ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - جهان امروز و پيشگويى هاى آخر
نجومى، اخبار و مكاشفات پيشينيان درباره آخرالزمان را بررسى مى كنند و سعى در كشف موارد قابل تطبيق در وضع كنونى سيارات و كواكب با آنچه كه در منابع آمده دارند.\* و اين وقايع به طور مستقل بروز و ظهور همان چيزى است كه قبلا پيشگويى شده است.
در ايامى كه جنگ متحدين غرب عليه عراق شدت يافت؛ پاپ، اين واقعه را امرى مختوم و مقدر اعلام كرد.[١] و نويسندگان بسيارى از جمع پيروان كليسا از «جرج دبليو بوش» به عنوان آنتى كريست يا ضد مسيح سوم ياد كردند كه قبل از ظهور حضرت مسيح عامل بسيارى از جنگها و ويرانيهاست.[٢]
٢- فرض دوم اين است كه مراكز عمده مطالعاتى و گردانندگان پشت پرده سياست در آمريكا و انگليس با آگاهى از اين اخبار و با مشاهده قراين نزديك شدن ايام سقوط و ركود خود سعى در سوار شدن بر موج حوادث دارند.
در واقع غرب كه امروزه فاقد عنصر قوى نظرى و مراتب عالى فرهنگى است «بسط قدرت» و سلطه جويى از طريق «نظاميگرى» صرف را راه خلاص خويش فرض مى كند و با درك مجموعه عوامل و شواهدى كه سقوط غرب و ظهور تاريخى جديد به نام دين و معنويت را در حوزه جغرافياى سرزمينهاى اسلامى ممكن مى سازد؛ سعى در تدوين يك استراتژى و برنامه ريزى براى اجراى آن در كوتاه ترين زمان كرده است.
حركت سريع و در عين حال مزورانه حكايت از اين دارد كه غرب مقاصد زير را در دستور كار خود قرار داده است:
١. تخدير افكار ساكنان ساده لوح سرزمينهاى غربى- بويژه آمريكا- از طريق جنگ رسانه ها و متاثر ساختن احساسات و اهواء آنان براى محقق ساختن اغراض سياسى، نظامى و اقتصادى ويژه؛
مى بايست متذكر اين نكته بود كه دول آمريكا و انگليس با سرمايه هاى كلان ملت خود، دو بازوى قوى مجامع صهيونيستى و فراماسونرى جهانى اند.
٢. ايجاد انحراف ذهنى در تحليل و برداشت ساكنان و حاكمان ملل غير غربى- بويژه مسلمان- از عملكرد «صهيونيسم و بازوان اجرايى آنها»، در هم شكستن امكان هر نوع تصميم گيرى منطقى و واقعى از آنها، از طريق القاى استراتژيهاى مجعول و غير مستقل در اداره جوامع اسلامى؛
٣. به دست آوردن ابتكار عمل در جريان حوادث، مقابله با انواع موانع، سوار شدن بر جريان رخدادها به قصد كسب امكان سلطه گرى بلامنازع، حذف همه جريانات مزاحم به ويژه در ميان سرزمينهاى اسلامى.
غرب، اسلام و نهضتهاى اسلامى را- كه درباره آنها گفت وگو شد- مهم ترين مانع و مزاحم فراروى خود مى شناسد. در عصر حاضر هيچ يك از سياستمداران جهان به اندازه مردان سياسى آمريكا و اروپاى غربى به مطالعه آثار پيشگويان و اخبار پشت پرده درباره آينده جهان، علاقه نشان نمى دهند چنانكه بيشترين هزينه را نيز صرف شناسايى همه جانبه روانى و روحى اقوام شرقى كرده اند.
چه كسى مى پذيرد صدها كرسى شرق شناسى در دانشگاههاى آمريكايى و اروپايى براى ايجاد انس و تاليف قلوب ملت مسلمان و رشد و ارتقاى آنان ايجاد شده است؟!
پس از انقلاب اسلامى، فرو پاشى شوروى و بالاخره واقعه يازدهم سپتامبر نيويورك، در جهان با حوادثى روبروييم كه در ميان اخبار موجود نزد عموم اقوام (اعم از يهودى، مسيحى، مسلمان، و حتى پيشگويان و طالع بينان) درباره آخرالزمان از جايگاهى ويژه برخوردار است و در اين منابع به وضوح يا تلويحا بدان وقايع اشاره شده است.
تنها كافى است ساعاتى را صرف مطالعه منابع و مصادر موجود در كتابخانه ها