ماهنامه موعود
(١)
شماره سى و نهم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
از عالم پندار تا عالم ديدار
٢ ص
(٤)
مبارك باد
٥ ص
(٥)
ويژگى هاى عصر ظهور
٦ ص
(٦)
ميزگرد مسيحيت صهيونيستى
١٤ ص
(٧)
غرب، سينما و آخرالزمان
٢٤ ص
(٨)
آخرالزمان
٢٩ ص
(٩)
امنيت روانى و اجتماعى در زمان حضرت ولى عصر (عج)
٣٠ ص
(١٠)
رجعت امام حسين (ع) در قرآن و روايات
٣٤ ص
(١١)
تازه ها
٣٧ ص
(١٢)
انا المهدى
٣٨ ص
(١٣)
گلبانگ
٤٠ ص
(١٤)
فرياد سكوت
٤٠ ص
(١٥)
آهِ جامد
٤٠ ص
(١٦)
ديوانه عشق تو
٤١ ص
(١٧)
جور خار و مهر يار
٤٢ ص
(١٨)
يادگارى هاى موعود
٤٨ ص
(١٩)
مسجد سهله
٤٨ ص
(٢٠)
فضايل مسجد سهله
٤٩ ص
(٢١)
آداب و اعمال مسجد سهله
٥٢ ص
(٢٢)
معرفى كتاب
٥٣ ص
(٢٣)
مهربان بى دريغ
٥٤ ص
(٢٤)
شوق وصال
٥٦ ص
(٢٥)
فجر مقدس
٥٨ ص
(٢٦)
قرن هاى انتظار
٦٤ ص
(٢٧)
اربعينيات درباره مهدى موعود (ع)
٦٦ ص
(٢٨)
فراوانى و شمارگان اربعينيات
٦٦ ص
(٢٩)
ريشه ها و انگيزه ها
٦٦ ص
(٣٠)
اربعينيات درباره امام مهدى (ع)
٦٧ ص
(٣١)
نظرسنجى
٧٢ ص
(٣٢)
پايگاه هاى شيعى در اينترنت
٧٣ ص
(٣٣)
به كدام نام بخوانمت؟
٧٧ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - ويژگى هاى عصر ظهور

همان سيصد و نه سالى است كه دوران فرمانروايى آقا بقية اللّه است.

شما فرموديد مدت حكومت امام عصر (ع) ٣٠٩ سال است، بر چه اساس اين عدد را بر اعداد ديگرى كه براى مدت حكومت آن حضرت ذكر كرده اند؛ مانند ٣، ٥، ٧ و ٩ سال، ترجيح داده ايد؟

اولًا روايت مربوط به ٣٠٩ سال كه در غيبت شيخ طوسى و در كتابهاى فضل ابن شاذان آمده از صحت بيشترى برخوردار است. اين روايت، از لحاظ حديث شناسى، حديثى صحيح و صحيح اعلايى است. ثانيا، عقل بشر اين معنا را درك مى كند كه اگر بنا باشد در دنيا هزاران سال ظلم و ستم باشد و آن دولت ايده آل فقط هفت سال بيايد و برود، اين با برداشت كلى از حكمت پروردگار سازگار نيست. ثالثا، رواياتى كه در آنها بر عدد هفت به عنوان مدت حكومت آن حضرت تأكيد شده عمدتا از طريق اهل سنت نقل شده است. رابعا، عدد هفت بالخصوص علامت كثرت است؛ يعنى يك جا كه مى خواهند چيزى را بگويند كه زياد است عدد هفت را به كار مى برند. حتى در مورد تعداد آسمانها كه عدد هفت به كار مى رود، گفته اند كه هفت عدد نيست بلكه نشان كثرت است، بنابراين اعدادى داريم كه براى نشان دادن كثرت است، مثلًا الآن تعبير ميليون و ميليارد نشانه اى است براى كثرت ولى در روايات عمدتا تعبير هفت براى كثرت به كار رفته است.

