ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - وابستگى شوقى افندى به صهيونيسم
وابستگى شوقى افندى به صهيونيسم
شوقى افندى در تلگرافى كه در مورّخه ٤ مه ١٩٤٥ م.، به محفل بهاييان ايران ارسال داشته است، با كمال افتخار، پيروزىهاى اخير جامعه بهاييت را برشمرده و ذيل آن به ملاقات خود با رئيسجمهورى اسرائيل مباهات كرده، مىنويسد:
رئيسجمهورى دولت اسرائيل به اتّفاق قرينه محرمه ميسيس بن زوى بر حسب قرار قبلى، پس از پذيرايى كه به افتخار ايشان در بيت مبارك حضرت عبدالبها به عمل آمد، اعتاب مقدّسه حضرت اعلا و مركز ميثاق حضرت بهاءالله به عمل آمده است ...[١]
همانطور كه ميرزا حسينعلى در سرسپردگى به سفارت روس و عبّاس افندى در سرسپردگى به انگلستان از هيچ كوششى براى جلب رضايت آنان دريغ نداشتند، شوقى افندى نيز تصميم گرفت راه سرسپردگى بهاييت را كه به صهيونيسم ختم شده بود، با اداى امانت به صهيونيسم و خيانت آشكارا به جهان اسلام و منافع ملّى كشورهاى مسلمان ادامه دهد.
هيئت بينالمللى حيفا در نامهاى به محفل روحانى ملّى بهاييان ايران در اوّل ژوئيه ١٩٥٢ م.، رابطه شوقى افندى را با حكومت اسرائيل، به گونهاى كاملًا سربسته و محرمانه، اينگونه به اطّلاع بهاييان ايران مىرساند:
روابط حكومت اسرائيل با حضرت ولىامرالله و هيئت بينالمللى بهايى دوستانه و صميمانه است و فى الحقيقة جاى بسى خوشوقتى است كه راجع به شناسايى امر در ارض اقدس موفّقيتهايى حاصل گرديده است ....[٢]
توافق دولت اسرائيل مبنى بر گسترش موقعيت و اراضى اماكن بهاييان در اسرائيل، معلول توجّهى بوده است كه سياست آمريكا و صهيونيسم براى تقويت بهاييان و تأسيسات مركز جهانى آنان، جهت گسترش اقدامهاى بهاييت در ديگر كشورها و حفظ منافع اسرائيل، به ويژه در كشورهاى اسلامى بوده است. طرح نقشههاى جهانى بهاييان آمريكا كه همزمان با برنامههاى اطّلاعاتى اسرائيل تطبيق و هماهنگ شده بود، ضرورت چنين مساعدتهايى از سوى اسرائيل، سازمان و رهبران صهيونيسم را به اتّخاذ هر نوع همكارى لازم در برابر سرسپردگى بهاييان را ايجاب مىكرد. بنابراين، شوقى افندى تصميم گرفت به كمك اسرائيل دو كار اساسى را تحقّق بخشد:
١. احداث تأسيسات مركز جهانى بهاييان در اسرائيل ضمن سامان بخشيدن به سازمان رهبرى بهاييانگ؛
٢. رفع بزرگترين مانع راه رهبرى شوقى افندى، يعنى بازماندگان خانواده ميرزا حسينعلى بها كه به همكارى با عبّاس افندى و قبول جانشينى شوقى افندى حاضر نشده بودند.
در خصوص كار نخست، شوقى افندى خود ضمن ارسال تلگرافى به تاريخ ٢٤ دسامبر ١٩٥١ م. به محفل ملّى بهاييان آمريكا، با صراحت تأكيد مىكند: با تشكيل دولت اسرائيل و حمايت آن، كار احداث تأسيسات مركز جهانى بهاييان و تشكيل سازمان رهبرى بهاييان ... ممكن و ميسّر شده و اين امر از بركت وجود دولت جديدالتأسيس اسرائيل است. وى در ادامه، اقدامهاى صورت گرفته در اين زمينه و تأسيس بناها را به اطّلاع رسانده است.
در خصوص كار دوم، از آنجا كه بازماندگان ميرزا حسينعلى بها، مردمى بىسياست و افرادى فاقد روابط پنهانى با انگلستان و صهيونيسم بودند، پس از تشكيل دولت اسرائيل، مأموران اسرائيلى نظر خوبى به آنان نداشتند. شوقى افندى از فرصت استفاده و آنان را تضعيف و به طور كلّى آنان را به وسيله دولت اسرائيل منزوى كرد و كلّيه امور مربوط به بهاييت را به دست گرفت.[٣]
نظر شوقى افندى در جهت اين طرح، معطوف به ايجاد تأسيساتى بود كه در شهر و كشور بتواند به صورت يكى از بزرگترين معابد مذهبى، جلوهآرايى كند و از اين طريق، بزرگى بهاييت را به اروپاييان و آمريكايىهاى ظاهربين كه به اسرائيل سفر مىكنند، نشان دهد. بىترديد در اين راه به حمايت صهيونيسم و سرمايه هنگفتى نياز داشت.
از مطالعه نامهنگارىها و تلگرافهاى متعدّد بهاييان بين اسرائيل و ايران به خوبى معلوم مىشود كه صهيونيسم از اين بيان و استدلال بهاييان متقاعد شده بود كه با احداث مركز بزرگ جهانى، قلوب بهاييان متوجّه اسرائيل خواهد شد و همين امر، نتايج سياسى مهمّى