ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - اهل بيت (عليهم السلام)؛ درهاى رحمت خداوند!
انسان براى اينكه به مقولهاى اعتقاد صحيح داشته باشد، ابتدا بايد جايگاه آن را بداند. هر گاه انسان نسبت به موضوعى اعتقاد درستى نداشته باشد، رفتار مناسبى نيز در قبال آن موضوع نخواهد داشت. بنابراين در مكتب تشيع كه امامت از اصول آن به شمار مىرود، بايستى ما ابتدا شأن امامان معصوم (ع) را در نظام عالم به طور صحيح بدانيم تا بتوانيم رفتارى درست در قبال ايشان پيشه نماييم. در جامعه كه نگاه مىكنيم، تشتّت آرا را در اين باره مىيابيم؛ چه در ميان عوام و چه در ميان خواص. در مجموع، منظر واحدى در اين مورد وجود ندارد. از منابع به دست مىآيد كه اصل وجود اهل بيت عصمت و طهارت (ع) غيرقابل وصف است و تنها مىتوان بالاترين جنبههاى قابل وصف ايشان را توصيف نمود. بهترين مثال براى روشن شدن جايگاه اهل بيت (ع) مثال عبور نور خورشيد از پنجره است. در اين مثال واضح است كه پنجره از خود نورى ندارد؛ بلكه هر آنچه از نور از طريق پنجره عبور مىكند، تماماً نور خورشيد است و هنر پنجره به اين است كه مانند ديوارِ كنارِ خود، حجاب نيست؛ بلكه مجراى گذر نور مىباشد. اهل بيت (ع) در قبال خداوندى خدا اينگونهاند؛ يعنى فضايى هستند كه نور خدايى خداوند از طريق آن به عالم مىتابد. اهل بيت (ع) مىفرمايند: «نحن باب الله الّذى منه يؤتى؛ ما «باب الله» هستيم كه از طريق از آن خدايى خداوند اعمال مىشود»؛ يعنى خداوند از باب الله وجود اهل بيت (ع) مىآفريند، روزى مىدهد، ثواب و عقاب مىنمايد و ... در اين منظر، فاعل، خداست و او از مجراى باب الله، فعل انجام مىدهد. بنابراين از آنجا كه همه افعال به خداوند نسبت داده مىشود، تفويض (با معناى واگذارى امور) و غلو كردن در مورد اهل بيت (ع) جايگاهى نخواهد داشت.
براى توضيح منظر صحيح نسبت به اهل بيت (ع) با يك مثال آغاز مىكنيم: انسانى را فرض كنيد كه در اتاقى كه هيچ راه خروجى نداشته و كاملًا تاريك است، قرار دارد. شخص درون اين اتاق هيچ چيزى را نمىتواند، ببيند؛ در حالى كه بيرون از اين اتاق، خورشيد همه جا را روشن كرده است و اين ديوارهاى اتاق هستند كه مانع تابش نور خورشيد به درون مىشوند. حال اگر در اين اتاق پنجرهاى تعبيه شود، درون اتاق روشن مىگردد و آن شخص مىتواند براى بهره بردن از نور خورشيد، به سوى اين پنجره بيايد. او براى در معرض نور خورشيد قرار گرفتن، در مقابل ديوار نمىايستد؛ چون مىداند كه ديوار براى نور، حجاب است؛ امّا پنجره به دليل لطيف بودن مىتواند نور را از خود عبور دهد. بنابراين او روبهروى پنجره قرار مىگيرد. نكتهاى كه در اينجا وجود دارد، اين است كه نورى كه از طريق پنجره به درون اتاق مىتابد، از آنِ پنجره نيست؛ يعنى پنجره از خود نور ندارد؛ بلكه هر چه نور است، پرتوهاى خورشيد است كه به واسطه پنجره به درون اتاق مىتابد. هنر پنجره به اين است كه مانند ديوار حجاب نيست؛ بلكه مجرايى براى عبور نور است. پنجره در اين مثال، يعنى آن جايى كه ديوار نيست.
