ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - راز محروميت از آثار نيايش
تا از اين رهگذر بر توان روحى خود بيفزايد، تا بتواند مشكلات توانفرساى زندگى را- كه زندگى متمدّنِ عصر حاضر را فلج كرده- تحمّل نمايد.
از ديگر آثار نيايش، تأثيرگذارى آن بر صفات برجسته و خصايل ارزنده انسان است و بنابراين بايد به طور مستمر بر دعا مواظبت نمود.
از اينجاست كه فيلسوف معروف، اپيكتيت[١] مىگويد:
بيش از آنچه نفس مىكشى به خدا بينديش.
معقول نيست كه انسان صبح نيايش كند و بقيه روز را همانند يك حيوان درّنده زندگى كند، به حقوق مردم تجاوز كند و مانند يك وحشى هيچ مرزى را به رسميّت نشناسد.
لحظات كوتاهى كه روح انسان به سوى خداوند پرواز مىكند و كلمات استغاثهاى كه از دل انسان برمىخيزد، مىتواند انديشه آدمى را همواره متوجّه خداوند متعال نموده، رشتههاى ارتباطى با خداوند را همواره ثابت و استوار نگه دارد و دل آرامى را همواره به عنوان كانون عشق مشتعل سازد.
بر اين اساس، نيايش خود يك شيوه زندگى كردن است.
اگر نيايش را از اين زاويه بنگريم، نماز و نيايش طريقه تازه اى از زندگى را فرا راه ما قرار مىدهد.
راز محروميت از آثار نيايش
اگر نيايش در شرايط مناسب انجام يابد، حتماً آثار سودمندى را به دنبال خواهد داشت، چنان كه رالف والدو امرسون[٢] مىگويد:
هيچ كس نيايشى را به طور مستمر انجام نداده، جز اينكه نتيجهاى را به دست آورده كه سود فراوانى را براى او در بر داشته است.
با اين اعترافات، انسان متمدّن و روشنفكر زمان ما، نيايش را يك آيين متروك، يك عادت پوسيده، يك رسم خرافى و يك شيوه بىفايده و باقيمانده از دوران توحّش مىپندارد.
در حقيقت ما امروز از همه آثار ارزشمند و ثمرات گرانقدر دعا محروم هستيم و اينك ببينيم علل اين محروميّتها چيست؟
اوّلين عامل محروميّت ما از ثمرات دعا و مهمترين علّت آن، جهالت ما به ارزش دعا است كه به همين سبب مداومت به دعا و مواظبت به نيايش، از ميان ما رخت بربسته و به ندرت چنين توفيقى نصيب ما مىشود. چنان كه گرايش به تقوا و فضايل اخلاقى در جامعه متمدّن امروزى رو به زوال و نابودى است.
به نظر مىرسد كه تعداد فرانسوىهايى كه به طور مستمر نيايش مىكنند، از چهار يا پنج درصد تجاوز نمىكند و كسانى هم كه اهل نيايش هستند، غالباً از ثمرات آن محروم مىباشند؛ زيرا بيشتر كسانى كه اهل پرستش و نيايش هستند، افراد خودخواه، دروغگو، متكبّر، مغرور، رياكار و دغلباز مىباشند، كه در ظاهر به تقوا و پرهيزكارى تظاهر مىكنند، ولى در دل حسود و كينهتوزند و چنين دلهايى، شايسته عشق و ايمان نمىباشند.
در چنين شرايطى آثار نيايش، اگر هم پديد آيد، آنقدر استمرار نمىيابد كه آن را احساس و لمس كنيم.
از اين رهگذر استجابت نيايشهاى ما و ثمرات ستايشهاى ما به صورت كُند، نامحسوس و تقريباً ناچيز عايد مىشود.
زمزمههاى كم فروغ و كم ارتعاش ما كه در نهانخانه دل برمىخيزد، در ميان هياهوى گوشخراش جهان خارج به آسانى خفه مىشود.
به علاوه نتايج مادّى نيايش نيز مبهم است؛ زيرا غالباً با ديگر پديدهها مختلط و مشتبه مىشود.
در ميان مردم- حتّى كشيشان- به ندرت اتّفاق مىافتد كه فرصتى پيش آيد كه بتوانند اين نتايج را به صورت روشن و دقيق، بررسى و دنبال كنند.
پزشكان نيز نظر به اينكه بررسى اين نتايج براى آنها هيچ ثمره طبّى ندارد، مواردى را كه در دسترس آنها قرار مىگيرد، مورد تحقيق و بررسى قرار نمىدهند و به راحتى از كنار آن مىگذرند.
حتّى كسانى كه درصدد تحقيق و بررسى برمىآيند، غالباً دچار اشتباه مىشوند و از جادّه تحقيق منحرف مىگردند؛ زيرا نتايج حاصل شده، غالباً براى آنها غيرمنتظره است.
بسيار اتّفاق مىافتد كه بيمارى براى شفا يافتن يكى از اعضايش دست به دعا برمىدارد، آن عضو همچنان بيمار مىماند، ولى يك تحوّل عميق و غيرقابل توجيه در اخلاق و رفتار او پديد مىآيد كه تفسير اين دگرگونى و رابطه آن با نيايش بسيار سخت است.
التزام به نيايش، اگرچه در ميان عموم مردم حالت استثنايى پيدا كرده است، ولى در ميان خانوادههايى كه به دين و مذهب وفادار ماندهاند، به مقدار متنابه يافت مىشود. در ميان اين خانوادهها مىتوان آثار نيايش را به روشنى بررسى كرد.
در ميان آثار بىشمار و ثمرات فراوان نيايش، پزشك، فرصت مناسبى پيدا مىكند كه آثار روحى، جسمى و درمانى آن را بررسى كند و رابطه استوار اين آثار را با نيايش دريابد.
پىنوشتها:
[١].Descatres .
[٢].St .Paul .
[٣].St .Benoit .
[٤].Iepictete .
[٥].La Salle .
[٦].St .Jean de la croix متولّد ١٥٤٢ و متوفّاى ١٥٩١ م.
[٧].St .Bernard de Clairvauae . متولّد ١٠٩١ و متوفّاى ١١٥٣ م.
[٨].Saint Louis de Gonzague .
[٩].Epictete .
[١٠].Ralph Waldo Emerson .