ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - تناسب جوان با عناصر انتظار
دنبال آرمانهاى كاذب خواهد رفت. بنابراين اگر آرمان جامعه مهدوى به جوان خوب معرفى شود، به دليل تناسب و علاقهاى كه به آرمان دارد، به سرعت جذب آنها خواهد شد.
جوان به شدّت جامعهگراست و با افزايش سن، كمكم، فردگرا مىشود. بايد قبل از آن، جامعه مهدوى را به عنوان آرمانش به او معرفى كنيم.
عناصر پنجگانه انتظار
از سوى ديگر، براى انتظار و منتظر بودن مىتوان از پنج عنصر سخن گفت:
١. اعتراض به وضع موجود، ٢. تصوّر وضع مطلوب،
٣. تصديق وضع مطلوب، ٤. تمنّاى وضع مطلوب،
٥. عمل براى تحقّق وضع مطلوب.
و به عبارت ديگر منتظر كسى است كه اين پنج عنصر در او وجود داشته باشد؛ گرچه تبيين اين پنج عنصر و سخن گفتن از نقش هر كدام از اين عناصر در شكلگيرى انتظار فرج، در اين مختصر نمىگنجد؛ امّا اجمالى از نقش اين عناصر، با اندك تأمّلى روشن مىشود و بنابراين همين معنا و تصوّر اوّليهاى كه با اين تأمّل كوتاه در ذهن پديد مىآيد، كمك مىكند تا در اين مجال مختصر، به تناسبى كه هر كدام از اين عناصر با جوان دارد، اشاره كنيم:
تناسب جوان با عناصر انتظار
١. جوان سنّتگريز است و اين خصلت را خداوند در وجود او گذاشته است. اينكه مُدهاى جديد لباس، توسط جوانها اجرا مىشود، به دليل همين سنّتگريزى است و اگر جوان را به دليل سنّتگريزى سرزنش كنى و اذيت شود، سنّتشكن هم خواهد شد. جوان دوست دارد به وضع موجود اعتراض كند و بايد پاسخ اين اعتراض به وضع موجود را در جامعه مهدوى بيابد؛ وگرنه خراب مىشود؛
٢. تصوّر وضع مطلوب و تخيل، كار جوان است. جوانان بهتر از هر كس مىتوانند با استفاده از قدرت تصوّرسازى خود، وضع مطلوب را براى خود تصوير كنند. چرا خداوند جوانها را اينقدر خيالپرداز آفريده و آغاز ديندارى و رسيدن به سنّ تكليف را در سنّى قرار داده است كه قدرت خيالپردازى، بسيار قوى است؟ چرا خدواند در آغاز ديندارى، به جاى خيالپردازى عقل و دقّت بيشترى به جوانها عطا نفرموده است؛ بلكه خيالپردازى به آنها داده است؟ چون جوان قبل از هر چيز بايد بتواند آن وضع مطلوب را تصوّر كند. خداوند هم قدرت تخيل را به جوان داده است تا اين اتّفاق بيافتد. اگر نتواند وضع مطلوب را تصوّر كند، نسبت به آن ميلى پيدا نكرده و براى رسيدن به آن اقدامى نخواهد كرد؛ قدرت خيالپردازى، لازمه آغاز ديندارى است؛
٣. روح بلند جوان، امورى را تصديق مىكند كه ديگران نمىتوانند باور كنند. در جريان انقلاب، بسيارى باور نمىكردند حضرت امام (ره) پيروز شود؛ ولى جوانها همه باور داشتند.