ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢
رده بندىهاى جدول نشان مىدهد كه واقعاً بزرگترين شركتها هستند كه نزديكى ويژهاى با شورا دارند. اهمّيت اين مسئله هنگامى روشنتر خواهد شد كه به الگوى تمركز سرمايهگذارى خارجى در دست تعداد محدودى از شركتهاى آمريكايى توجّه شود. بنا به اطّلاعات ارائه شده توسط هرى مگدالف[١] در سال ١٩٥٧ م.
چهل و پنج شركت، تقريباً سه پنجم تمامى سرمايهگذارىهاى خارجى مستقيم آمريكا را در اختيار داشتند.[٢] براى اين شركتها كه غالباً بزرگترين شركتها مىباشند، اهمّيت توأمان صادرات و سرمايهگذارى خارجى بسيار حياتى است.
اين مسئله فقط به اين دليل نيست كه سودهاى به دست آمده از اين فعّاليتها مىتواند به مجموع سودهاى حاصل كمك قابل ملاحظهاى كنند؛ بلكه توليد و صادرات (فرامنطقهاى) قادر خواهند بود تا موقعيت مناسبى براى رشدى كه بازارهاى اشباع شده داخلى قادر به تأمين آن نيستند، فراهم آورند.
چنانكه ملاحظه مىشود، تمام گروههاى مالى عمده، دانشگاههاى عمده، بانكهاى عمده و بالأخره رؤساى بنيادهاى مهمّ ايالات متّحده، در رهبرى و هدايت شورا مشاركت دارند. برخى از پستها و مناصب شورا براى سالهاى متمادى در اختيار شركتهاى بزرگ بوده است؛ سرمايهداران با نفوذ و آكادميسينهاى مشهورى كه با ايجاد روابط زنجيرهاى محافل مهمّى چونCFR را هدايت كردهاند.
نقشآفرينى شورا از بدو جنگ دوم جهانى تاكنون در روابط خارجى نشان مىدهد كه در واقع شوراى روابط خارجى، يك «تراست مغزهاى امپراتورى» است كه از طريق «پروژه دهه هشتاد» براى برنامهريزى و اجراى يك نظم نوين جهانى، در جهت جاىگزينى نظمى كه هم اكنون در حال از هم پاشيدگى است، اختصاص دارد.[٣]
پروژه دهه هشتاد، ١٩٧٣ م. اقدامى از سوى شورا بود تا بحرانهاى پيش روى نظام سرمايهدارى، كنترل شود و به عنوان نقشه راهى شناخته مىشد كه شورا از طريق آن هدايت و جهتدهى تغييرات در نظام بين المللى را عهدهدار مىشد. در واقع، شورا از طريق اجراى اين پروژه، با تأثيرگذارى بر روى افكار و اعمال در سطح جهان، سعى در دستيابى به يك نظم نوين جهانى داشت.
هر چند كه پروژه دهه هشتاد شورا مهمترين اقدام طبقه حاكم براى برنامهريزى دراز مدّت در جهت پاسخگويى به بحران كنونى جهان سرمايهدارى بود؛ امّا تنها اقدام نبود. در راستاى اين اقدام، به ابتكار رئيس شورا، ديويد راكفلر، در سال ١٩٧٣ م. سازمان جداگانهاى به نام «كمسيون سه جانبه» تأسيس شد.
آشكار است كه شوراى روابط خارجى در حدود يك قرن گذشته اگر مستقيماً دولت را تحت تسلّط خود نداشته، بر آن نفوذ همه جانبهاى داشته است؛ امّا دست كم در پنجاه سال از اين يكصد سال، نفوذ شوراى روابط خارجى در شراكت با گروه مخفى ديگرى به نام «بيلدربرگها» بوده است.[٤]
پىنوشتها:
[١].CFCP .
[٢].The Establi shment .
[٣]. گارى آلن، هيچ كس جرئت ندارد، ص ١٣٩.
[٤].William T .Sread .
[٥]. تراست مغزهاى امپراتورى، ص ٢٢.
[٦]. شورا و اليگارشى مالى نيويورك، دنياى اقتصاد، ش ١٩٤٥، ص ٣٢.
[٧].Round Table .
[٨].World Government .
[٩].Cicil Rnodes .
[١٠].New World order .
[١١]. هيچ كس جرئت ندارد، صص ١٣٥- ١٣٦.
[١٢]. همان، صص ١٣٧- ١٣٨.
[١٣]. همان، ص ١٣٨.
[١٤]. همان، ص ١٤٧.
[١٥]. تراست مغزهاى امپراتورى، صص ٤٧- ٤٨.
[١٦]. همان، صص ٥٤- ٥٦.
[١٧]. همان.
[١٨].Merrill's List .
[١٩]. تراست مغزهاى امپراتورى، ص ٦٠.
[٢٠]. اين ارقام تخمينى بر اساس درصدهايى كه از يك نمونهبردارى تصادفى از اعضاى شورا در سال ١٩٦٩ م. گرفته شده، محاسبه گرديده است.
[٢١]. تراست مغزهاى امپراتورى، ص ٦٧.
[٢٢].A .P .Stoan Foundation .
[٢٣].Commonwealth Fund .
[٢٤].C .F .Kettering Foundation .
[٢٥].George Harrar .
[٢٦].Carnegie Institute of Washington .
[٢٧].
Carnegie Foundation for the Advancement of Teaching
. (٢٨). تراست مغزهاى امپراتورى، ص ٦٩.
[٢٩]. مارس، جيم، جهان توطئه، مهدى قراچه داغى، ص ٤٩.
[٣٠].E .I .dupont de Nemuors .
[٣١].Chemical Bank .
[٣٢].Brown Brothers Harriman and Co .
[٣٣].Equitable Life .
[٣٤]. تراست مغزهاى امپراتورى، ص ٨٣.
[٣٥].Mutual of New York .
[٣٦].Debevoise ' Plimpton ' Lyons and Gates .
[٣٧].
Dacis' Polk' Wardwell' Sunderland' and Kiendle
. (٣٨).Sherman and Sterling .
[٣٩].Mil Bank ' Tweed ' Hadley and Mc .Cloy .
[٤٠].General American Investors .
[٤١]. تراست مغزهاى امپراتورى، ص ٨٤.
[٤٢]. عنوان كتاب تراست مغزهاى امپراتورى، ص ٩٩.
[٤٣]. جهان توطئه، صص ٥٠- ٥١.