ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - وقتى آمدى ايران مى فهمى!
و منبر بروند. من شب جمعه دلشوره داشتم كه نكند كسى نيايد و آبروريزى شود؟! ساعت ١١ شب به مسجد جامع رفتم و ديدم مسجد و خيابان جلوى آن پر است و در نهايت مرحوم كافى ساعت سه و نيم منبر رفت و تا اذان صبح ادامه دادند و سه شب اين منبر برگزار شد و بعد از منبر، سه ربعى، استراحت مىكردند و بعد مىرفتند و خوابهاى ايشان بيش از دو الى سه ربع نبود؛ كافى تب و عشق منبر داشت، گويا مىدانست فرصت او كوتاه است و وظيفهاش هم منبر است.
\* از ارتباط ايشان با انقلاب و امام راحل بگوييد.
ايشان انقلاب را درك نكردند؛ امّا اعتراضات ايشان به نظام ستمشاهى موجب اين شد كه بارها به زندان بروند و حتّى سه سال به «ايلام» تبعيد شدند و با وساطت علما، اين مدّت به يك سال تبديل شد. ارتباط ايشان با امام، ارتباط مريد و مرادى بود. نامههايى از نجف توسط امام براى ايشان فرستاده مىشد كه اين نامهها را به مركز اسناد انقلاب داديم و در جلد ٨ كتاب «ياران امام»، اسناد آن جمعآورى و چاپ شده است.
امام خيلى به مهديه اعتقاد داشتند؛ اخبار شفاى مريضهاى زيادى كه در مهديه بهبود يافته بودند، به گوش مراجع رسيده بود. امام در يكى از نامههايشان مىنويسند:
از شما مىخواهم كه براى من در مهديه دعا كنيد.
مرحوم كافى هم فوق العادّه به امام علاقه داشتند. زمانى، بردن نام امام جرم بود. ايشان در مقابل پنجاه هزار نفر معيت، نام امام را مىبرد و ارادت عجيبى به امام و همه مراجع داشتند. بارها بعد از منبر، ايشان را دستگير كردند.
آيت الله مرعشى نجفى (ره) مىگفتند: خدمتى كه مرحوم كافى به اسلام كرد، كمتر مرجعى بعد از غيبت كبرا كرده است. كافى دعاى ندبه را به همه شناساند. الآن مهديههاى «رشت»، «سيرجان»، «گرگان»، «كرمان»، تهران و ... همه از آثار باقى مانده ايشان است.
\* از احوالات شخصى ايشان بگوييد.
من حدود پانزده ساله بودم كه ايشان از دنيا رفتند. كثرت كار ايشان در خارج خانه دليلى بود كه كمتر پدر را ببينيم. هفت الى هشت ماه سال در سفرهاى خارج تهران بودند. بنابراين كمتر ديده مىشدند و تهران كه بودند ايشان را كم مىديدم. خانه ايشان را مىتوان به يك زائرسرا تشبيه كرد؛ هر كه به تهران مىآمد، درب منزل كافى به روى او باز بود. به ياد دارم، خدمتكارانى در منزل حضور داشتند كه همواره در حال خدمت به مهمانان بودند.
\* آيا وصيتنامه ايشان در دسترس مىباشد؟
متأسّفانه از ايشان وصيت مكتوبى نمانده است. وصى ايشان شهيد آيت الله مدنى تبريزى بودند. قبل از انقلاب، پدر، منزلى در تهران براى ايشان اجاره كردند. مرحوم مدنى مىفرمودند: مرحوم كافى دو سه ماه قبل از فوتشان وصيتنامه را از من مىگيرد تا تغييراتى در آن اعمال كنند و پس بدهند و ديگر فرصتى نشد كه برگرداند؛ امّا وصيت شفاهى داشتند كه روى منبر گفته بودند: اگر من وسط