جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ
(١)
سخن
ناشر
١ ص
(٢)
خواجه
و نگاههاى گوناگون به او
٢ ص
(٣)
چگونه
اشعار حافظ را معنا كنيم؟
٥ ص
(٤)
ويژگىهاى
كتاب جمال آفتاب و آفتاب هر نظر
٢٤ ص
(٥)
مراحل
نگارش جمال آفتاب
٢٨ ص
جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢١ - چگونه اشعار حافظ را معنا كنيم؟
|
چو هر يك را از اين الفاظ، جانى است |
به زير هر يكى پنهان جهانى است |
|
|
تو جانش را طلب، از جسم بگذر |
مسمّا جوىْ باش، از اسم بگذر |
|
|
فرو مگذار چيزى از حقايق |
كه تا باشى ز اصحاب حقايق[١] |
|
هم چنين «هاتف اصفهانى» در پايان ترجيع بند معروف خود مى گويد:
|
هاتف! ارباب معرفت كه گهى |
مست خوانندشان و گه هشيار |
|
|
از مى و بزم و ساقى و مطرب |
وز مُغ و دير و شاهد و زنّار |
|
|
قصد ايشان نهفته اسرارى است |
كه به ايما كنند گاه اظهار |
|
|
پى برى گر به رازشان، دانى |
كه همين است سرّ آن اسرار: |
|
|
كه يكى هست و هيچ نيست جز او |
وحدهُ لا اله الّا هو[٢] |
|
نيز عارف پارسى سُراى كم نظير نجم الدين شيخ محمود شبسترى، در منظومه عرفانى «گلشن راز» چنين مى گويد:
|
هر آن چيزى كه در عالَم عيان است |
چو عكسى ز آفتابِ آن جهان است |
|
[١]. ديوان كامل شمس مغربى، ص ٥٢.
[٢]. ديوان هاتف اصفهانى، ص ٣٢.