ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - امّت وسط
بنده پرورى ربّ العاليمن خواهد بود.
گرچه وجود، اغواگرى و شكست حتمى و پايانى شيطان رجيم از مشيّت و برنامه پيش نوشته الهى خارج نيست، امّا غفلت از عنصر زمان، هيبتى كاذب براى او ايجاد مىكند كه گويى خود ربّ بدىها و خداى شرراتهاست. بهعبارت سادهتر، تنها نقطه اتّكاى شيطان در فريب بنى آدم، ورود به عنصر زمان است، زيرا اين تنها نقطه ضعفى است كه بر اثر غفلتهاى پياپى براى هركس و هرچيز جايگاهى خداگونه براى شيطان در نظر بنى آدم مىسازد و او بهجاى ربّ العالمين، خداى دروغين را خواهد پرستد.
خداوند متعال آدم و حواء را در بهشت سكنا داد و آنها را از نزديك شدن به درخت و ميوه ممنوعه بازداشت و فرمود شيطان دشمن شماست، از او بر حذر باشيد. با توجّه به آيات و روايات متعدّدى كه اين داستان را تبيين نموده است؛ اگرچه ظاهراً دليل اخراج آدم و حواء از بهشت، فريب خوردن از شيطان و تناول از ميوه ممنوعه بود، امّا با دّقت بيشتر و نگاه راهبردى و عميق در مى يابيم ورود به منطقه ممنوعه (عنصر مكان)، خود معلول علّتى قديمىتر و نامحسوستر بوده و آنچه علّت اصلى اين تخطّى و فريب خوردگى است، ضعف در فهم صحيح عنصر زمان مى باشد. آنجا كه شيطان به آن دو اينگونه خطاب نمود كه اگر مىخواهيد ابدى باشيد از اين ممنوعه بخوريد؛ زيرا علّت منع خدا جز اين نيست كه او نخواسته است همچو او ابدى شويد![١]
شيطان در ترفند اوّل و آخر خويش انسان را از محدوديّت زمانى كه اتّفاقاً براى خودش و از جانب خدا و بهعنوان مهلت تعيين شده است، مىترساند و در كلام ساده او را با انداختن در دام عجله به انجام هر ناشايستى ترغيب مى نمايد. با اينكه در نگاه دقيق در مى يابيم اين محدوديّت و امهال براى خود او معيّن گشته است[٢] و او با احاله اين عذاب موقوت به بنى آدم، بهظاهر، به جايگاه خدايى براى او بدل گشته و او را از مقام خليفة اللهى به اسفل السّافلين ذلّت و تباهى مىكشاند.
امّت وسط
از اين مقدّمه كه بخشى از مباحث نظرى و كلامى شيعى است، نتيجه مىگيريم نهايت تلاش شيطان در جنگ با خدا، رخنه در عنصر زمان و به چالش كشيدن انسانها از طريق پس و پيش جلوه دادن زمانهاى معيّن است. هم او كه براى خارج ساختن آدم و حوّا از بهشت، آنها را به عجله واداشت، در سويى ديگر، پس از فريفتن اوّليه انسان، او را از هر عجله و سرعتى بازداشته و به تسويف و تأخير و بلكه، مهلت خواستن و گذر از عنصر زمان ترغيب و وادار مىسازد[٣].
البتّه اشاره به اين نكته عرفانى- فلسفى كه بخشى از خواصّ «ظهور انفسى» است، جلوهاى اجتماعى نيز دارد كه بيانگر «ظهور آفاقى» و نقش مهمّ عنصر زمان در وقوع آن است. در نبرد بزرگ حزب الله (ولى الله و همه پيروان او) با حزب الشّيطان (شيطان و تابعانش) جنگ بر سر عنصر زمان حسّاس ترين و بزرگترين جنگ ناپيدا و تعيين كننده است. هركس در اين جنگ پيروز شود از «تقدّم» و «تاخّر» مصون گشته و در امّت وسط[٤] جاى دارد[٥] و امام او ولى الله و پيروز نهايى زندگى دنيايى و اخرويست و در سوى ديگر، آن كس كه بىتوجّه به زمان و در غفلت از اين عنصر پيچيده و مهم، دچار يكى از «پيشروى» يا «عقب افتادگى» از ولى خدا گردد، دنيا و آخرتش را يك جا از دست مىدهد و اين ماحصل اغواگرى شيطان رجيم است.
سطح رويين اين نبرد، همان تحريف زمانى است كه راهبرد اصلى دجّال در همه زمانها بوده و هست. در اعصار پيشين و در هنگامه فترت، بعثت انبياء الهى. كه وعده خدا و در زمانى مقرّر و معلوم را محقّق مىگردد. در اذهان انسانهاى غفلت زده، تكذيب (زمانى) كرده و پس از بعثت فرستادگان حق تعالى، پيروى از آنها را موكول به فردا و فصلى ديگر مىكند. از يكسو در انديشه غفلت زدگان اينگونه بر مىتاباند كه ما پيرو پيشينيان خود هستيم و به رسالت و هدايتگرى تو نياز نداريم[٦] و از سوى ديگر و پس از تبليغ و تبيين حق، فرستاده خدا را در اذهانشان امّى و عقب مانده و خود را پيشرو و امروزين مى نماياند و در زمان وصى او نيز عَلَم تجدّد و روز آمدى و گذر از سنّت و كهنگى و كهولت بر افراشته و به اصلاح دروغين كه عين افساد است دست مىيازد.
در پايان مىتوان گفت: يقيناً آنچه زمينه اصلى عدالت گسترى جهانى حضرت امام مهدى (ع) است، گذشته از تدارك آيه شريف «وَأَعِدُّوا