ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - احياى هويت اسلامى
عالم پر معصيت بشود تا حضرت بيايد. ما بايد نهى از منكر نكنيم، امر به معروف هم نكنيم تا مردم هر كارى مى خواهند بكنند، گناهها زياد بشود كه فرج نزديك بشود.»[١]
٤. ديدگاه چهارم به شكلى افراطى تر همان برداشت گروه سوم را مطرح ساخته و قائل به اين است كه ما نه تنها نبايد جلوى معاصى و گناهانى كه در جامعه وجود دارد بگيريم بلكه بايد به آنها دامن هم بزنيم تا زمينه ظهور حضرت حجت (ع) هر چه بيشتر فراهم شود:
«يك دسته اى از اين بالاتر بودند مى گفتند بايد دامن زد به گناهها، دعوت كرد مردم را به گناه تا دنيا پر از جور و ظلم بشود و حضرت (ع) تشريف بياورند. اين هم يك دسته اى بودند كه البته در بين اين دسته منحرفهايى هم بودند، اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرفهايى هم بودند كه براى مقاصدى به اين دامن مى زند.»[٢]
حضرت امام قدس سره دو ديدگاه اخير را بشدت مورد انتقاد قرار داده و در ادامه سخنانشان مى فرمايند:
«يعنى خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن نيست اين معنا كه ما ديگر معصيت بكنيم تا حضرت صاحب بيايد! حضرت صاحب كه تشريف مى آورند براى چه مى آيند؟ براى اين كه گسترش بدهند عدالت را، براى اين كه حكومت را تقويت كنند، براى اين كه فساد را از بين ببرند. ما بر خلاف آيات شريفه قرآن دست از نهى از منكر برداريم، دست از امر به معروف برداريم و توسعه بدهيم گناهان را براى اين كه حضرت بيايند. حضرت بيايند چه مى كنند؟ حضرت مى آيند مى خواهند همين كارها را بكنند. الان ديگر ما هيچ تكليفى نداريم؟ ديگر بشر تكليفى ندارد بلكه تكليفش اين است كه دعوت كند مردم را به فساد! به حسب راى اين جمعيت كه بعضى شان بازيگرند و بعضى شان نادان، اين است كه ما بايد بنشينيم دعا كنيم به صدام، هر كسى نفرين به صدام كند خلاف امر كرده است، براى اين كه حضرت دير مى آيند ... ما بايد دعاگوى آمريكا باشيم و دعاگوى شوروى باشيم و دعاگوى اذنابشان از قبيل صدام باشيم و امثال اينها تا اين كه اينها عالم را پر كنند از جور و ظلم و حضرت تشريف بياورند! بعد حضرت تشريف بياورند چه كنند؟ حضرت بيايند كه ظلم و جور را بردارند، همان كارى كه ما مى كنيم و ما دعا مى كنيم كه ظلم و جور باشد، حضرت مى خواهند همين را برش دارند.»[٣]
٥. آخرين ديدگاهى كه حضرت امام قدس سره در بيانات خود بدان مى پردازند ديدگاه كسانى است كه هر اقدامى براى تشكيل حكومت در زمان غيبت را خلاف شرع دانسته و عقيده دارند كه اين عمل با نصوص روايات مغاير است:
«يك دسته ديگرى بودند كه مى گفتند كه هر حكومتى اگر در زمان غيبت محقق بشود، اين حكومت باطل است و بر خلاف اسلام است. آنها مغرور بودند، آنهايى كه بازيگر نبودند مغرور بودند به بعضى رواياتى كه وارد شده است بر اين امر كه هر علمى بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است، آنها خيال كرده بودند كه نه، هر حكومتى باشد، در صورتى كه آن روايات كه هر كس علم بلند كند، علم مهدى به عنوان مهدويت بلند كند. حالا ما فرض مى كنيم كه يك همچو رواياتى باشد، آيا معنايش اين است كه ما تكليفمان ديگر ساقط است!؟»[٤]
ايشان در ادامه كلامشان نتايج چنين ديدگاهى را بررسى كرده و مى فرمايند:
«اينى كه مى گويد حكومت لازم نيست معنايش اينست كه هرج و مرج باشد. اگر يك سال حكومت در يك مملكتى نباشد، نظام در يك مملكتى نباشد، آن طور فساد پر مى كند مملكت را كه آن طرفش پيدانيست. آنى كه مى گويد حكومت نباشد معنايش اين است كه هرج و مرج بشود، همه هم را بكشند، همه به هم ظلم بكنند براى اين كه حضرت بيايد، حضرت بيايد چه كند؟ براى اينكه رفع كند اين را. اين يك آدم اگر سفيه نباشد، اگر مغرض نباشد، اگر دست سياستى اين كار را نكرده باشد كه بازى بدهد ماها را كه ما كار به آنها نداشته باشيم، آنها بيايند هر كارى بخواهند انجام بدهند، اين بايد خيلى آدم نفهمى باشد.»[٥]
و در ادامه نيز اضافه مى كنند كه:
«اينهايى كه مى گويند كه هر علمى بلند بشود ... خيال كردند كه هر حكومتى باشد اين برخلاف انتظار فرج است، اينها نمى فهمند چى دارند مى گويند. اينها