ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - رسانه هاى ما و كوتاهى هاى ما
نگاه من شايد كمى متمايز با برخى دوستان در اين حوزه باشد و آن اينكه من قبول ندارم آنها واقعاً از سر صدق به اين موضوع باور دارند و چون باور جدّى دارند، به اين موضوع مىپردازند. ما با انقلاب اسلامى خود، به موضوع مهدويّت در جهان معاصر دامن زديم. هرچند اين موضوع در كشور خودمان مدّتى پنهان بود و مطرح نشد؛ ولى آنها مىفهميدند كه انقلاب اسلامى ما زمينه ساز ظهور است؛ به اين دليل و براساس اين باور، همه آنچه در غرب اتّفاق مىافتد، تلاشى است براى خنثى كردن انقلاب اسلامى و مأموريت زمينهسازى آن براى ظهور، پس نبايد بگوييم مثلًا هال ليندسىاى پيدا شده كه خيلى به آخرالزّمان معتقد است و براى خودش جلساتى مىگيرد يا دولت بوش سركار مىآيد كه خيلى معتقد به آخرالزّمان است و فقط در تشخيص آخرالزّمانشان با ما اختلاف دارند؛ اينگونه نيست. درباره كارگردانهاى برجسته آنها هم كه موضوعات آخرالزّمانى را در فيلم هايشان مىآورند همين است. البتّه تعداد زيادى از مردم مسيحى و يهودى حرفهاى اينها را به عنوان يك باور دينى قبول مىكنند و دنبال اينها راه مىافتند، ولى اينكه سردمداران فكرى، هنرى و رسانهاى و عقيدتى اينها از سرصدق به اين موضوع بپردازند، اصلًا اينگونه نيست.
شما هدف آنها را مقابله با تفكّرات آخرالزّمانى انقلاب اسلامى برشمرديد، امّا نگفتيد كه چه مقدار روى اين موضوعات كار مىكنند؟
خيلى زياد؛ آنها دو نوع رويكرد و موضع نسبت به مهدويّت دارند: يكى صريح كه در فيلمهاى معطوف به موضوعات آخرالزّمانى مىتوانيم ببينيم و گاهى با تحليل به اين نتيجه برسيم. ظاهراً ممكن است اين فيلمها به موضوع مهدويّت مربوط نشود، امّا در پشت آن، نمادهاى آخرالزّمانىاى مطرح مىشود كه آنها را هم من جزو صراحتها حساب مىكنم؛ مثلًا اينكه اخيراً خانم سفيرى در سوريه ادّعا كرد آخرالزّمان نزديك است و ما هم داريم مىرويم. اينها اظهارنظرهاى صريحى است كه در قالب اظهارنظرهاى ديپلماتيك ورسانهاى، فيلم، خبر، شبكه بازىها و ... دارد پخش مىشود. اين آن چيزى است كه به آن توجّه مىكنيم و يك عرصه خاموشترى در پشت وجود دارد كه اصلًا در ظاهر، هيچ ربطى به موضوع آخرالزّمان ندارد. كسى ادّعاى آخرالزّمانى بودنش را ندارد و با ظرافت دارند، اين موضوع را دنبال مىكنند.
با توجّه به اينكه آنها خيلى زياد به اين موضوع پرداختهاند و ما هم فيلمها و برنامههايشان را در ماهوارهها و حتّى دوبله شده در تلويزيون خودمان مىبينيم، ميزان تأثير برنامههاى آنها را بر رويكردهاى شيعى و تفكّرات مردم ما چقدر است؟
متأسّفانه اين هم خيلى زياد است.
