ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - وقتى آمدى ايران مى فهمى!
هفته مُردم، جنازه مرا تا جمعه نگه داريد و كنار جنازه من دعاى ندبه خوانده شود و شهادت ايشان هم روز جمعه و نيمه شعبان بود؛ متأسّفانه نگذاشتند به وصيت عمل شود و چون زمزمه انقلاب هم بود، ساواك مىترسيد كه تشييع جنازه كافى، انقلاب را در تهران به سرانجام برساند و اين اتّفاق نه در تهران، بلكه در مشهد افتاد. در شهرى كه هنوز شعار مرگ بر شاه شروع نشده بود، اين شعار شروع شد و ساواك جنازه را از مردم گرفت و سرانجام، مخفيانه ايشان را در «خواجه ربيع» دفن كرد؛ ساواك، لقب شيخ آشوبگر را به ايشان داده بود.
در رشت، مهديه بزرگى است كه از باقيات صالحات ايشان است و جمعيت زيادى هم مىآيد؛ مردم براى دعاى ندبه نذر مىكنند. سال ٨٦ ه. ش. به مناسبتى در رشت بودم. ديدم تا نود نوبت گرفتهاند و فقط هم، نوار مرحوم كافى مىگذارند و يك سخنران هم قبل از آن سخنرانى مىكند. عمده اثر ايشان نوارهايشان است كه هنوز دست به دست مىگردد. بعضى از بزرگان مىفرمودند: ما نوار مرحوم كافى را مىگذاريم و با خانواده گوش مىكنيم و سخنان ايشان براى ما در حكم درس اخلاق است.