ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - عصبيت مدرن موجد جاهليت دوم
پيامبر اكرم (ص) به خوبى مىدانستند كه به همان صورت كه در عصر جاهليت اوّل، كار عرب به صحراى عصيان و انكار و زيست در فرهنگ مشركانه كشيد، بازگشت جاهليت دوم در اثر تجربه ديگر بار عصبيت، موجد روز و روزگارى مىشود كه اصلاح آن، جز از مسير ظهور كبراى آخرين وصى رسول خدا (ص)، حضرت مهدى (ع) ممكن نخواهد بود.
چنانچه با فراست و بصيرت به بنياد جنگها و كشمكشهاى كمرشكن طول تاريخ بنگريم و راز بروز و ظهور احزاب، گروهها، مسلكها، فرقهها و حتّى مرزهاى جغرافيايى و فرهنگى مىان عموم اقوام را جستوجو كنيم، بن مايه اين همه را در عصبيت يا همان غيرتورزى بىسبب، مذموم و دور از معيارهاى حقيقى مىيابيم.
به همان سان كه در اوّلين روزهاى پس از رحلت رسول اكرم (ص)، عصبيت برپايى سقيفه را سبب شد، همين عامل، بنىتميم و بنىربيعه (دو قبيله بزرگ عصر پيامبر (ص)) را طلايهدار لشكر خوارج ساخت تا در برابر على (ع) بايستند و پس از آن، بنىعبّاس، بنىمروان و ديگران، در صفى قرار گرفتند كه ابتدا و سرحلقه آن را ابليس به نام خود ثبت كرده بود، تا به انتها.
ناسيوناليسم، سوسياليسم، فاشيسم، ماكياوليسم، پان ايرانيسم، پان عربيسم، پان تركيسم، صهيونيسم و .. صدها ايسم ديگر، بر محور تعصّب قومى و حزبى شكل گرفتند و موجب و موجد جنگهاى منطقهاى و فرامنطقهاى شدند و در زير چرخهاى خود، ميليونها انسان را قتل عام كردند.
سرتاسر تاريخ چهارصد سال اخير غرب در زير سايه انواع ايدئولوژىها گذشت.
با حذف دين از صحنه حيات اجتماعى و سياسى ساكنان غرب و سكولاريزه شدن فرهنگ، ايدئولوژىها به مثابه مجموعهاى از دستورالعملهاى سياسى، اجتماعى، با تكيه بر دريافتهاى انسانى و اومانيستى از هستى، عهدهدار مديريت و تنظيم مناسبات شدند. اين همه، در خود و با خود، نطفه جمله بحرانها و بنبستها را داشت، چنان كه در قرن بيستم ميلادى، بحرآنهاى فراگير در حوزههاى مختلف فرهنگى و تمدّنى، اين فرهنگ و تمدّن را به تمامى در سراشيب سقوط و اضمحلال كشيد.
ايدئولوژىها با هر عنوان، اعمّ از سوسياليسم، ناسيوناليسم و ...، متأثّر از عصبيت و جانبدارى از نوعى برداشت، درباره وجوه مختلف حيات انسان بريده از آسمان و آموزههاى دينى، به انكار حقايق مندرج در كتب آسمانى پرداختند و شأن قدسى آدم و عالم را تا مقام حيوان و جمادات نازل ساختند و با نفى هر گونه حجّت الهى و منصوب از سوى حق، نفس امّاره و هواجس آدمى را ملاك و معيار عمل و نظر قرار دادند. از اين رو، ايدئولوژىها منشأ تشتّت، غلق، بحران و عصبيتى شدند كه چندين مرتبه از عصبيت جاهلى پيشى مىگرفت.
احزاب جديد نيز جملگى از مشرب همين ايدئولوژىها سيراب شدند تا رويارويى و جنگ را روزى همه ساله قرن نوزدهم و بيستم كنند.
قرن بيستم ميلادى در حالى سپرى شد كه بيش از يكصد ميليون كشته روى دست بشر گذاشته بود. جملگى اين مقتولان، قبل از آنكه با تير و گلولههاى متّفقان و متّحدان كشته شوند، به مسلخ تعصّبهاى حزبى كشيده شده بودند. هزاران حزب سياسى و اجتماعى، در حالى انسانها را به سوى سعادت، رفاه و آزادى دعوت مىكنند كه خود حامل پرچم استبداد، فقر و ظلمند.
جملگى با آرمها، نشانهها و پرچمها بر حقّانيت امورى اعتبارى؛ همچون خون، نژاد، ثروت و حزب پاى مىفشارند؛ در حالى كه جملگى در چشمپوشى بر امام مبين، كينورزى، كبر و خيانت به ابناى آدمى، گوى سبقت را از هم مىربايند.
سيزده خطّ خونين، سيزده خاندان زرسالار ايلوميناتى، در حالى سيطره شيطانى خود را از طريق لژهاى ماسونى كميته ٣٠٠، بيلدربرگها، سازمآنهاى جهانى و ... بر كلّ خلق عالم برقرار مىكنند كه در انبان خود جز تفاخر نخنما و كهنه جاهلى قومى، قبيلهاى و نژادى ندارند.
بر پرچم و نشان احزاب حاكم در سراسر جهان كدام عامل مشترك را ملاحظه مىكنيد؟ يا كدامين نماد حقيقى برخاسته از مكتب انبياى عظام الهى را؟
جملگى هوادارى ائمه كفر را سرلوحه جمله اعمال و اقوال خود ساخته و بر آن نيز مىبالند.
در ميان آنها، مردم، در جهل و بىخبرى، گاه سنگ آن حزب و گروه و گاه سنگ ديگرى را به سينه مىزنند و متعصّبانه از آنها حمايت مىكنند؛ حتّى براى آنها به ميدان آمده و جان مىدهند و جملگى در ظلمى شريك مىشوند كه هر لحظه بيش از پيش سياهى را بر حيات فرهنگى و مادّى مردم غالب مىسازد.
گوييا اين نداى حضرت رسول الله (ص) را بايد آويزه گوش ساخت كه فرمودند:
«فيملا الأرض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما؛[١]
پس زمين را از عدل و داد لبريز مىكند، پس از آنكه از ستم و بيداد لبريز شده است.»
ابليس، با كشف قوّه عصبيت و كارآيى آن در بسط جهالت، به مرور زمان، چنان پيش رفت كه ديگر هيچ عامل مشتركى براى متجمّع كردن ساكنان يك شهر كوچك حول يك محور واحد وجود ندارد تا چه رسد به اثبات «كتاب الله و آل الله» به عنوان قطب فرهنگ و تمدّن.
فرزندخواندگان شيطان، به خوبى دريافتهاند كه مىتوان از موسيقى، سينما، ورزش و حتّى موضوعاتى همچون محيط زيست و تمايلات جنسى براى تأسيس يك تشكّل فرقهاى و حزبى استفاده كرد و همه تعصّب و غيرت جمعى را معطوف بدان نمود و بر گستره و ژرفاى جاهليت مدرن افزود.