با در نظر داشتن اين مثال، به نظام عالم توجّه مىكنيم. دنيا همان طور كه از نامش پيداست، در عمق عالم هستى قرار دارد (دنياo پايينترين، پستترين) و به سان طبقه همكف ساختمان جهان هستى است. نور خدايى خداوند براى اينكه به اعماق عالم، يعنى دنيا بتابد بايد از حجابهاى بسيارى عبور كند؛ امّا چگونه؟ آيا خداوند در عالم، پنجرههايى را براى عبور نور خدايى خود از طبقات عالم هستى و رسيدن به اعماق عالم در نظر گرفته است؟ در روايتى از معصوم (ع) نقل شده است كه: «نحن باب الله؛[١] ما باب الله هستيم.» باب يعنى چارچوب[٢] به عبارت ديگر در عالم، آنجايى را كه ديوار نيست، باب مىگوييم؛ يعنى فضايى كه نور خدايى خدا مىتواند از درون آن عبور كرده و به عمق بتابد. اهل بيت (ع) مىفرمايند: «نحن باب الله الّذى منه يؤتى؛ ما هستيم آن باب اللّهى كه از طريق آن «أتى» هاى خداوندى جارى مىگردد.»[٣] اين «أتى» ها شامل همه صادرههاى خداوند در عالم هستى است؛ يعنى هر چيزى كه خداوند در عالم جارى مىكند، از درون اين چارچوب و اين فضا جارى مىسازد. اگر خداوند براى بندهاى خيرى را اراده كند، آن را از اين چارچوب بر او جارى كرده و به او مىرساند و برعكس اگر عذاب را براى فردى مشيت نمايد، آن عذاب را از طريق اين چارچوب بر وى جارى مىكند؛
خداوند، خود اين سازوكار را قرار داده است و فرموده: «أبى الله ان يجرى الاشياء الا باسباب».[٤]
خداوند اينطور خواسته است كه نور خدايى خود را از طريق يك سرى مجارى به عالم بتاباند؛ همانگونه كه نور خورشيد از طريق پنجره به درون اتاق مىتابد. باب الله از خود چيزى ندارد و هر چه از طريق آن مىآيد، از جانب خداوند متعال است. باب الله، شخص نيست كه اعمال نظر كند يا شىء نيست كه حجابى در مسير نور خدا باشد؛ بلكه قيمت باب الله به اين است كه فضا و چارچوب به قدرى لطيف مىباشد كه مجراى نور خداوندى خدا به سمت اعماق عالم است؛ همانگونه كه هنر پنجره به اين است كه رقيقتر از ديوار كنار خود است و نور خورشيد مىتواند از طريق آن، اتاق را روشن كند.
اگر اهل بيت (ع) مىفرمايند: «اذا شئنا شاء الله؛ هنگامى كه ما مشيت كنيم خداوند مشيت كرده است»، فقط با منظر باب اللّهى مىتوان آن را به درستى توجيه نمود؛ يعنى همان گونه كه نورى كه پنجره از خود عبور مىدهد، همان نور خورشيد است، آنچه كه اهل بيت (ع) مىخواهند، همان است كه خداوند مشيت نموده است.[٥] به عبارت ديگر اگر ما كه در عمق عالم، يعنى دنيا هستيم، بخواهيم، بدانيم كه خواست خداوند چيست، بايد نزد اهل بيت (ع) رفته و خواست ايشان را جويا شويم كه خواست اهل بيت (ع) همان خواست خداست كه وجود اهل بيت (ع) در باب الله جريان دارد.
خداوند طريق ديگرى براى اثرگذارى خود در عالم قرار نداده است و فقط از طريق اين باب الله است كه خدايى خود را در عالم اعمال مىكند. وقتى خداوند رزق را بر مخلوقات جارى مىسازد، آن روزى از طريق بابالله به مخلوقات مىرسد. بنابراين گفته مىشود «و بِيُمنِه رُزِقَ الورى».
اگر خداوند خالق است، نور قدرت خداوندى از مجراى بابالله به عالم مىتابد و موجودات را خلق مىكند؛ يعنى خداوند ابتدا بابالله را كه مجراى اثرگذارى او در عوالم است، ايجاد مىكند[٦] و پس از آن از مجراى باب الله، عالم و موجودات درون آن را خلق مىنمايد. بنابراين در حديث است كه «نَحنُ صَنايِعُ رَبِنا و الخَلقُ بعدُ صَنايِعُنا».[٧] با همين ساز و كار است كه مىبينيم امام رضا (ع) در جواب آن زنديق نزد مأمون عبّاسى با اشارهاى كه مىنمايند، تصوير شير بر