ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - ديدگاه بهاييان درباره تشكيل اسرائيل!
ديدگاه بهاييان درباره تشكيل اسرائيل!
شوقى افندى رسماً و به طور آشكار در «لوح نوروز ١٠٨ بديع»، خطاب به بهاييان، نظريه بهاييت را در خصوص تشكيل كشور اسرائيل چنين اظهار داشته بود:
مصداق وعده الهى به ابناى خليل و وراث كليم ظاهر و باهر و دولت اسرائيل در ارض مقدّس مستقر و به روابط متينه به مركز بينالمللى جامعه بهايى مرتبط و به استقلال و اصالت آيين الهى مقرّ و معترف و به ثبت عقدنامه بهايى و معافيت كافه موقوفات امريه در مرج عكا و جبل كرمل و لوازم ضروريه بناى بنيان مقام اعلا از رسوم دولت به رسميت ايام تسعه متبرّكه محرّمه، موفّق و مؤيد؛[١]
بنابراين، با وجود اين مدرك و سند رسمى بهاييان، تشكيل دولت اسرائيل از نظر بهاييت و بنا به تصريح شوقى افندى، وعده الهى بوده است كه ميرزا حسينعلى و عبّاس افندى يهوديان را به آن بشارت داده بودند![٢]
بين صهيونيست و بهاييت، هميشه روابط به خوبى برقرار بوده و اين روابط ديرينه، به خوبى از زبان رئيسجمهورى اسرائيل آشكار مىشود كه وقتى وى از رهبران صهيونيسم بوده و زمينه يهودى كردن فلسطين را دنبال مىكرده، با عبّاس عبدالبها، ملاقات و مذاكرهاى داشته است كه از چنين ملاقاتى به خشنودى و رضايت ياد مىكند؛ حال آنكه در آن ايام، ميان صهيونيسم و انگلستان از يك سو و مردم مسلمان عرب از سوى ديگر، منازعات شديدى بروز كرده بود و اين فقط بهاييان بودند كه از يك سو با انگلستان و از سوى ديگر با كارگزاران يهودى در فلسطين روابط حسنهاى داشتهاند؛ از اين رو بيان شوقى افندى، در نامهاى خطاب به رئيس كميسيون قضيه فلسطين، از روى سياست و محافظهكارى بوده است و او به خوبى مىدانست كه اگر مسلمانان عرب روى كار آيند و حكومت فلسطين را از دست انگليسىها خارج سازند، به طور مسلّم چنين موقعيتى براى بهاييت فراهم نخواهد شد و چه بسا اشتباهى كه به دليل اعطاى الواح و ارسال نامههايى از سوى عبّاس افندى در عظمت امپراتورى انگلستان و تعريف و تمجيد از آنان در خصوص استعمار فلسطين و همچنين هتك حركت اسلام، نسخ اسلام، دعوى پيغمبرى و كتاب جديد و خدايى كه از رهبران بابيت و بهاييت سرزده بود، به هيچ وجه قابل تحمّل نبوده باشد؛ چنانكه تاكنون هيچ يك از جوامع اسلامى جهان، وجود بهاييان را تحمّل نكرده و به همزيستى با آنان حاضر نشدهاند؛ به ويژه آنكه مُهر بيگانگى و سرسپردگى به بيگانه بر پيشانى همه رهبران بابيت و بهاييت نقش بسته است.
منافع بهاييت در فلسطين، در صورتى محفوظ مىماند كه يا انگلستان به استعمار خود در آن ادامه مىداد يا صهيونيسم در جايگاه حافظ منافع امپرياليسم انگلستان و بهاييت دير يا زود به دست مسلمانان به صورت مركز جاسوسى و دشمنى آشكارا با منافع ملّى مسلمان برچيده مىشد؛ بنابراين، بهاييان و رهبرانشان در فلسطين و اسرائيل، به هيچ وجه خلاف مصالح اسرائيل و صهيونيسم، سخنى به ميان نياوردند و با صدها هزار آواره فلسطينى و غصب حقوق ساكنان آن هيچ همدردى نكردند؛ در حالى كه براى برقرارى و تحكيم روابط خويش با صهيونيسم، آماده هرگونه همكارى شدند.[٣]