ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٥ - بار كج به منزل نمى رسد
در صحنه قيامت و تجربه جنّت و نار است. گمان مىشود اين همه تضمين كننده ورود به بهشتند يا باعث ابتلاء به آتش قهر خداوند در جهنّم، ناقص دريافتهايم.
جهنّم و بهشت در آن دوردستها انتظار ما را نمىكشند. جهنّم و بهشت را هم اكنون مىسازيم و به عبارت ديگر، هم اكنون در بهشت يا جهنّم زيست مىكنيم. حجاب اين عالم و ستاريت خداوند مانع از تجربه سوزش آتش و صفاى بهشت خلد برين به صورت ملموس در اين جهان شده است. اوامر و نواهى ناظر بر تذكار جدّى درباره حتمى بودن و جارى بودن عواقب اعمال دنياست، در لحظه و زمان حاضر است. گستره تأثير اعمال و نيات را تنها خدا مىداند و بس. در جايى خوانده بودم بال زدن يك پروانه در اين سوى عالم ممكن است در سير تدريجى و اكمالى، به خاطر تسلسل و زنجيره تأثيرگذارى اعمال و اقوال بر هم، باعث بروز يك سونامى وحشتناك در آن سوى اقيانوسها شود. اعمال و اقوال، نقطهاى و محدود تأثير نمىگذارند. مثل رها شدن تيرى از شصت و كمان تيرانداز مىمانند. آنگاه كه رها شد، ديگر ميزان و ميدان عملش در اختيار تيرانداز نيست. مانند بازى دومينو، هر مهره، مهرهاى را مىاندازد و سلسلهاى از حوادث و ريزشها را سبب مىشود.
دومينوى بزرگ زندگى فردى و جمعى ما با افتادن اوّلين مهره شكل مىگيرد. خدا مىداند تا كجا پيش مىرود. اين از درك و دريافت ضعيف ماست كه افتادن هر مهره را مستقل از تأثيرش بر ساير مهرهها مىشناسيم. هر عمل و هر قول، مهرهاى است در زنجيره بزرگ يك دومينوى بزرگ كه همه مرزها را در مىنوردد.
در عواملى تودرتو سير و سفر مىكنيم، در خودمان هم اين عوامل سريان دارند و حاضرند. مهرههاى پىدرپى دومينوى زندگى ما و ديگران هم راهى دور و دراز در ميان جمله عوامل را طى مىكنند.
بَلم كالبد جسمانى ما با گذر از درياچه زندگى اين جهان، تنها قادر به گذر دادن و رساندن ما تا دشت فراخ و دور و دراز زندگى و حضور در عالم برزخى هستند، اسبى تيزتك، از اين عالم هم ما را گذر داده و به اقيانوس بىكرانه و جاودانه قيامت كبرا مىرساند.
سلسله دومينوى اعمال و اقوال، چون سايه و در سايه از اين سه عالم عبور مىكند و بايد عبور كند. در جهان مادّى نمىماند، در همه عوامل سير و سفر مىكند. در واقع مىخواهم بگويم كه هر عمل سه ميدان تأثيرگذارى و حضور دارد، دنيا، برزخ و قيامت. در هر مرتبه و حركت هم ميدان تأثيرگذارى وسيعترى مىيابد؛ مثل همان تيرى كه از كمان رها مىشود. جامعترين نتيجهاش در آخر كار و با افتادن آخرين مهره قابل محاسبه است. سر جمع و برآيند همه افت و خيزها، سر جمع و محصول غايى فراهم آمده ماست.
بهشت يا جهنّمى كه فراهم آوردهايم و از هر مرحله عبور دادهايم، در انتهاى مسير جلوه عينى و آشكار پيدا مىكند. در حقيقت ظهور