ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - سينما و آخرالزّمان
\* كارهاى انجام شده در سينما ايران را تا كنون چگونه ارزيابى مىكنيد؟
\* در جبهه خودى، اثرى جدّى كه بحث مهدويّت و آخرالزّمان را به تصوير كشيده باشد، نمىبينيم. جامعه دينى، تقريباً حدود سه دهه است كه به فكر تصوير كردن مفاهيم دينى افتاده است؛ در دهه اوّل انقلاب به لحاظ فضاى دفاع مقدّس، تصويرسازىهاى ما، تصويرسازىهاى مربوط به جنگ و ماجراهاى شور و هيجان دفاعى و تهاجمى مربوط به آن دوران بود. بعد از دوره دفاع مقدّس هم كه به تبع فضاى سياسى و اقتصادى كشور، خيلى فرصت فكر كردن به مفاهيم را پيدا نكرديم، چه برسد به اينكه اين مفاهيم را به تصوير بكشيم. در حوزه مهدويّت، تقريباً ده پانزده سال است كه طرح مباحث جدّى شده است.
كارهايى كه تا به حال در حوزه تصويرسازى انجام شده، كارهايى مبيّن مباحث مهدوى نبوده است، مثلًا ممكن است در برخى از آثار سينمايى يك گريزى به بحث مهدويّت زده شود، امّا به يك گريز كه كار مهدوى نمىگويند! اگر فردى در اثرى هنرى، صرفاً توسّل به امام زمان (ع) كند، اينكه تبيين مفاهيم مهدويّت نيست! گرهى از مشكلات معرفتى ما در حوزه مهدويّت را باز نمىكند. اين حداقلِ توان ماست. كارهايى كه تاكنون انجام شده، كارهايى است كه با عشق به حضرت حجّت (ع) خواستهاند نكاتى را در آثار سينمايى بگنجانند تا اشارهاى به حضرت شود ولى يك كار جدّى در اين زمينه صورت نگرفته است؛ اين همّت را در محصولات مراكز پژوهشى و افراد پژوهشگر نمىبينيم و اميدواريم اين نقيصه جبران شود و حوزههاى مختلف تصويرى به اين سمت سوق پيدا كنند. اينكه عرض كردم مهدويّت به عنوان يك پايه جدّى در حوزه تصويرسازى تلقى شود، معنايش اين است كه حداقل همان گونه كه جبهه باطل كار مىكند ما با همان پتانسيل و توان، كار كنيم و البتّه ماجرا بايد بسيار فراتر از اين باشد.
البتّه درباره تلاشهاى انجام شده در حوزه مهدويّت در اين مدّت، انتظار بر اين نبوده است كه آثار جدّى هنرى داشته باشيم، ولى الآن انتظار مىرود به اين سمت سوق داده شويم و حاصل كار پژوهشگران و مراكز پژوهشى مهدوى، به سمت حوزه تصويرسازى سوق پيدا كند. اينكه مىگويم حوزه تصويرسازى، صرفاً آثار سينمايى و فيلم را عرض نمىكنم، بلكه ابتدا پازلهايى براى كشف و فهم مفاهيم مهدويّت طرّاحى شود و بعد از چند مرحله، كارها به سوى خلق داستان يا رمان مهدوى برود، سپس بايد به سمت كميك استريپها، ماكت سازىها، تئاترها و نهايتاً سينماى مهدوى قدم برداشت. اينها گامهايى است كه بايد در حوزه پژوهش مهدوى تا انتها ديده شود و براساس همين رويكردها، تعاملى جدّى بين مجموعههاى پژوهشى مهدوى و تصويرسازان ايجاد شود، نه اينكه مجموعه پژوهشى مهدوى تصوّر كند كه بايد تا انتهاى كار را خودش انجام دهد.
ذكر اين نكته را نيز ضرورى مىدانم كه هنوز بسيارى از مباحث «مفهومى» مهدويّت بر زمين مانده است، تكليفِ «موضوعات مقاطع» مشخّص نيست كه ما در مهدويّت، چه چيزى را بپذيريم و چه چيز را رد كنيم؛ براى هر مفهومى چه حدّى قائل شويم، حدود و ثغور مفاهيم چگونه است و ...؟ و البتّه پس از اينها بايد به سمت تصويرسازى برويم. عرصه تصويرسازى، عرصه جذّابى