ماهنامه موعود
(١)
شماره سى و نهم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
از عالم پندار تا عالم ديدار
٢ ص
(٤)
مبارك باد
٥ ص
(٥)
ويژگى هاى عصر ظهور
٦ ص
(٦)
ميزگرد مسيحيت صهيونيستى
١٤ ص
(٧)
غرب، سينما و آخرالزمان
٢٤ ص
(٨)
آخرالزمان
٢٩ ص
(٩)
امنيت روانى و اجتماعى در زمان حضرت ولى عصر (عج)
٣٠ ص
(١٠)
رجعت امام حسين (ع) در قرآن و روايات
٣٤ ص
(١١)
تازه ها
٣٧ ص
(١٢)
انا المهدى
٣٨ ص
(١٣)
گلبانگ
٤٠ ص
(١٤)
فرياد سكوت
٤٠ ص
(١٥)
آهِ جامد
٤٠ ص
(١٦)
ديوانه عشق تو
٤١ ص
(١٧)
جور خار و مهر يار
٤٢ ص
(١٨)
يادگارى هاى موعود
٤٨ ص
(١٩)
مسجد سهله
٤٨ ص
(٢٠)
فضايل مسجد سهله
٤٩ ص
(٢١)
آداب و اعمال مسجد سهله
٥٢ ص
(٢٢)
معرفى كتاب
٥٣ ص
(٢٣)
مهربان بى دريغ
٥٤ ص
(٢٤)
شوق وصال
٥٦ ص
(٢٥)
فجر مقدس
٥٨ ص
(٢٦)
قرن هاى انتظار
٦٤ ص
(٢٧)
اربعينيات درباره مهدى موعود (ع)
٦٦ ص
(٢٨)
فراوانى و شمارگان اربعينيات
٦٦ ص
(٢٩)
ريشه ها و انگيزه ها
٦٦ ص
(٣٠)
اربعينيات درباره امام مهدى (ع)
٦٧ ص
(٣١)
نظرسنجى
٧٢ ص
(٣٢)
پايگاه هاى شيعى در اينترنت
٧٣ ص
(٣٣)
به كدام نام بخوانمت؟
٧٧ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - غرب، سينما و آخرالزمان

دريچه اميد است. در اين مرحله جدال ميان حق و باطل به اوج مى رسد و «نبرد نهايى»[١] آغاز مى شود. مرحله سوم، در پى غلبه حق بر باطل و هزيمت اهريمن از گيتى آغاز مى شود و به «عصر طلايى»[٢] موسوم است. در اين مرحله انسان به نهايت رشد و كمال نايل مى شود و تمام ظرفيتهاى نهفته عالم هستى بروز مى كنند.

براساس يك الگوى آخرالزمانى مشترك، در تمامى اديان الهى و بسيارى از اساطير كهن اقوام و ملل، تقريبا همين روايت سه مرحله اى را مى توان يافت و در اكثر اين روايات يك ضد منجى يا «آنتاگونيست»[٣] مهم ترين مانع پيش روى منجى‌[٤] و ياران اوست كه تمام تاريكيها و نيروهاى اهريمنى در پشت سر او قرار گرفته اند. براساس اكثر روايات، نبرد نهايى ميان خير و شر، نبردى سهمگين و خونبار است كه طى آن منجى و يارانش به امداد الهى بر لشكر اهريمن پيروز خواهند شد و بقية السيف اين نبرد، ظهور عصر طلايى يا آرمان شهر[٥] آخرالزمانى را شاهد خواهند بود.

آنچه بيان شد در حقيقت خويش به فطرت آدمى برمى گردد و همين الگوى فطرى به دليل برخوردارى از ساختار اوليه درام (جدال خير و شر و روايت فرازمانى) دستمايه بسيارى از رمانهاى مشهور و فيلمنامه هاى سينمايى قرار گرفته است. حتى داستانها و فيلمهاى كودكان نيز از اين سوژه جذاب بى نصيب نمانده اند و همذات پندارى كودك با شخصيت منجى به عنوان مهم ترين عامل جذابيت اين قبيل آثار براى كودكان و نوجوانان در نظر گرفته شده است.

