ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٥ - گروه دوم آمريكايى هاى شيعه
شد. اين مركز، نزديك «كارخانه ماشين سازى فورد آمريكا» ساخته شده است؛ زيرا بيشترين مهاجران عرب، در بدو ورود به آمريكا در آن كارخانه مشغول به كار شدند. رهبر فعلى اين گروه، شخصى به نام امام حسن قزوينى است كه در «كربلا» متولّد شده و تقريباً ده سال نيز در حوزه علميّه قم مشغول به تحصيل بوده و در سال ١٩٩٢ م. به آمريكا مهاجرت كرده است. در بالاى سردر ورودى اين مسجد، عكس بزرگى از او در كنار عكس جرج بوش به چشم مىخورد.
گفتنى است كه شيعيان مهاجر، تنها عرب تبار نيستند، بلكه ايرانىها، پاكستانىها و ديگر ملّيتهاى غيرعرب نيز در ميان آنان وجود دارند. به طور كلّى، نكته مهم درباره شيعيان مهاجر، آن است كه اين گروه، غالباً فعّاليت سياسى ندارند و بيشتر مايل هستند خود را با فرهنگ و آداب آمريكا تطبيق دهند. آنان مىخواهند مانند آمريكايىها زندگى كنند و آمريكا را نه براى تبليغات دينى، بلكه صرفاً براى كسب معاش و به عنوان محلّى مناسب براى زندگى انتخاب كردهاند؛ هر چند نيازهاى مربوط به دينشان، از جمله مراسم ازدواج، طلاق و تدفين مردگان، آنان را به سوى مراكز اسلامى مىكشاند. معمولًا اين گونه مراكز اسلامى، محلّى براى تجمّع همولايتىها، تدريس و يادگيرى زبان مادرى و ... مىباشند. امّا گاه مراكزى به چشم مىخورند كه محلّى براى تجمّع مسلمانان، بدون توجّه به قوميّت و ملّيت هستند؛ مانند «مركز اسلامى آيت الله خويى» در «نيويورك»، كه معمولًا ايرانىها، عراقىها، لبنانىها، خوجههاى پاكستانى و آمريكايىها در مراسم آن شركت مىكنند يا «مراكز امام على (ع)» در نيويورك، كه هرچند بيشتر فعّالان آن ايرانى هستند، ملّيتهاى ديگر نيز به آنجا رفت و آمد مىكنند.
شيعيان مهاجر، تنها عرب تبار نيستند، بلكه ايرانىها، پاكستانىها و ديگر ملّيتهاى غيرعرب نيز در ميان آنان وجود دارند. به طور كلّى، نكته مهم درباره شيعيان مهاجر آن است كه اين گروه، غالباً فعّاليت سياسى ندارند و بيشتر مايل هستند خود را با فرهنگ و آداب آمريكا تطبيق دهند.
درباره فعّاليت سياسى مهاجران شيعه، اين نكته را بايد اضافه كرد كه گروههايى مانند «سلطنتطلبان ايرانى» كه با رضا پهلوى در «كاليفرنيا» همكارى مىكنند، برخى از پيروان «نهضت آزادى»، پيروان خطّ امام (ره) و حتّى منافقان نيز اكنون از فعّالان سياسى در آمريكا هستند.
غير از مراكزى كه مديريت آنها با اشخاص روحانى است، مراكزى نيز وجود دارند كه اداره آنها با اشخاصى است كه هيچ سنخيّتى با اسلام و شيعه ندارند، بلكه ضدّ علماى اسلام و از لحاظ سياسى، ضدّ دولت ايران هستند. معمولًا سرپرستى اين گونه مراكز، با پزشك يا مهندس فعّالى است كه خود، پيش نماز هم مىشود؛ بدون آنكه اطّلاعى از اسلام و فقه داشته باشد. اين گونه مراكز، از نظر سياسى، كاملًا ليبرال هستند. خانمها از نظر حجاب، در اين مراكز (و فقط در محدوده اين مراكز) به يك روسرى اكتفا مىكنند و حتّى در برخى موارد، پيش نمازى را هم برعهده مىگيرند!
