ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - مفهوم تفكّر و مشخصات تمدّن اسلامى در انديشه حضرت امام خمينى (ره)
برخى آثار سوءفكرى و اجتماعى دو جريان و تفكر «آمپريستى و پوزيتويستى» افراطى از يك سو و مكتبهاى نامتعادل «اگزيستانس» على رغم برخى تعاليم ارزشمند اين هر دو جريان كه بشر غربى را در نهايت ميان واقع بينى صرف و انحطاط و ابتذال طبيعى تفكر جهان آنگلوساكسون از يك سو و يا آرمانگرايى خيالى و كست خورده و به بن بست رسيده فلاسفه ماركسيست و مكاتب اگزيستانس و پديدار شناسى از سوى ديگر سرگردان ساخته اند در امان بمانند.
در چنين شرايطى امام خمينى قدس سره مبشر لزوم تحقق ارتباط متعادل ميان «وجود» و «زمان» به نحوى حقيقى (نه به صورت اعوجاج آميز آن كه در تفكر «هگل» و «هيدگر» ملاحظه مى شود) در عرصه هستى شناسى وانسان شناسى بودند.
از سوى ديگر امام خمينى قدس سره با تحقق يگانگى دين با سياست، حكومت و اداره جامعه، متذكر لزوم تحقق كامل توحيد الهى در عرصه هاى مذكور و در زندگى اجتماعى مسلمين گشتند و براى جهان غير مسلمان مبشر نفى سلطه و استبداد جهانى شدند و از اين جهت معظم له منادى آزادى و رعايت حقيقى حقوق انسانها و ملل گوناگون عالم به خصوص جهان استضعاف و عقب نگهداشته شده اند. جهانى كه به علت تحولات بزرگ تكنولوژيك و عصر ارتباطات رو به سوى تشكيل دهكده اى واحد و نظمى نوين دارد و البته لازمه تحقق اين وحدت جهانى تفاهم و رعايت واقعى حقوق همه ملل عالم است و اين درست در جهت عكس سياستهاى سلطه طلبانه جهان غرب قرار دارد. از اين رو امام خمينى قدس سره در جهت مخالف جهان سلطه مبادرت به ايفاى مترقيانه ترين نقش ممكن بين المللى براى ورود كشورهاى گوناگون عالم به جهانى واحد و يكپارچه نمودند.
اما جهان غرب تاكنون با اعتقاد به مكتب اومانيسم و لزوم جداسازى معنويت و دين از ساحت تفكر و عرصه ياست بشرى و با جايگزينى انسان، ثروت، قدرت و تجمل و غرور به جاى اعتقاد به مبدا هستى و لزوم ارتباط زندگى بشر با مبدا غيب (على رغم برخى موفقيتهاى بزرگ مادى و فكرى خود) موجب ظهور انواع تبعيضات طبقاتى و سياسى در سطح جهان معاصر گرديده است.
در حال حاضر مغرب زمين بدون رجوع آگاهانه و متعادل به اصل الاصول زندگى بشر و جهان هستى و يا توجيه ناب الهى در دو عرصه تفكر و عمل هرگز قادر به خروج از اين وضع بحرانى و متناقض جهانى نيست و اين خود حقيقتى ژرف است كه درباره آن خداوند بزرگ در قرآن كريم مى فرمايد:
«اى اهل كتاب بياييد در برابر يك سخن تسليم و فرمانبردار باشيم و آن اين كه جز خدا را نپرستيم و برخى، برخى ديگر را تحت سلطه و انقياد خود قرار ندهيم ...»[١]
در اين ميان تشكيل تدريجى دهكده واحد جهانى با همه تحولات سريع خود در عصر ارتباطات زمينه مادى و جهانى را براى ظهور عالمگير و عدل گستر آخرين امام معصوم شيعيان فراهم مى سازد به نحوى كه سرانجام، جهان با گذر از يك سلسله تناقضات هولناك فكرى، سياسى و اقتصادى معاصر و آينده كه در نهايت به علت عدم واقع بينى سران كفر و جهان سلطه منجر به ظهور و جنگهاى آن حضرت خواهد شد به سر منزل امن و فلاح خواهد رسيد و به اين وسيله همه موانع تحقق تمدن واحد جهانى تحت حاكميت مكتب بزرگ اسلام از ميان برخواهد خاست و اسلام با تمام ابعاد مادى، معنوى خود حاكم بر جهان خواهد شد و نوع بشر با تجربه تاريخ خونبار چندهزارساله خود به آنچنان رشد فكرى و معنوى نائل خواهد شد كه ديگر هرگز اختلاف ناشى از جهل و يا خودخواهى وجود نخواهد داشت و بلكه بالعكس به نهايت وحدت آگاهانه و مثبت اعتقادى، اقتصادى و سياسى با همفكران خود در سراسر جهان دست خواهد يافت. در اين ارتباط از برخى روايات صحيح اسلامى مستفاد مى شود كه در آخرالزمان مردم به آنچنان رشدى نائل مى گردند كه ديگر با يكديگر اختلاف نزاع برانگيز نخواهند داشت.
به اين ترتيب از نگاه دين مبين اسلام جهان بشرى در آينده از عرصه خونين معركه هاى تناقضات اعتقادى و تاريخى بزرگى عبور خواهد كرد تا نظام واحد جهانى اسلام آگاهانه بر عالم حاكميت يابد و سرانجام جهان بشرى شاهد تحقق يگانگى و ارتباط تنگاتنگ ميان واقعيت و حقيقت، جهان غيب و ابديت با عالم طبيعت و ناسوت باشد.
پىنوشتها:
[١]. ولايت فقيه، امام خمينى، ص ٥
[٢]. همان، ص ٢٧
[٣]. اصول كافى، باب حجت
[٤]. آل عمران آيه ٦٤