جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٣ - چگونه اشعار حافظ را معنا كنيم؟

شَرِبْنا عَلى‌ ذِكْرِ الْحَبيبِ مُدامَةً

سَكَرْنا بِها مِنْ قَبْلِ أَنْ يُخْلَقَ الْكَرْمُ‌[١]

بر ياد محبوب، شرابى سر كشيديم و بدان مست شديم، پيش از آن كه درخت انگور آفريده شود.

تا پايان اين اشعار كه در تفسير معناى «مى» از ديدگان عارفان، بى نظير است. به همين دليل، برخى از بزرگان در كتاب‌هاى مستقلّ به تبيين اين اصطلاحات پرداخته‌اند، كه از جمله مى توان به «رساله مصطلحات فخرالدين عراقى»، «رساله اصطلاحات مولانا محمّد طبسى»، «رساله مشواق ملّا محسن فيض كاشانى»، «رشف الألحاظ فى كشف الالفاظ الفتى تبريزى» و «قواعد العرفاء و آداب الشعراء نظام الدين تِرينى قندهارى پوشنجى» اشاره كرد.

از چند نكته گذشته نتيجه مى گيريم كسانى اجازه دارند در وادى شرح ابيات خواجه قدم نهند كه علاوه بر ويژگى‌هاى علمى و ادبى و جستجو در سخنان بزرگان قبل و بعد از حافظ، و نيز انس و آشنايى تمام و كمال و احاطه به ديوان خواجه، خود اهل سلوك و عمل باشند و حال و مقام هر سخن و غزل را نه از راه نظر و استدلال، بلكه در آينه عمل و ميدان مشاهده، لمس كرده باشند، و يافته خواجه را در خود يافته و از يافته خويش خبر دهند. و البته چنين طايفه اى در شمار، سخت اندكند.

نه هر كه چهره برافروخت، دلبرى داند

نه هر كه آينه سازد، سكندرى داند

نه هر كه طَرْفِ كُلَه كج نهاد و تند نشست‌

كلاهدارى و آيين سرورى داند

هزار نكته باريكتر ز مو اينجاست‌

نه هر كه سر نتراشد، قلندرى داند[٢]


[١]. ر، ك: ديوان ابن الفارض، ص ١٦٤- ١٦٩.

[٢]. ديوان حافظ، تصحيح قدسى، غزل ٢٥٧.