صدها گروه شيعى ديگر نيز در آمريكا وجود دارند از جمله، گروه «انصارالله» كه گروهى است با اعضاى سياهپوست از مهاجران سودانى و آمريكايى و داراى اعتقادات عجيب و غريب. رهبر اين گروه، سودانى است و معتقد است پيامبر اسلام (ص) و همه ائمه (ع) سياه پوست بودهاند و اعراب نژاد پرست، ابوبكر را كه سرخ پوست بود، به دليل رنگ پوستش، بر حضرت على (ع) ترجيح دادند.
گروه دوم: آمريكايىهاى شيعه
گروه دوم، آمريكايىهاى سياه پوست و سفيدپوستى هستند كه از راههاى گوناگون، از جمله با تبليغات تصوّف، شيعه شدهاند. تصوّف در آمريكا بيشتر از طريق «فرقه نعمت اللهى دكتر نوربخش» و «فرقه شيخ فضل الله حائرى عراقى» تبليغ مىشود.
پيروان و مريدان دكتر نوربخش، خانقاههاى متعدّدى در شهرهاى آمريكا و اروپا ايجاد كردهاند و به طور كلّى، بر خلاف مريدان شيخ فضل الله به انجام احكام ظاهرى دين تقيّدى ندارند. شيخ فضل الله، رهبر گروه ديگر صوفيان، داستان جالبى دارد. وى كه روحانى زادهاى از اهالى «نجف» و مهندس نفت است، تبليغات خود را در كاليفرنيا آغاز كرد. مريدانى پيدا و خود را صوفى معرّفى كرد. پس از آنكه در حومه شهر «آستين» در «تگزاس»، زمينى زيبا و وسيع را خريد و مجموعهاى را به نام «بيت دين»، شامل مسجد، مدرسه و حجره ساخت، تصميم گرفت تقيّه را كنار بگذارد. اين ماجرا در اوج فعّاليت وى و در دهه هفتاد روى داد و در آن زمان، حدود ١٥٠ نفر در مركز وى، فعّاليت مىكردند. شيخ فضل الله روزى به مؤذّن مسجد دستور داد كه پس از «اشهد انّ محمّداً رسول الله» عبارت «اشهد انّ علياً ولى الله» و «اشهد انّ علياً حجّة الله» را سر دهد. پس از نماز مغرب و عشاء، شيخ در ميان مريدانش، كه حيرت زده به دور او جمع شده بودند، اعلام كرد كه شيعه است و چون در حال تقيّه بوده است، نمىتوانسته آن را ابراز كند. او ادامه داد كه اينك آنان مركز خودشان را دارند و كسى نمىتواند مزاحم آنان شود و بنابراين تقيّه لازم نيست.
پس از اين ماجرا نيمى از هوادارانش او را به جرم رافضى بودن ترك كردند؛ ولى كسانى كه باقى ماندند، شيعه شده و به فعّاليت پرداختند از جمله «انتشارات الزّهرا» را تأسيس كردند و مجلهاى نيز با عنوان «نورالدّين» چاپ كردند. فضل الله بعدها مورد آزار دولت آمريكا قرار گرفت و مجبور شد به انگلستان برود. هم اينك نيز در جنوب آفريقا به فعّاليت مشغول است. پيروان او در آمريكا هنوز از فعّالان محسوب مىشوند و به علّت چاپ آثار با ارزشى، مانند «ترجمه گلشن راز» شبسترى و برخى از آثار حيدر آملى، مشهور هستند.
البتّه صوفىها در آمريكا فرقهها و شاخههاى متعدّدى دارند و معمولًا هم كمتر اهل فعّاليت سياسى هستند. آنان بيشتر مىخواهند سير و سلوك و مكاشفات معنوى داشته باشند و بيشتر آنان نيز از هنرمندان، شعرا و نويسندگان هستند؛ نه از تجّار، كارخانهداران و مانند آن. اين گروه، فرهنگ حاكم بر آمريكا را دوست ندارند و بوهمى وnonconformist هستند؛ يعنى تابع فرهنگ عرف نيستند.