اين نقطه، اشكال جدّى سياست رسانهاى ماست؛ يعنى ما وقتى مىخواهيم ديدگاههاى شيعيمان را ديدگاههاى اصيل انقلاب اسلامى در رسانه تبيين كنيم، بضاعتمان همين مقدار است كه شما مىبينيد و به همين ميزان مىتوانيم جلو بياييم؛ ولى وقتى قرار است توليدات و محصولات آن طرف را بياوريم، خيلى سخاوتمندانه و دست باز آنها را مىآوريم. متأسّفانه عمده انديشههاى آخرالزّمانى ما دارد در قالب پيامهاى فيلمهاى هاليوودى و غيره در جامعه ما رسوخ مىكند و خيلى از مردم آخرالزّمان را آنطور مىشناسند كه غربيان تفسير مىكنند و اين خيلى خطرناك است؛ چيزى مثل آرمگدون به رغم تمام دروغ بودنش، به عنوان يك موضوع آخرالزّمانى بين مردم علاقه مند ما پذيرفته شده كه بالأخره داريم به سمت يك جنگ جهانى مىرويم، درصورتى كه نگاه شيعى ما نگاهى حدّاقلى از كشتهها را در آن دوره ترسيم مىكند و آن هم در جنگى كه بين ما و صهيونيستها اتّفاق مىافتد نه اينكه همه مردم جهان كشته بشوند. آنها الآن دارند به اين خرافات دامن مىزنند. اينها موضوعات مهمّى است كه علماى ما بايد تبيين كنند و بعد رسانههاى ما، آن را فرهنگ كنند تا در مردم جا بيفتد كه چه طور بايد به سمت ظهور رفت. ما خوشحال باشيم از اينكه مصر دارد شلوغ مىشود كه اين رخدادها مقدّمه ظهور است يا ناراحت باشيم كه مثلًا دارند جلوى ظهور را مىگيرند؟ پاسخ اين سؤال خيلى مهم است.
نگاه ما الآن اينطورى است كه تحت تأثير ديدگاه رسانههاى غربى فكر مىكنيم و مىگوييم چون چنين است، پس آشفته ترش بايد كرد. نگاه سازنده اين نيست. اينكه بالأخره روزى بايد مسلمانان به سمت وحدت بروند تا ظهور اتّفاق بيفتد، اين گزاره اصلى ماست كه آنها دارند از آن طرف، خلافش را به ما تلقين مىكنند و ما بايد براى خنثى كردن آن كار كنيم.
ما از طرفى داريم حجم زيادى از محصولات آنها را مىبينيم كه روى ما هم تأثير مىگذارد و از اين حيث عقبيم و علاوه بر آن، اينكه ما بخواهيم شروع كنيم و آرام آرام حركت كنيم بلكه به جايى برسيم، خيلى ما را از عرصه رقابت عقب نمىاندازد؟
حتماً همينطور است. اين پارادوكس زمان ماست. ويژگى بسيار بسيار ممتاز تمدّن غرب كه شايد به عنوان اوّلين ويژگى، آن را از همه تمدّنهاى ديگر تاريخ بشر متمايز مىكند، سرعتش است. تمدّن غرب به سرعت در تمام عرصهها قدم زده و به خواستههايش دامن زده است. در اين ماجراى سرعت، بىشك رسانهها حرف و تأثير اوّل را دارند.
موضوع تمدّن غرب، سرعت است وموضوع ما، كيفيت. درعين حال كه متوجّه هستيم كه سرعت تهاجم آنها مىتواند روى ما تأثير بگذارد. درنتيجه به يك پيداكردن حدّ وسط نياز داريم كه ما به چه ميزان بايد به سرعت توجّه كنيم و به چه ميزان توجّهمان به عمق و كيفيّت باشد.
معمولًا اينها را به عنوان رهنمودهاى ولىّ فقيه بايد دنبال كرد كه ما اين كار را در رسانهها، در دانشگاهها و در حوزهها انجام ندادهايم؛ در حالىكه به نظرم فقط آقا متوجّه اين وضعيت هستند.
به اميد روزى كه اين فهم، پيگيرى و اقدامها را در اطراف خود ببينيم. از اينكه وقت خود را براى اين گفتوگو در اختيار ما گذاشتيد، مجدّداً تشكّر مىكنيم.
من هم از شما سپاسگزارم.