ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - مفهوم تفكّر و مشخصات تمدّن اسلامى در انديشه حضرت امام خمينى (ره)
گرفته شود. قانون كيفر اسلام و ديات و قصاص بايد تعطيل شود. هر كه اظهار كند كه تشكيل حكومت اسلامى ضرورت ندارد، منكر ضرورت اجراى احكام اسلام شده و جامعيت احكام و جاودانگى دين مبين اسلام را انكار كرده است.»[١]
اما همچنانكه بيان گرديد در فهم اصول و باطن اين مكتب بزرگ تنها در تفكر برخى عرفاء و فلاسفه تجلى نمود و ابعاد ظاهرى، دنيوى و ناسوتى آن در عالم دين در عرصه فقاهت و در ساحت تحقق خارجى و سياسى در بسيارى از حكومتهاى متفرعن، خودكامه و مستبد تقرر يافت و اگر برخى علماء نحله هاى كلامى و فكرى در صدد تبيين اين پيوند و ارتباط حساس ميان ظاهر و باطن اسلام كه جنبه اى نظرى- تاريخى دارد برآمدند، چون مؤيد به تاييد كامل الهى نبودند به انواع اشتباهات و انحرافات پيدا و پنهان فكرى و سياسى دچار شدند، نظير تفكر بسيارى از متفكران و نحله هاى گوناگون كلامى. در اين ميان تنها مفسران معصوم قادر به استنتاج و تبيين اين امر بسيار بزرگ اند همانان كه زندگى كليه مسلمين و حتى غير مسلمين وابسته به آنهاست.
امام باقر (ع) در اين مورد مى فرمايند:
«شما مسلمين در هيچ امرى اختلاف نمى كنيد مگر آنكه اصل و بنياد آن در قرآن موجود است ولى شما قادر به درك آن نيستيد.»
توجه به سخنان ائمه معصومين (ع) كه مفسران و سرپرستان دين و قيم فهم و تبيين حقايق نهايى و جهانى زندگى بشر و جهان هستى اند و علم آنها ناشى از علم الهى است، از ضرورتى حياتى برخوردار است. در حال حاضر نيز چنين قيمى جز امام معصوم و صاحب وقت و زمان، حضرت مهدى (ع) نيست. علم او علمى كامل و مقتبس از مشكات علم الهى و ربوبى حق تعالى است و ما مى دانيم در متن هستى و علم خداوند هيچگونه اختلاف، تفاوت و جهلى قابل تصور نيست و اگر در فهم اسلام نقصى هست همه از علوم محدود و آميخته با جهل متفكران عادى سرچشمه مى گيرد و اگر كسى با تاييد كامل حضرت حق، فانى در حقيت هستى شود و بعد متحقق به صفات كامل پروردگار گردد، علم او از هر محدوديتى منزه مى گردد و بلكه مظهر كامل علم ربوبى مى شود اما اين حقيقت و نكته بزرگ در عالم اسلام و بخصوص عصر جديد غرب مورد انكار مستقيم يا غير مستقيم آنها قرار گرفت و در مغرب زمين افرادى چون «دكارت» و «هگل» سعى نمودند خود را به نحوى غير دينى مظهر چنين علمى پايان ناپذير قلمداد نمايند. از اين رو تمامى آنها به انكار لزوم ارتباط علم و زندگى بشر با جهان غيب پرداختند اما بعد از چند قرن تلاش تمامى متفكران عصر جديد غرب در برابر يك سلسله تناقضات و محدوديتهاى تفكر بشرى به زانو درآمدند به نحوى كه در عصر حاضر تمدن بشرى با يك سلسله بحرانها و چالشهاى فكرى و تاريخى مواجه گشته است. در واقع جهان غرب به علت انكار برخى حقايق و اصول ثابت متافيزيكى و فلسفى و توجه صرف به جنبه هاى تاريخى و متغير فكرى و اجتماعى دچار نوعى درهم ريختگى و آنارشيسم فكرى و نسبيت كامل ارزشهاى اخلاقى و خانوادگى شده و در مقابل جهان شرق به علت عدم توجه به مقتضيات نو پديد جامعه اسلامى و اصرار و پايبندى نسبت به برخى مبانى متافيزيكى و غيرناسوتى دچار جمود فكرى بوده است و در اين ميان تنها انقلاب اسلامى با الهام از تفكر و شخصيت حضرت امام خمينى قدس سره و دين اسلام در صدد تطبيق اصول و مبادى ثابت (نه ساكن) ما بعدالطبيعى بر جهان، تاريخ و جوامع اسلامى