ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - ٤ خصال مهدى (ع)
پيامبر گرامى اسلامى (ص) نيز قيام عدالت گستر نهمين فرزند امام حسين (ع) را چنين بيان مى كنند:
«... و جعل من صلب الحسين (ع) ائمة يقومون بامرى ... التاسع منهم قائم اهل بيتى، مهدى امتى، اشبه الناس بى فى، شمائله واقواله و افعاله، يظهر بعد غيبتة طويلة و حيرة مظلة، فيعلن امرالله و يظهر دين الله ... فيملاالارض قسطا و عدلا، كما ملئت جورا و ظلما.»[١]
... خداوند از فرزندان امام حسين، امامانى قرار داده است كه امر (راه و روش آيين) مرا بر پا مى دارند. نهم آنان قائم خاندان من مهدى امتم مى باشد. او شبيه ترين مردمان است به من در سيما و گفتار و كردار. پس از غيبتى طولانى و سرگردانى و سردرگمى مردم، ظاهر مى شود، آنگاه امر (آيين) خدا را آشكار مى سازد ... پس زمين را از عدل و داد لبريز مى كند پس از آنكه از ستم و بيداد لبريز شده باشد.
٣. صابران در غيبت مهدى (ع)
يكى از اركان انتظار فرج صبر و پايدارى است و انسان منتظر در واقع كسى است كه همه سختيها و ناملايمات را به اميد رسيدن به آرمان بلند خويش تحمل مى كند و از فشار و تهديد زورگويان و طعنه و تكذيب نابخردان هراس به دل راه نمى دهد، از همين رو در روايات صبر و انتظار همواره قرين يكديگر بوده و فضيلت بسيارى براى صبرپيشگان در زمان غيبت بر شمرده شده است.
حضرت سيدالشهداء (ع) كه خود والاترين مظهر صبر و مقاومت در راه اداى تكليف الهى است در بيان مقام منتظرانى كه صبر و شكيبايى پيشه ساخته و بر آرمان خويش پايدارى مى ورزند مى فرمايد:
«منا اثنا عشر مهديا، اولهم اميرالمؤمنين على بن ابى طالب، و آخرهم التاسع من ولدى، و هوالقائم بالحق، يحيى الله به الارض بعد موتها، و يظهر به دين الحق على الدين كله، ولو كره المشركون. له غيبة يرتد فيهااقوام و يثبت فيها على الدين آخرون، فيؤذون و يقال لهم: «مَتىهذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ»، اما ان الصابر فى غيبته على الاذى و التكذيب بمنزلة المجاهدبالسيف بين يدى رسول الله (ص)»[٢]
در ميان ما اهل بيت دوازده مهدى وجود دارد كه اولين آنها اميرمؤمنان على بن ابى طالب (ع) و آخرين آنها نهمين فرزند من است. و اوست قيام كننده به حق، خداوند به وسيله او زمين را پس از آنكه مرده است زنده مى كند و دين حق را به دست او بر همه اديان غلبه مى دهد، اگر چه مشركان نپسندند. براى او غيبتى است كه گروهى در آن از دين خدا بر مى گردند و گروهى ديگر بر دين خود ثابت مى مانند، كه اين گروه را اذيت كرده و به آنها مى گويند:
«پس اين وعده چه شد اگر راست مى گوييد؟» آگاه باشيد آنكه در زمان غيبت او بر آزار و اذيت و تكذيب صبر كند همانند كسى است كه در مقابل رسول خدا (ص) با شمشير به جهاد برخاسته است.
شايد بتوان گفت فضيلتهاى بى شمارى در روايات ما كه براى منتظران فرج بر شمرده اند به اعتبار همين صبر و شكيبايى و تحمل مشكلاتى است كه منتظران واقعى فرج بر خود هموار مى كنند. چنانكه در روايتى كه از امام صادق (ع) وارد شده، آمده است:
«... فلا يستفرنك الشيطان، فان العزة لله ولرسوله وللمؤمنين، و لكن المنافقين لايعلمون، الا تعلم ان من انتظر امرنا و صبر على، يرى من الاذى والخوف، هو غدا فى زمرتنا ...»[٣]
شيطان تو را تحريك نكند. زيرا كه عزت از آن خدا و پيامبر و مؤمنان است ليكن منافقان نمى دانند، آيا نمى دانى كسى كه منتظر امر ما (حاكميت اجتماعى آرمانى ما) باشد، و بر بيمها و آزارهايى كه مى بيند شكيبايى ورزد، در روز بازپسين در كنار ما خواهد بود ...
٤. خصال مهدى (ع)
حضرت مهدى (ع) عصار و فشرده عالم هستى[٤] و وارث همه انبياء اولياء الهى است، و خداوند متعال همه خصال نيكويى را كه در بندگان صالح پيش از او وجود داشته، در آن حضرت جمع كرده است. به بيان ديگر آنچه خوبان همه دارند او به تنهايى دارد.
در زمينه آنچه گفته شد روايتهاى بسيارى وارد شده كه از جمله آنها مى توان به روايت زير كه از حضرت اباعبدالله الحسين (ع) نقل شده اشاره كرد:
«فى القائم منا سنن من الانبياء: سنة من نوح، و سنة من ابراهيم، و سنة من موسى و سنة من عيسى، و سنة من ايوب و سنة من محمد (ص). فاما من نوح (ع) فطول العمر؛ واما من ابراهيم: فخفاءالولادة و اعتزال الناس؛ واما من موسى (ع) فالخوف والغيبة؛ و اما من عيسى (ع) فاختلاف الناس فيه، واما من ايوب (ع) فالفرج بعدالبلوى؛ واما من محمد (ص)