آخرالزمان و عصر ظهور چه تفاوت ماهوى با يكديگر دارند؟

در احاديث فراوانى كه در مورد آخرالزمان وارد شده هيچ مدحى ديده نمى شود. برخلاف دوران ظهور، كه دوران گسترش فرهنگ، تمدن، پيشرفت، آرامش، آسايش، وفور نعمت و نزول بارانهاى رحمت است، دوران آخرالزمان، به عنوان دوران قبل از ظهور، همه اش هرج و مرج، فتنه، تشويش، اضطراب، نگرانى، آشوب، حق كشى و تبعيض است و اگر بارانى هم مى بارد باران نكبت، عذاب و مشكلات است نه باران رحمت. بنابراين اين دو عصر با هم فرق اساسى دارند.

چگونه جهان از يك مقطع زمانى كه همه اش سياهى و تباهى است به مقطع زمانى كه همه اش نور و روشنايى است منتقل مى شود؟

اين درست مانند طلوع فجر در پس يك شب سياه و تيره است. وقتى خورشيد غروب مى كند، جهان هر لحظه سياه تر و تيره تر مى شود ولى يك مرتبه با طلوع فجر همه ظلمات تبديل به نور مى شود. به تعبير قرآن‌ «وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها»؛ زمين با نور صاحب زمين روشن مى شود. در احاديث هم عبارت «والفجر» را به فجر دولت آقا بقية اللّه (ع) تفسير كرده اند، بنابراين در انتهاى شدت وقتى كه شدت به نهايت رسيد آن موقع دوران فرج، وفور، ظهور و روشنايى است.

چگونه مردمى كه در دوران آخرالزمان به روحيات خاصى عادت كرده اند و دزدى، فساد، فحشا و تباهى براى آنها تبديل به يك فرهنگ عمومى شده است، در دوران ظهور متحول مى شوند؟

گذشت زمان راه را باز و هموار مى كند و موجب مى شود كه مردم تشنه عدالت شوند. وقتى مردم تشنه عدالت شدند زورمندان هم راه نجات را تنها در تسليم و پيروى مى دانند. اگر هم تسليم نشدند آن موقع آنها را وادار به تسليم مى كنند.

امام مهدى (ع)، براساس روايات، با قدرتى مى آيد كه رعبش تا مسير يك ماه در دلها نفوذ مى كند، همه زورمندان از آن حضرت مى ترسند و در مقابل ايشان تسليم مى شوند.

اين گسترش ظلم، فساد، هرج و مرج و تباهى- كه به گفته ى شما موجب روى آوردن مردم به عدالت مى شود- در دوران هاى مختلف تاريخ اسلام قابل مشاهده است، حال پرسش اين است كه چرا در هيچ يك از اين دوران ها طلب عمومى براى ظهور عدالت به وجود نيامد؟

در آن دورانها هم طلب عمومى براى عدالت وجود داشت، ولى مشكلاتى بود كه مانع از تحقق عدالت مى شد؛ مشكلاتى كه در زمان ظهور آقا بقية اللّه (ع) وجود نخواهد داشت. اميرالمؤمنين (ع) زمانى خلافت را به دست گرفتند كه بيست و پنج سال عليه ايشان تبليغ شده بود. در اين تبليغ براى اميرالمؤمنين (ع) چهره ديگرى ترسيم كرده بودند. به طورى كه با كمال تأسف و تعجب در تاريخ مى خوانيم كه وقتى به مردم شام خبر رسيد كه اميرالمؤمنين (ع) در مسجد كوفه به شهادت رسيده اند، آنها گفتند: او كه نماز نمى خواند در مسجد چه كار داشت؟ يعنى اين قدر تبليغ مؤثر شده بود. ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه مى گويد: من به استادم گفتم: چه خوب شد كه اميرالمؤمنين (ع) بعد از بيست و پنج سال به خلافت رسيد، اگر زودتر مى رسيد اين فتوحاتى كه در زمان خلفا شده نمى شد. استادم گفت: تو اشتباه مى كنى. خدا براى‌