ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - مفهوم تفكّر و مشخصات تمدّن اسلامى در انديشه حضرت امام خمينى (ره)
اصول مابعدالطبيعى، دست يافته است.
از اين رو، در حال حاضر، ميان اين حاكميت تكنولوژيكى و فكرى پوزيتويسم و همچنين تفكرى «انتقادى» و ژرف بين كه با وجود اعتقاد به لزوم پيشرفت كامل علمى و تكنولوژيك جامعه جهانى به نحوى مبهم، اما جدى خواستار تحقق رابطه متعادل ميان وجود انسان با مبدا هستى است و طالب فراتر رفتن از بسيارى از محدوديتهاى تفكر و تمدن معاصر غرب است، نوعى تعارض و كشمكش فكرى عميق، وجود دارد. به صورتى كه تمامى متفكران جهان غرب، به اين تفكر انتقادى معتقدند، هر چند فاقد اصول متعادل فكرى و مابعدالطبيعى مورد نياز هستند و به اين علت برخى از آنها به جهان شرق دور و اساطير پناه برده اند، در حالى كه افراد سطحى مغرب زمين و برخى روشنفكران خودباخته شرقى، سخت مجذوب و مرعوب برخى پيشرفتهاى مادى علم جديد گشته اند و در اين ميان تنها مكتب اسلام و تشيع و تفكر مبتنى بر «نظام ولايت» مى تواند الهام بخش متفكران منتقد و عميق مغرب زمين قرار گيرد. اما على رغم اين حقيقت، بسيارى از انديشمندان جامعه ما مفتون نظام تكنولوژى و علم جديدند. در حالى كه جولان اين تمدن مادى خود زمانى بيش نمى پايد و بزودى جاى خود را به بنيادهاى عميق فرهنگى و الهى كه در خود، علوم كاملا پيشرفته و هماهنگ با نظام و جهان تكوين و هستى را داراست خواهد داد. از اين رو انديشه ولايت على رغم برخى كاستيهاى موجود، با تحقق كاملش مى تواند به دور از افراط و تفريطهاى فكرى و عملى دو دوره قرون وسطى و عصر جديد با طرح لزوم ارتباط متعادل ميان انسان و جهان يا عرصه طبيعت با عالم مابعدالطبيعه و در نهايت خداوند و مبدا هستى- كه مهمترين ويژگى دين اسلام است- جهان اسلام و بلكه نوع بشر را از انحراف چندهزارساله تاريخ بشر كه در نتيجه سوءاستفاده از منابع جهان بيعت يا در روابط اجتماعى و سياسى به انحايى از استبداد اومانيستى و يا دموكراسيهاى نامتعادل در چند قرن اخير دچار آمده اند، رهايى بخشد و به اين وسيله به تعارض و تناقص، ميان دو نحوه تفكر «ايده آليستى» و «رئاليستى» صرف كه با نوعى از آرمانگرايى غير حقيقى و اومانيستى و موهوم و يا واقع بينى صرف مادى و طبيعى همراه است، پايان بخشد تا به اين وسيله بتواند جوامع غربى را از