ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - سينما و آخرالزّمان
است و ظاهر زيبايى دارد، عرصهاى است كه وقتى انسان در ورطه آن بيافتد، كاملًا اسير و مقهور آن مىشود، بنابراين بايد مقدّمات پژوهش مهدوى كاملًا طى شود، تا عرصه تصويرى، به فهم بيشتر مفهوم كمك كند نه آنكه مفهوم را از قوّت خود، نازل كند. عرض بنده اين نيست كه مجموعههاى پژوهشى به تصويرسازى سوق داده شوند، بلكه بايد تعاملى بين مجموعههاى پژوهشى مهدوى و تصويرسازان ارزشمند و دغدغهداران تصويرسازى ايجاد شود و پژوهشهاى مهدوى به تصوير كشيده شود.
\* آيا فيلم ملك سليمان را مىتوان در زمره فيلمهاى آخرالزّمانى به شمار آورد؟ چرا و چطور؟
\* ما فيلم سليمان نبى را فيلمى آخرالزّمانى مىدانيم. البتّه اين فيلم، فقط رويكرد آخرالزّمانى ندارد و رويكردهاى متعدّدى در آن لحاظ شده است؛ در اين باره مىتوانيد به فايلى كه بر روى سايت فيلم قرار گرفته، مراجعه كنيد. در آن، حدّاقل چهارده پانزده رويكرد به عنوان «ضرورت پرداختن به داستان سليمان نبى» آورده شده است. يكى از آنها «رويكرد مهدوى» است. رويكرد مهدوى بهطور مستقل، رويكردى جامع و بسيار مفيد است و اصلىترين مبناى تحقّق «ملك سليمانى» است.
يك زمان افراد به دنبال اين هستند كه اثرى بسازند و نگاه و رويكرد خود را بر آن تحميل كنند و ممكن است در برخى اذهان تداعى شود كه ملك سليمان هم اينگونه است؛ يعنى كسانى آمدهاند ملك سليمان را با توجّه به ضرورتهاى زمان و با توجّه به نيازهايى كه در حوزه مهدويت وجود دارد، ساختهاند و سخن از مهدوى بودن ملك سليمان مىزنند! ما اساساً اين تحليل را نمىپذيريم، چون از ابتدا ما در پى اين نبوديم كه داستان سليمان را به اجبار با اين موضوع پيوند دهيم. ما در سير پژوهش خود، به دنبال كشف خطّ قرآنى و روايى مربوط به حضرت سليمان (ع) بوديم و در هنگام دنبال كردن سير پژوهش و رويكردهاى قرآنى و روايى داستان، متوجّه شديم كه ماجراى حضرت سليمان (ع) به صورت جدّى با ماجراى ملك و حكومت امام مهدى (ع) و حكومت اهل بيت (ع) در آخرالزّمان گره خورده است. از جمله دلايل ما، مقايسههاى مكرّرى است كه اهل بيت (ع) بين ملك نهايى خود با ملك سليمان دارند. به صراحت رواياتى از اين دست را مىبينيم كه «انَّ سُلطانَنا اعظَم مِن سُلطانِ سُلَيمان» يا «انَّ مُلكَنا اعظَم مِن مُلكِ سُلَيمان»؛ يعنى ملك سليمان را ملك عظيمى مىشمرند و سلطنت و ملك خودشان را اعظم نسبت به آن ملك مىخوانند.
روايات متعدّد ديگرى نيز وجود دارد كه ما را به اين نقطه مىرساند كه يك سرى شباهتها در ماجراى سليمان با ملك مهدوى وجود دارد؛ وقتى پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد: «تمام حوادث دوره بنىاسرائيل و ديگر امّتها در اسلام هم رخ خواهد داد.» ماجراى سليمان (ع)، اوج ماجراهاى پيامبران بنىاسرائيلى است و با اقتدارترين پيامبر در دوران پيامبران بنىاسرائيل بوده است. معادل دوره سليمانى تاكنون در اسلام واقع نشده كه طبيعت به تسخير درآمده باشد، اجنّه بنّايى كنند، ملائك در حيطه قدرت باشند و فرمانبرى كنند، شياطين به كار گرفته شده و آن تربيت سليمانى واقع شود، باد در تسخير باشد و براى رفت و آمد، به كار گرفته شود و .... معادل آن دوره نه در زمان پيامبر اكرم (ص) است، نه در زمان اميرالمؤمنين (ع)، نه ساير ائمه معصومان (ع). با اين مبنا به اين نتيجه مىرسيم كه ماجرا فراتر از يك شباهت است، ملك سليمانى، مبتنى بر حكومت و ملك مهدوى است. البتّه مطالعه بين آيات و روايات مختلف، فرصت مفصّلى مىخواهد و بر آن اساس است كه مىگوييم ربط ميان ملك سليمانى با ملك مهدوى، ربط ميان ماكت «ملك سليمانى» و اصل «ملك مهدوى» است.
ملك مهدوى جامعترين و كاملترين دولتى است كه در پى همه دولتها مىآيد، همه مىآيند و مىروند تا اينكه عترت، مُلكى را به عنوان مُلك الهى واقع كنند. ملك سليمانى تجربهاى است شيرين از حكومت مهدوى؛ ملك سليمانى جامعترين، زيباترين، كاملترين و كاربردىترين اثر زمينى در تبيين ملك مهدوى است