طبعا نظام تصويرى هاليوود[٦] نيز به عنوان بزرگ ترين امپراتورى سينمايى جهان، به دلايل عديده اين سوژه جذاب و جهانى را محور بسيارى از محصولات تصويرى خويش قرار داده است؛ تا جايى كه هم اكنون در سينماى آمريكا، انواع مختلفى از آخرالزمان را مى توان مشاهده نمود و به همان ميزان منجيان آخرالزمانى نيز متكثر و متنوع اند. اين گونه هاى آخرالزمانى در يك طبقه بندى ساده عبارتند از: آخرالزمان تكنولوژيك‌[٧]، آخرالزمان طبيعى‌[٨]، آخرالزمان دينى‌[٩]، آخرالزمان علمى- تخيلى‌[١٠] و آخرالزمان اسطوره اى‌[١١] كه هر يك واجد شرايط و قهرمانان مختص خويش هستند.

در «آخرالزمان تكنولوژيك» آدمى با آفريده هاى تكنولوژيك خويش در جدال است و اين مصنوع شوريده بر صانع، شرايط آخرالزمانى را براى انسان پديد مى آورد. جرقه هاى آغازين اين گونه را در آثارى مانند: «دكتر فرانكنشتاين»[١٢] و تداوم آن را در «ترميناتور ٢»[١٣] و «ماتريكس»[١٤] مى توان ديد. در اكثر اين آثار انسان در مقابل مصنوع و مخلوق خويش كم آورده و دچار بحران هويت است. منجى اين قبيل آثار معمولًا يك انسان دانا و شجاع است كه با درآميختن دانش و شهامت در ضمير خويش، پيروان اندك خود را هدايت و رهبرى مى كند. در پايان نيز اين تكنيسين اخلاق گرا، آنتاگونيست تكنولوژيك را شكست مى دهد و بر نيروهاى دشمن غلبه مى كند.

در «آخرالزمان طبيعى» طبيعت صبور و مقهور انسان، به دلايل عمده (از جمله تخريب طبيعت به دست آدمى) بر عليه نسل بشر عصيان مى كند و وقايعى مانند: گردباد، سيل، زلزله، آتشفشان و برخورد شهاب سنگهاى عظيم به كره زمين، شرايط آخرالزمانى را پديد مى آورند. گاهى نيز به دليل دخالتهاى نابجاى انسان در پروسه هاى طبيعى و دستكاريهاى ژنتيك، هيولاهاى ناشناخته اى از دل طبيعت پديدار مى شوند و حيات بشر را به مخاطره مى افكنند. فيلمهايى نظير: «برخورد عميق»[١٥]، «آرماگدون»[١٦]، «قله دانته»[١٧]، «دنياى آب»[١٨]، «گودزيلا»[١٩] و «پارك ژوراسيك»[٢٠] هر يك به سهم خود، مصاديقى از آخرالزمان طبيعى محسوب مى شوند.

«آخرالزمان دينى» مهم ترين و قابل بحث ترين رويكرد سينماى هاليوود به بحث آخرالزمان است كه به دو شيوه: پرداخت مستقيم يا رويكرد نمادين و استعارى، شرايط آخرالزمانى را به تصوير مى كشد. در اين رويكرد آنتاگونيست در قالب يك ضد ارزش دينى (مثلًا: شيطان‌[٢١]، ضد مسيح‌[٢٢] يا دجّال) در يك زمان خاص از زندان خود رها مى شود و حيات بشر را بر روى كره زمين مورد تهديد قرار مى دهد. طبعا در اين قبيل آثار، منجى يك شخصيت متدين (مثلًا يك كشيش‌[٢٣] يا يك قديس)[٢٤] است كه با تلفيقى از ايمان و شهامت و ايثار، آنتاگونيست را شكست مى دهد و سحر شيطان را باطل مى كند. در اين قبيل آثار گاهى مسيح‌[٢٥] و گاهى پيروان او محور مقابله با شرارت اند و در پروسه اى تقديرى و حساب‌