ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - وقتى آمدى ايران مى فهمى!
وقتى آمدى ايران مىفهمى!
ناگفتههايى از مرحوم حاج شيخ احمد كافى (ره)
مصاحبه با حجّت الاسلام محسن كافى
صداى دلنواز و نواى جانفزاى آن عالم واعظ، شرح اشتياق و درد هجرانش براى آسمانيان و زمينيان آشنا و جانگداز بود. اين نواى دلنشين هنوز هم در خشت خشت «مهديه تهران» طنينافكن است.
نام و ياد مرحوم كافى كه روزها و شبهاى زيادى را با حزن غريب و يمن قريبش به سر برديم، هنوز در دل و ديده همه عاشقان
اهل بيت (ع) و خاصّ محبّان امام عصر (عج) جارى و سارى است.
به پاس قدردانى از آن موعظههاى حماسى در دوران خفقان ستمشاهى، گفتوگوى خبرنگار خبرگزارى «حوزه» با حجّتالاسلام محسن كافى، فرزند آن عزيز سفر كرده در ذيل مىآيد.
\* با تشكّر از اينكه وقت خود را در اختيار خبرگزارى حوزه قرار داديد، لطفاً خودتان را معرفى كنيد.
با سلام متقابل و تشكّر از خبرگزارى حوزه، اينجانب محسن كافى فرزند دوم مرحوم كافى و فرزند اوّل روحانى ايشان هستم. در سال ١٣٤٢ ه. ش. متولّد شدهام و حدود هشت ماه قبل از وفات پدرم، در «حوزه علميه مشهد» طلبه شدم و تا سال ١٣٦٥ ه. ش. در آنجا ادامه تحصيل دادم و بعد از آن وارد «حوزه علميه قم» شدم.
\* درباره خاندان بزرگوارتان بيشتر توضيح دهيد.
پدرم مرحوم كافى متولّد ١٣١٥ ه. ش. مىباشد و در خانوادهاى كه از قشر متوسط جامعه بودند، ديده به جهان گشودند؛ پدر ايشان فرهنگى غير روحانى بودند و پدربزرگ ايشان، مرحوم آيت الله ميرزا احمد كافى مىباشد كه از علماى برجسته «يزد» بودند و بر اثر كرامتى كه از امام رضا (ع) مىبينند، ساكن «مشهد» مىشوند.
\* يعنى مرحوم كافى اصالتاً يزدى هستند؟
جدّ اعلاى ايشان يزدىاند؛ امّا خود مرحوم كافى متولّد مشهد هستند.
\* فرموديد مرحوم ميرزا احمد كافى بر اثر كرامتى كه از امام رضا (ع) ديدند، ساكن مشهد شدند. جريان چه بود؟
مرحوم ميرزا احمدكافى از بزرگان و علماى آن عصر يزد بودند؛ مردم آن زمان، كاروانى تشكيل مىدهند تا به مشهد بروند و از ايشان هم تقاضا مىشود كه كاروان را همراهى كنند. اتّفاقاً ايشان چشم درد شديدى هم داشتند و با اصرار مردم به سمت مشهد حركت مىكنند و با ورودشان به مشهد، نابينا مىشوند و اين مسئله ايشان را خيلى منقلب و ناراحت مىكند و به زحمت به حرم امام (ع) مشرّف مىشوند و با حالت انقلاب و انكسار قلب مىگويند: همه نابينا مىآيند و بينا مىروند؛ امّا من چرا بينا آمدم و نابينا مىروم؟ سر بر ديوار حرم مىگذارد و در بين خواب و بيدارى، شخصى مىگويد: ميرزا احمد دستت را باز كن! ايشان دستشان را باز كردند و بستهاى ميان دست ايشان گذاشته شد و به ايشان امر شد: محتويات اين بسته را به چشمانت بمال! و بعد از انجام اين دستورالعمل، بينايى ايشان به كرامت ثامن الائمّه (ع) بازگردانده مىشود و پس از آن، ديگر به يزد بر نمىگردد و تا آخر عمر در كنار مضجع امام رئوف زندگى مىكنند. به بركت اين كرامت رضوى، چشم ايشان تا آخر عمر دچار ضعف نگرديد و حتّى از عينك هم استفاده نكردند و بزرگانى مانند آيت الله مروايد از ايشان استفادهها بردند.
\* مرحوم كافى چگونه وارد حوزه شدند و در كجا تحصيل كردند؟
در مشهد نزد مرحوم ميرزا احمد كافى كه استاد خيلى از بزرگان مشهد بودند، درس مىخواند و در سنّ دوازده سالگى وارد حوزه مشهد مىشوند و بالأخره در سنّ هجده سالگى به عتبات هجرت مىكند و در «نجف»، توفيق شاگردى آيت الله سيد اسدالله مدنى شهيد محراب، آيت الله راستى كاشانى و ... را پيدا مىكند. پنج سال در نجف مىمانند و در سنّ بيست و سه سالگى به «ايران» برمىگردند. به دليل مشكلاتى كه پدر ايشان در كسب و كار داشتند، با اجازه مراجع وقت نجف و آيتالله خوئى، به ايران برمىگردند و با بيت آيت الله
شاهرودى وصلت مىكنند و ساكن «قم» مىشوند. دو الى سه سال در قم بودند و در اين ايام به شاگردى ميرزا ابوالفضل تبريزى و ديگر بزرگان قم مىپردازند و سطوح عاليه را نيز در آنجا تدريس مىكردند.
\* بىشك، «مهديه تهران» از باقيات الصّالحات ايشان است. اين مركز فرهنگى و دينى چگونه شكل گرفت؟