جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٦ - چگونه اشعار حافظ را معنا كنيم؟
گويى مى كند و نه مبالغه؛ بلكه ظاهرى را مى گويد كه باطن آن مقصود اصلى او است، چنانكه در آيات قرآن و كلمات ائمّه معصومين : از اين قبيل (عبور از ظاهر به باطن) فراوان ديده مى شود.
براى نمونه، وقتى خداوند درباره نعمتهاى عنايت شده به ابرار مى فرمايد:
«يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ خِتامُهُ مِسْكٌ وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ»[١].
نيكوكاران از شرابى مُهر شده نوشانيده مى شوند، شرابى كه مُهر آن مُشك است، و در اين نعمتها عاشقان بايد بر يكديگر سبقت گيرند. تركيب آن شراب ازتسنيم است، چشمه اى كه مقرّبان الهى از آن مى نوشند.
قطعاً مراد از اين شراب، شرابهاى دنيايى نيست كه با خوردن آن شخص از حال عادى خارج مى شود و گرفتارى ها و مشكلات زندگى را فراموش مى كند و دست به كارهاى غير عاقلانه مى زند؛ چرا كه خداوند در جاى ديگر قرآن در توصيف شراب لذت بخش بهشتى مى فرمايد:
«لا فِيها غَوْلٌ وَ لا هُمْ عَنْها يُنْزَفُونَ»[٢].
نه دردسرى دارد، و نه از آن مست مى شوند.
بلكه اين شراب، شرابى است كه انسان را از هر گونه آلودگى پاك مى كند، چنان كه در جاى ديگر مى فرمايد:
«وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً»[٣].
و پروردگارشان نوشيدنى پاك و پاك كننده به آنان نوشاند.
بنابراين، اين شراب چيزى است غير از شراب دنيا كه مراد از آن تجليات افعالى و اسمايى و صفاتى و بلكه ذاتى حضرت حق مى باشد كه يكى پس از ديگرى براى.
[١]. سوره مطففين، آيه ٢٥- ٢٨.
[٢]. سوره صافات آيه ٤٧.
[٣]. سوره انسان، آيه ٢١.