ماهنامه موعود
(١)
شماره دو
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
حسين (ع) مفسّر معنى مرگ
٢ ص
(٤)
امام مهدى در كلام امام حسين (ع)
٤ ص
(٥)
1 نسب مهدى (ع)
٤ ص
(٦)
2 عدالت گسترى مهدى (ع)
٥ ص
(٧)
3 صابران در غيبت مهدى (ع)
٦ ص
(٨)
4 خصال مهدى (ع)
٦ ص
(٩)
جايگاه امام معصوم (ع) در نسبت با كلّ هستى
٨ ص
(١٠)
تكليف عاشقان
١٧ ص
(١١)
انتظار در انديشه امام خمينى
١٨ ص
(١٢)
احياى هويت اسلامى
١٩ ص
(١٣)
چرا درباره غيبت كتابى نمى نويسى؟
٢٣ ص
(١٤)
بر كشته كربلا بگرييد
٢٤ ص
(١٥)
با كاروان كربلا
٢٤ ص
(١٦)
در مصائب حضرت خامس اصحاب كسا حسين بن على (ع)
٢٤ ص
(١٧)
پيام پرپر
٢٥ ص
(١٨)
بر كشته كربلا بگرييد
٢٥ ص
(١٩)
از كيومرث تا سوشيانس
٢٦ ص
(٢٠)
موعود جوان
٢٩ ص
(٢١)
سخن اوّل
٣٠ ص
(٢٢)
اگر او را ببينم به او مى گويم
٣١ ص
(٢٣)
كشيك چى
٣٣ ص
(٢٤)
مفهوم تفكّر و مشخصات تمدّن اسلامى در انديشه حضرت امام خمينى (ره)
٤٠ ص
(٢٥)
ميعادگاه منتظران
٤٦ ص
(٢٦)
رجعت (قسمت دوم)
٤٧ ص
(٢٧)
رابطه رجعت با بعضى از امور اعتقادى
٤٧ ص
(٢٨)
رجعت و ظهور
٤٨ ص
(٢٩)
بررسى روايت
٤٩ ص
(٣٠)
تاريخچه رجعت
٥٠ ص
(٣١)
جنبندة خدا
٥١ ص
(٣٢)
در محضر زيارت ناحيه
٥٢ ص
(٣٣)
بررسى سند و محتواى اين زيارت
٥٢ ص
(٣٤)
بخش اول درود و سلام بر انبيا و پنج تن آل عبا
٥٤ ص
(٣٥)
بخش دوم بيان حالات و اوصاف شخصى امام حسين (ع)
٥٤ ص
(٣٦)
بخش سوم بيان مصائب دردناك حضرت اباعبدالله الحسين و يارانش
٥٥ ص
(٣٧)
بخش چهارم اظهار اندوه در برابر واقعه جانگداز كربلا
٥٥ ص
(٣٨)
بخش پنجم گواهى بر اداى وظيفه حسين (ع)
٥٥ ص
(٣٩)
بخش ششم فلسفه قيام امام حسين (ع)
٥٥ ص
(٤٠)
بخش هفتم بيان مراحل قيام كربلا
٥٥ ص
(٤١)
بخش هشتم برخورد شديد دشمن با امام حسين (ع)
٥٦ ص
(٤٢)
بخش نهم وقايع بعداز شهادت و آثار آن
٥٦ ص
(٤٣)
بخش دهم ارتباط با خدا به وسيله پيامبر (ص) و اهل بيت (ع)
٥٦ ص
(٤٤)
با حافظ در اشتياق ظهور
٥٨ ص
(٤٥)
جام نيايش
٦٢ ص
(٤٦)
معرفى كتاب
٦٣ ص
(٤٧)
حماسه عاشورا به بيان حضرت مهدى (ع)
٦٣ ص
(٤٨)
چشم به راه مهدى (ع)
٦٣ ص
(٤٩)
عصر ظهور
٦٣ ص
(٥٠)
فراخوان آثار ويژه موعود آخرالزّمان
٦٤ ص
(٥١)
قالبها
٦٤ ص
(٥٢)
موضوعات پيشنهادى
٦٤ ص
(٥٣)
شرح دعاى عهد (قسمت چهارم)
٦٦ ص
(٥٤)
با شما مشتاقان و دوستداران موعود
٧٢ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - جايگاه امام معصوم (ع) در نسبت با كلّ هستى

آيت الله محمد على گرامى از استادان حوزه علميه قم و از شاگردان حضرت امام خمينى و علامه طباطبايى» هستند كه براى گفتگو درباره جنبه هاى مختلف موضوع «غيبت حضرت صاحب الزمان (ع)» خدمتشان رسيديم و ايشان با رويى گشاده و با حوصله بسيار ما را پذيرا شدند و به سؤالهاى ما پاسخ دادند.

