ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - سينما و آخرالزّمان
كه در گذشته تاريخ توسط خليفه الله در زمين تحقّق پيدا كرده است. البتّه ماكتى از فتنهها هم هست، چون اساساً بدون عبور از فتنه، رسيدن به ملك جامع امكانپذير نيست؛ همچنين ماكتى از رفتارشناسى و صحنه شناسى نيز هست.
از جمله دلايل ديگرى كه ما را به اين سمت سوق مىدهد كه ملك سليمانى ماكت ملك مهدوى است، اين است كه در قرآن آمده: «وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ؛ و در حقيقت در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد». چرا خداوند متعال در «زبور» داوود (ع) ماجرايى از بهشت آرمانى و حكومت نهايى را طرح مىكند؟ چرا خدا چنين مىگويد؟ چه ارتباطى بين مقطع داوود و بعد از آن و آخرالزّمان وجود دارد كه خداى متعال به اين صورت تأكيد مىكند و آن را در قرآن هم مىآورد كه در زبور اين نكته را متذكّر شديم؟ آيا اين حاكى از يك تشابه و تقارن جدّى بين آن دو دوره داوودى و سليمانى با دوره آخرالزّمانى و ملك مهدوى نيست؟
يكى ديگر از دلايل، تطبيق كامل «دو مقطع كلّى آينده» با مقطع سليمانى است. وقتى در آيات و روايات دقّت مىكنيم، مىبينيم از ملك عترت با عنوان «جنّت مهدوى» تعبير مىشود و فتنههاى قبل از ظهور هم با عنوان «بأساء و ضرّاء» بيان مىشود. يكى از آياتى كه اين موضوع را طرح مىكند، آيه ٢١٤ سوره بقره است كه مباحث مبسوطى دارد، به زودى مباحث آنها را در سايت فيلم قرار خواهيم داد. در همين آيه مشخّص است كه جنّتى پيش خواهد آمد و براساس ادلّه عقلى و روايى، اين جنّت، جنّتى نيست جز جنّت مهدوى، آن بأساء و ضرّاء هم، فتنههاى آخرالزّمان است و جالب اينكه اين آيه ما را به اين موضوع دلالت مىكند كه دقيقاً ماجراى دو مقطع «جنّت» و «بأساء و ضرّاء» معادل ماجرايى اينگونه در گذشته است. در كدام گذشته تاريخ، مقطعى به نام «بأساء و ضراء» به معناى واقعى به وجود آمده و «جنّتى» پس از آن ايجاد شده است؟ دوره موسايى؟ دوره ابراهيمى؟ شايد بشود بعضى از مقاطع را پيدا كرد ولى به نظر حقير، يكى از جامعترين مصاديق گذشته، آيه ٢١٤ سوره بقره، ماجراى سليمان (ع) است؛ مقطعى كه «بأساء و ضرّاء» توسط اجنّه و شياطين در حدّ بسيار زيادى در جامعه ايجاد مىشود.
علاوه بر ادله مزبور، آيه «رَبِّاغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ؛ گفت پروردگارا مرا ببخش و ملكى به من ارزانى دار كه هيچ كس را پس از من سزاوار نباشد در حقيقت تويى كه خود بسيار بخشندهاى.» دليلى است بر اينكه ملك سليمانى، جامعترين ملك است كه تا دوره خودش واقع مىشود. مگر ما قائل نيستيم كه ملك آخرالزّمان جامعترين است؟ مگر قائل به اين نيستيم كه خط ملكها خط «ملك الله» است؟ ملك سليمان در امتداد دولت نوح (ع) و در امتداد ملك يوسف، طالوت و داوود (ع) است. همه ملكهايى كه توسط رسولان به پا شده، ملكالله است. برحسب آيه مزبور «ملك سليمانى» تا پايان دوران دنيا، جامعترين ملك خدايى است كه در دوران ظهور امام عصر (عج)، نقايص آن برطرف مىشود، نقاط قوّت آن اخذ مىشود و تحقّقى جدّى تر پيدا مىكند.
\* چه اشكالات محتوايى با رويكرد ياد شده به اين فيلم گرفته شده و تا چه حد بجاست؟
\* جامعه سينمايى به لحاظ اينكه سينماى هاليوودى را سينمايى پيشتاز در تصويرسازى مفاهيم مىداند وقتى كه اثرى دينى توليد مىشود تصاوير اين اثر دينى را با سينماى هاليوودى مقايسه مىكند، بنابراين گاهى شائبههايى ايجاد مىشود كه تصويرهاى ارائه شده در آثار دينى برگرفته از آثار هاليوودى است؛ يعنى اگر هاليوود نشان داد كه شيطان از آتش است و ما هم نشان داديم از همين جنس است، ابتدا اين موضوع در ذهن تداعى مىشود كه تصوير شيطان در فيلم، برگرفته از آثار هاليوودى است در صورتى كه اينگونه نيست و مطلب برگرفته از متن قرآن است كه موضوع «مِنْ مارِجٍ مِنْ نار» در آن