ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠ - ويژگى هاى عصر ظهور
شما نشسته ام ولى به دو زبان مختلف صحبت مى كنيم، من به زبان خودم مى شنوم و حضرت عالى هم به زبان خودتان مى شنويد كه اين مطلب به هيچ وجه با وسايل و دستگاههاى امروزى منطبق نيست. بنابراين، اين احاديث به تعبير ما طلبه ها، آبى از تأويل است؛ يعنى إبا دارد از اين كه به ابزار و ادوات تأويل شود.
شما مهم ترين عامل پذيرش مردم را شنيدن همان نداى اول مى دانيد؟
اين ندا، تنها يكى از اسباب پذيرش مردم است. خود سيره حضرت، و اصلاحاتى كه ايشان انجام مى دهند اسباب ديگر پذيرش عمومى است. آقا بقية اللّه (ع) در همان روز اولى كه وارد كوفه مى شوند اصلاحات خود را آغاز مى كنند. آقا امام صادق (ع) مى فرمايد كه آقا بقية اللّه (ع) در اول حكومت اعلام مى كند: «من مات و ترك دينا فإلى و على»؛ هر كسى از دنيا برود و دَينى بر گردنش باشد بر من است [پس طلبكار] به سوى من بيايد. «من مات و ترك مالًا فلورثته»؛ ولى اگر كسى از دنيا برود و مالى از او باقى بماند مال ورثه اوست به من ربطى ندارد. مالش مال ورثه اش، دينش بر عهده من.
همانجا شروع مى كنند به پاكسازى محيط. به طورى كه در احاديث داريم كه: «لايبقى ذو علّة»؛ يك بيمار روى زمين نمى ماند؛ «ولا ذو آهة»؛ هيچ مشكلدارى در روى زمين نمى ماند. «لايبقى أعمى ولا مُقعد»؛ يك نابينا و يك زمينگير در روى زمين نمى ماند. اين يعنى سلامتى و بهداشت جهانى به تمام معنا.
موضوع ديگرى كه در زمينه عصر ظهور مطرح است، گسترش دانش بشرى است. آنچه از علوم كه توسط انبيا به مردم رسيده و يا خود مردم به آن دست يافته اند مجموعا دو حرف است- به تعبيرى- كه از امام سجاد (ع) و از امام صادق (ع) رسيده است- اما وقتى حضرت مهدى (ع) تشريف مى آوردند، ٢٥ حرف ديگر به آن اضافه مى كنند؛ يعنى تمام آن ٢٧ حرفى كه خداوند براى بشر در نظر گرفته جارى مى شود. شما حساب كنيد تا ١٠٠ سال قبل برق نبود، برق كه آمد يك علم بر هزاران علم بشر افزوده شد، رنگ دنيا عوض شد. بعد از آن تلفن و تلگراف و امثال اينها آمد و جهان عوض شد. در زمان خود ما اينترنت كه آمد كلًا سيماى جهان عوض شد. يعنى يك علمى كه بر صدها علم بشر اضافه مى شود جهان رنگش عوض مى شود. حال تصور كنيد اگر يك مرتبه بر دو علم بشر بيست و پنج علم افزوده شود؛ يعنى ٥/ ١٢ برابر علم موجود، بر آن افزوده شود، اصلًا عالم، عالم ديگرى مى شود. ما هر چه تلاش كنيم، مطالعه كنيم و قوه مخيله خود را به كار اندازيم كه زمان ظهور را ترسيم كنيم، عاجزيم و نخواهيم توانست. يعنى دقيقا همان طورى كه ما براى ترسيم روز قيامت و عالم آخرت عاجزيم و هر چه تلاش كنيم نمى توانيم براساس برداشتى كه از اين جهان داريم به تصويرى از آن جهان دست يابيم، عصر ظهور هم نسبت به عصر ما آنقدر از لحاظ عظمت، شكوه و زيبايى در سطح بالايى است كه براى ما قابل تصور نيست. بنابراين وقتى عصر ظهور آغاز مى شود، مردمى كه دوران قبل را ديده اند؛ يك مرتبه دورانى را مى بينند كه همه چيز آن عوض شده است و اگر كسى بين خود و فهمش سدى ايجاد نكرده باشد برايش خيلى روشن خواهد بود كه نه اين جهان، مشابه آن جهان است، نه اين رهبر، مانند رهبرانى كه تا حالا ديده است و نه اين حكومت، مشابه حكومتهايى كه تا كنون وجود داشته است.
شما فرموديد: مردم بعد از شنيدن نداى آسمانى ماه رمضان، دعوت جهانى امام مهدى (ع) را قبول مى كنند ولى آن طور كه ما در روايات ديده ايم دوران اول ظهور، خصوصا بعد از آن اعلام جهانى، حضرت مرتب در مكه مى جنگند. حتى ذكر شده كه وقتى ايشان از مكه خارج مى شوند نايبشان را مى كشند، پس چطور ممكن است كه ما بگوييم مردم قبول مى كنند در حالى كه اين جنگ ها را هم داريم؟
تعبير روايات ما درباره عصر ظهور اين است كه «يملأ الأرض قسطا و عدلًا كما ملئت ظلما و جورا»؛ آن حضرت دنيا را آن گونه كه پر از ظلم و ستم شده بود از قسط و عدالت پر مى كند. آن حالتى كه عرض كردم طبعا بعد از شب اول نيست. بعد از گذراندن يك دوره اى است كه مدت آن در احاديث هشت ماه ذكر شده است. تعبير احاديث اين است كه آن حضرت هشت ماه شمشير حمايل مى كند. ولى بعد از هشت ماه ديگر هيچ نيازى ندارند كه شمشير حمايل كنند. از ماه رمضان كه شروع كنيم، شوال، ذيقعده، ذيحجه، محرم، يعنى ٣ ماه و ١٧ روز بعد از آن صيحه آسمانى روز قيام جهانى است. باز هم مطابق آن روايات تا پنج ماه بعد هم كم و بيش درگيرى هست. براساس روايات فراوان وقتى آن حضرت وارد كوفه مى شوند، هنوز لشكر سفيانى در كوفه است و با ورود آن حضرت به كوفه آنها از كوفه فرار مى كنند و به طرف مدينه مى آيند. آنها در مدينه قتل عام مى كنند و از آنجا به طرف مكه