آنچه در پى مى آيد اولين بخش از گفتگوى ايشان مى باشد كه اميدواريم مورد استفاده علاقه مندان و مشتاقان موعود قرار گيرد. ان شاءالله‌

موعود: يكى از مسائلى كه در موضوع غيبت امام معصوم (ع) بسيار مورد پرسش قرار مى گيرد اين است كه در زمان غيبت چه فايده اى بر وجود امام مترتب است و مردم از وجود امام چه استفاده اى مى برند؟ آيا نقش امام معصوم تنها به بيان احكام الهى محدود مى شود تا بگوييم وقتى عملا به خاطر عدم حضور امام در جامعه اين كار انجام نمى شود پس امام در زمان غيبت نقش چندانى در زندگى مردم و به طور كلى عالم هستى ندارند؟

آيت الله گرامى: در اينجا بايد به دو مطلب توجه كرد، اول اينكه به اينكه غيبت در مفهوم «حاضر نبودن در جمع» در بين ائمه اطهار: سابقه داشته است. و غير از امام زمان (ع) كه غيبتشان طولانى است، تعدادى از ائمه: هم غيبتهايى داشته اند مانند حضرت موسى بن جعفر (ع) كه مدتها در زندان ابد بوده اند و در زندان هم از دنيا رفته اند. حضرت امام محمد باقر (ع) هم سالهاى بسيارى را در تبعيد و زندان گذراندند. بسيارى نيز معتقدند كه امام صادق (ع) علاوه بر تبعيد غيبتى داشته اند يعنى در زندان و ممنوع الملاقات بوده اند حضرت امام عسكرى (ع) نيز در زمان حيات، زندان طويل المدتى را گذراندند. در چنين اوقاتى استفاده مردم از آنها با استفاده مردم از امام زمان (ع) چندان فرقى ندارد. يعنى آن موقع خواص اصحاب مى توانستند با آنها تماس بگيرند حالا هم كسانى هستند كه تماس با آقا امام زمان دارند منتهى در تماس آن موقع بيان احكام مى شد ولى در تماس كنونى با آقا امام زمان بيان احكام نيست. يعنى آنان كه با ايشان تماس دارند، وظيفه شان اين است كه احكام را به طرق متعارفه كشف كنند نه از طريق سؤال از ايشان. مطلب ديگر اينكه، تنها يكى از فوايد وجود امام حضور مردم در برابر ايشان و شهود ايشان است كه براى بيان احكام و تشكيل حكومت و امثال اينها صورت مى گيرد، اما فوايد مهم ديگرى نيز وجود دارد كه در هم در متون فلسفى و هم در متون روايى به آنها اشاره شده است.

موعود: اگر ممكن است در مورد بيان فلسفى كه براى اين موضوع شده است قدرى توضيح دهيد.

آيت الله گرامى: در بحث به طريق عقلى و يا فلسفى بايد گفت كه از نظر مبانى فلسفه، هم از طريق برهان لمى فاعلى و هم از طريق برهان لمى غايى، اين موضوع ثابت شده كه آنچه در عالم از نعمتها هست و يا به عبارت ديگر انواع فيوضاتى كه از طرف حضرت حق به خلق مى رسد هم به وسيله وسايطى مى رسد و هم به خاطر آن وسايط مى رسد. منتهى فلاسفه وسايط را عالم عقول گفته اند ولى به حسب اعتقادات ما و نصوص مذهبى ما اين فيوضات به وسيله انوار اهل بيت (ع) مى رسد. اين هم مفاد براهين مبتنى بر حركت جوهريه است و هم مفاد برهان. قاعده «الواحد لايصدر عنه الا الواحد» و هم مفاد قاعده بديهيه «سنخيت علت و معلول». اجمال قضيه اين است كه: حضرت حق كه واحد بسيط من جميع جهات است با عالم كثرات كه از هر نظر متشتت اند، نسبتى ندارد. يعنى بين وحدت بساطتى و كثرت و تشتت همه جانبى، هيچ نسبتى وجود ندارد. لذا مى گويند حتما بايد وسايطى در كار باشد تا سنخيتى به وجود آورد. اما اين كه اين وسايط