جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١ - سخن ناشر

جلد اول‌

سخن ناشر

جمالت آفتابِ هر نظر باد!

ز خوبى، روىِ خوبت خوبتر باد![١]

در ميان آنان كه از چشمه‌هاى گواراى شهود و مكاشفه نوشيده و به نعمت تحقّق به معارف متنعّم گشته‌اند، كمتر كسى است كه زبان به سخن گشوده و از اسرار پرده برداشته باشد. و از همين اندك، كمتر كسى است كه براى بيان مكنونات ضمير خويش، از شعر بهره جسته و از آن سربلند بيرون آمده باشد. در اين گروه اندك، شايد هيچ كس مانند حافظ نتوان يافت كه قضاوتها درباره او، و در نتيجه شرح كلمات او، اين چنين معركه آراى متضاد و متقابل باشد.

واقعيت اين است كه همه لطافت و زيبايى غزليّات حافظ در فهم مفاهيمى است كه در پشت پرده اشارات و اصطلاحات خاص، روى از نامحرمان پوشيده است.

بنابراين، تا زبان حافظ و روح حاكم بر ديوان او بر كسى معلوم نباشد، هرگز نخواهد توانست پرده از رازهاى آن برگيرد و از آن بهره ببرد. بر اين پايه، اولين قدم در شناخت حافظ، تصحيح نگرش كلان ما نسبت به خود خواجه است، و اينكه روشن شود شارح، حافظ را چگونه مى بيند، و در سيماى او نقش چه معنايى را مى خواند، تا نوبت به كنكاش در لطايف و رموز و اشارات بيت بيت ديوان او برسد.


[١]. ديوان حافظ، تصحيح قدسى، غزل ١٥٤.