محاسبات رياضى و نه از نظر عقلى. برخى آمده اند توجيه كرده اند كه نه، اين نقطه مركز درگيرى است و اين درگيريها سرايت مى كند به تمام دنيا و همان جنگ تمدنها و جنگ و رويارويى بين نيروهاى اهريمنى و نيروهاى صلح دوست در تمام نقاط زمين شعله ور خواهد شد و نهايتا فرزندان خدا كه يهود باشند پيروز مى شوند و آنگاه حضرت مسيح (ع) به زمين برمى گردند و دارالحكومه خودشان را و پايگاه حكومتى خودشان را در هيكل سليمان يا معبد سليمان مستقر خواهد كرد و به مدت هزار سال حكومتش بطول ميانجامد. قطعا و از مسلمات پيشگويى اينها كه بر حتميت وقوعش اصرار دارند مسئله انهدام مسجدالاقصى است كه ان شاءاللّه به آن خواهيم پرداخت. اين اجمالى بود راجع به جنگ آرماگدون.
موعود: آيا آنچه به عنوان جنگ تمدنها دارد مطرح مى شود ناظر به همين موضوع نيست؟
آقاى افقهى: متأثر از اين موضوع است. يعنى هم انديشه آقاى ساموئل هانتينگتون كه معروف به طراح