ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٦ - گروه دوم آمريكايى هاى شيعه
گروه شيعيان مهاجر، بيشتر در جهت همگون شدن با فرهنگ آمريكا و آمريكايىها حركت مىكنند؛ در حالى كه گروه دوم، يعنى آمريكايىهاى شيعه شده همواره در مخالفت با آمريكا- در عرصههاى سياست و فرهنگ- هستند.
شيعيان سياه پوست آمريكا بيش از هر گروه ديگرى با سياست آمريكا مخالفت مىكنند؛ سياست و فرهنگ آمريكا را ظالمانه مىدانند و با هر وسيلهاى، حتّى با پوششى غير متعارف به مقابله با آن مىپردازند. شيعيان آمريكايى آفريقايى تبار، به ويژه، به بُعد عرفانى امام، علاقه خاصّى دارند. نكته در خور توجّه درباره شيعيان آمريكا اين است كه گروه شيعيان مهاجر، بيشتر در جهت همگون شدن با فرهنگ آمريكا و آمريكايىها حركت مىكنند؛ در حالى كه گروه دوم، يعنى آمريكايىهاى شيعه شده همواره در مخالفت با آمريكا- در عرصههاى سياست و فرهنگ- هستند. اين دوگانگى، گاه اين دو گروه را در برابر يكديگر قرار مىدهد.
گروههاى شيعى ديگرى نيز در آمريكا فعّال هستند؛ از جمله «گروه خوجهها»[١] در «كونيز نيويورك» كه به علّت فعّاليتهاى انتشاراتيشان مشهور هستند. آنان كتابTahrike Tarsile Quran را چاپ كردهاند. عضو بسيار فعّال اين گروه، عون على خلفان است كه ترجمه انگليسى قرآن را از شاكر و ترجمه ميراحمد على را براى اوّلين بار در سال ١٩٨٨ م. چاپ كرد.
غير از مراكز اسلامى شيعيان، چندين سازمان شيعى ديگر نيز در آمريكا فعّال هستند؛ از جمله در شهر «مِدينه»، در ايالت نيويورك و نزديك به «مركز كانادا»، حوزه علميّه كوچكى تأسيس شده است. سازمان ديگرى به نام «سازمان جوامع مسلمان اثناعشرى آمريكاى شمالى»[٢] در سال ١٩٨٦ م. تأسيس شده است كه براى ايجاد وحدت ميان شيعيان آمريكاى شمالى تلاش مىكند و اعضاى آن، سازمانها و مراكز شيعى هستند؛ نه افراد. اين مركز، زمينه همكارى سازمانهاى تابعه در امور دينى، آموزشى، اجتماعى و اقتصادى را فراهم مىكند.
سازمان بسيار مهم و مشهور ديگرى در آمريكا وجود دارد به نام «فدراسيون جهانى جوامع مسلمان شيعه خوجه»[٣] كه مديريت آن را حاج حسين ولجى عهده دار است. البتّه سازمانها و مراكز شيعى ديگرى نيز وجود دارند كه به فعّاليت مشغول اند؛ ولى آنچه بايد بدان توجّه كنيم، اين است كه به نظر من، مسلمانان و به طور خاص شيعيان در آمريكا سيرى همچون سير تاريخى يهوديان آمريكا دارند؛ بدين معنا كه يهوديان در آمريكا به سه گروه مشخّص «ارتدكس»، «اصلاح شده» و «بينابين»، كه آنان خود به آن محافظهكار مىگويند، تقسيم شدهاند.
مسلمانان نيز به همين گونه، به سه گروه تقسيم شدهاند: گروهى كه بسيار مقيّد به آداب اسلامى هستند، مىخواهند مسلمانى خوب باقى بمانند و از فرهنگ غالب آمريكا رنج مىبرند. اين گروه، شامل مهاجران و نيز آمريكايىهاى مسلمان شده مىباشند.
گروه ديگر، مىخواهند همچون آمريكايىها زندگى كنند و مىكوشند خود را هر چه بيشتر با فرهنگ آنان سازگار كنند و ارزشهاى غالب در آمريكا را ارزش واقعى مىدانند. تنها برخى از مهاجران و نيز برخى از آمريكايىهاى مسلمان شده، اين طرز تلقّى را دارند؛ زيرا اسلام، در عمل، راحتتر از فرهنگ غرب است.
گروه سوم، مسلمانانى هستند كه نه به شدّت گروه اوّل و نه به بى خيالى گروه دوم هستند. پس از يازدهم سپتامبر، اين گرايشها شديدتر هم شد. گروهى از شيعيان، در اثر فشارهاى دولت آمريكا، مأيوس شده و از سازگارى با فرهنگ و سياست آمريكا دست برداشته و حتّى برخى حاضر به بازگشت به كشورهاى خود شدهاند. برخى ديگر نيز تلاش كردهاند بيشتر دور هم جمع شوند. از نظر جامعهشناسى، معلوم نيست چه وضعيّتى پيش خواهد آمد. برخى