ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - چشم در راه
چشم در راه
بياييد كارى بكنيم
ابوالقاسم حسينجانى
اگر كه، من و تو، همان كارى را بكنيم كه همه مىكنند؛ قطعاً، به همان نتيجهيىخواهيم رسيد، كه همه مىرسند.
از راهِ كارهاى تكرارى و هميشگى، هرگز، نمىتوان به دستاوردهاى نو و غيرتكرارى رسيد:
به هرزه، بى «مى» و «معشوق»، عُمر مىگذرد/ بَطالتم بَس؛ از امروز، كار خواهم كرد
به يادِ «چشمِ» تو، خود را، خراب خواهم ساخت/ بناى «عهد قديم»، استوار خواهم كرد ...
[حافظى شعر ايران؛ حافظِ قرآن]
دُعاى عهد قديم، فقط خواندنى نيست؛ كار كردنى- هم- هست، به كار بردنى- هم- هست.
دعاى عهد، پيماننامهيى ست كه- حتماً- به امضاى دو طرف بايد برسد؛ وگرنه، نه معنا دارد و نه موجوديت! پيمانشكنى، ريشه در نادانى و سُست عهدى دارد.
نمىشود ندانست، و كارى كرد!
آن كه نمىداند چه مىكند، در واقع، دارد كارى نمىكند؛ واى كاش، اصلًا، كارى نمىكرد! پيامبر دلآگاه و دلسوزمان- حضرتِ ختمى مرتبت، صلّى الله عليه و آله- با دلشورهيى دلسوزانه مىگفت: «آنكه، نادانسته كارى مىكند؛ به جاى آنكه كار را درست كند، خرابتر- هم- خواهد كرد!»
[نهجالفصاحه/ سخن شمارهى ٣٠٥٨]
توبه و تغيير، تنها راه، براى كارى كردنست.
انقلاب، ديگرگونسازى ست: انقلاب، ديگرگون شدنست. انقلاب، ديگرگون كردنست.
و «خلّاقيت»،
يعنى اينكه شما كارى بكنيد كه تا كنون نمىكردهايد؛ و در نتيجه، به دستاوردى نايل شويد، كه تاكنون در دنياىتان نبوده است!
«انتظار» هم، نوعى انقلاب است؛
«انتظار» هم، نوعى خلّاقيت است. از «خلّاقيت انتظار»، مىبايد بهطور «خلّاقانه» بهره گرفت.
وگرنه، همين انتظارى كه مىتوانست بهترين «فرصت» براى «زمين» و «زمان» باشد، به صورت بدترين «تهديد» رُخ مىتواند نمود!
بياييد كارى بكنيم،
و با «مديريتِ تهديدها»، بهترين فُرصتهاى انسان و جهان را، بيافرينيم.
از هر فرصتى كه به خوبى استفاده نكنيم-
باور كنيد كه خودش به بدترين تهديد، تبديل خواهد شد.
نمىشود كارى نكرد، و به جايى رسيد؛ و شايد «مسألهشناسى»، نخستين كارى باشد كه بايد كرد. آن كس كه مسألههايش را نمىشناسد، و يا اگر مىشناسد، آنها را نمىتواند دستهبندى و اولويتبندى كند- حتماً- شكست خواهد خورد! ... امّا، آنكه مسأله خودش را- مسأله اساسى و حياتى خودش را- به خوبى شناخته است؛ به واقع، در راهِ نوآورى و «مهندسى مجدّدِ زندگى»، گام نهاده است. «خلّاقيت»، دوباره ديدنست؛ و «نوآورى»، دست دادن با آيندهيى ست كه آمدنىست!