ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - رسانه هاى ما و كوتاهى هاى ما
مىشوند. هركدام از اينها رسانه را به سمتى سوق مىدهند. در رسانه ملّى الآن ما به نظر مىرسد به دليل اين تنوّعى كه در شبكهها ايجاد شده وحجم زيادى از برنامهها كه بايد روى آنتن پخش بشود و موضوعى به نام «تب آنتن» پيش آمده، تهيّه كنندهها حرف اوّل را مىزنند. سواى خوب يا بد بودن اين پديده، اگر قرار بر اين باشد كه تهيهكنندهها حرف اوّل را بزنند، تهيهكنندگان ما بايد از لحاظ حسّى، هنرى، علمى و ... با اين موضوع آشنا بشوند و كاملًا بايد درك كنند كه در عرصه مهدويّت چه اتّفاقى دارد مىافتد تا برايشان ايده و انديشهاى شكل بگيرد، سراغ اين موضوع بروند و برنامه تهيه كنند؛ چه برنامههاى خشك علمى، چه برنامههاى شاداب هنرى.
ظاهراً الآن ساز و كار جدّى و رسمى وجود ندارد براى اينكه تهيه كنندگان ما با موضوعات اولويّتدار كشور، از جمله مهدويّت آشنا شوند.
آيا در صداوسيما براى اينكه چه مقدار به موضوعات مذهبى يا مثلًا كودك و نوجوان و ... پرداخته شود، زمانبندى داريم؟ و آيا اساساً سياستى پشت برنامهسازىهاى صداوسيما هست يا نه؟
برنامههاى صداوسيما تابع جلساتى است كه همه مديران هر از چندى دور هم جمع مىشوند و مرور مىكنند؛ ولى عمليّاتى و اجرايى شدن اين برنامهها تابع اعلام آمادگى و ورود تهيهكنندگان به عرصه پيشنهاد شده است؛ يعنى اگر تهيه كنندهاى وارد نشود، كسى براى ساخت برنامه وجود ندارد. در برنامههاى صداوسيما همان طور كه عرض كردم، تهيه كننده حاكم است.
البتّه سياستگذارى در رسانه، ضرورى است براى خود اين پديده هم به سياستگذارى علمى جدّىتر، قبل از سياستهاى رسانهاى نياز داريم و به آن معنا الآن سياستگذارى جدّى در صداوسيما وجود ندارد.
با توجّه به اينكه يكى از هدفهاى اصلى صداوسيما كه هم در قانون اساسى، هم در سند افق ده ساله رسانه آمده، گسترش و ترويج دين است. آيا طى اين سى و اندى سال، براى اينكه بفهميم دين را بايد چگونه ترويج كنيم. دنبال شناسايى و ارزيابى قالبهاى موجود و پيشنهاد قالبهاى تازه بودهايم و معيارى به دست آوردهايم؟
واقعيّت اين است كه ما در عرصه علمى و توليدات علمى ودانشگاهى وحوزوى به الگوى نهايى در رسانه نرسيده ايم وهرچه بوده از طريق تجربهها و اعمال آزمون و خطا بوده است و هنوز اين بحث در تجربههاى علمى جاى كار دارد. اينكه چه قالبهايى مىتواند براى كار ما مناسب باشد، بر مىگردد به اينكه ما اوّل توليد كنيم و كليد شروع كار را بزنيم. ببينيد روزى كه خبر داشت توليد مىشد، كسى از روز اوّل نيامد كه ارزشهاى خبرى را مطرح كند، آنقدر خبر توليد كردند كه بعداً يكى آمد و از خبرهاى توليد شده شروع كرد و فهميد كه مردم به اين نوع خبرها مىگويند: خبر و به دستهاى ديگر مىگويند: غيرخبر. با يكى دو اثر توليد شده، نمىشود ادبيات درست كرد.
رسانههاى غربى چه ميزان درباره مباحث مهدوى و آخرالزّمانى كار كرده اند؟