جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٠ - چگونه اشعار حافظ را معنا كنيم؟

عين توغّل در فلسفه و امور عقلى، هنگامى كه سخن از توحيد و آشنايى با اسرار توحيد مى شود، مى‌فرمايد:

«جَلَّ جَنابُ الْحَقِّ عَنْ أَنْ يَكوُنَ شَريعَةً لِكُلِّ وارِدٍ، أَوْ يَطَّلِعَ عَلَيْهِ إلّاواحِدٌ بَعْدَ واحِدٍ.[١]».

درگاه حضرت حق منزّه از آن است كه هركس و ناكس بتواند بر آن وارد گردد، يا همگان بتوانند بر آن سر كشيده و از آن آگاه گردند.

و اما دليل نقلى، صراحت قرآن است كه درباره خود مى فرمايد:

«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»[٢].

اين قرآن ارجمند است كه در كتاب مكنون قرار دارد و جز پاكيزگان بدان راه ندارند.

يعنى: همان گونه كه كسى بدون وضو و غسل و به عبارت ديگر ناپاك از آلودگى‌هاى ظاهر، اجازه ندارد به ظاهر قرآن دست بزند؛ به طريق اولى تا از آلودگى‌هاى گناهان و حتى تعلّقات مادى، قلب و روح خود را پاك نسازد، اجازه نزديك شدن به حوزه معارف و حقيقت توحيد را ندارد.[٣].

از اين رو، امام صادق ٧ فرمود:

٣٦٩

«أَلْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ، فَلا تُسْكِنُ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّهِ.»

[٤].

دل، حرم خداست، پس جز خدا را در حرم خدا راه مده.

بنابراين، چگونه ممكن است كسى لسان الغيب باشد و حقايق قرآنى را با لطايف حِكَمى به لسان نظم و با زيباترين اسلوب، در يك جا جمع كند و به حافظ قرآن بودن افتخار كند، و در عين حال با آلوده دامنى تا پايان عمر، دست از مى و مطرب و ساز و دف و نظر بازى برندارد و حتى توصيه كند بر سر قبرش نيز بى‌مى و مطرب نروند، و بگويد:


[١]. الاشارات و التنبيهات، پايان نمط ٩، ج ٣، ص ٣٩٤.

[٢]. سوره واقعه، آيه ٧٧- ٧٩.

[٣]. درباره دلالت آيه شريفه بر هر دو معناى ياد شده در متن، ر. ك: تهذيب، ج ١ ص ١٢٦، ١٢٧؛ استبصار، ج ١، ص ١١٣؛ بحارالانوار، ج ٣١، ص ٣٠٥؛ ج ٣٣، ص ٢٧٠؛ ج ٤٨، ص ٢٢ و ...

[٤]. بحارالانوار، ج ٦٧، ص ٢٥؛ جامع الاخبار، ص ١٨٥.