جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٢ - چگونه اشعار حافظ را معنا كنيم؟
خود بود از قبيل قطب السالكين، فخر المتألهين، ذخر الاولياء، شمس العرفا، و امثال ذلك كه در نسخ جديده معمولًا بر اسم وى مى افزايند، در حق او استعمال كرده باشد، شايد بتوان استنباط كرد كه خواجه در عصر خود بيشتر از زمره علما و فضلا و دانشمندان به شمار مى رفته، تا از فرقه صوفيه. پس جنبه علم و ادب و فضل او بر جنبه عرفان و تصوف وى غلبه داشته. و علاوه بر اين، از لقب «مَلِكُ الْقُرّاء» معلوم مىشود كه خواجه از معاريف قُرّاء عصر خود محسوب مى شده و به همين سمت در زمان خود مشهور بوده.»[١].
خلاصه آنكه خواجه آنچنان از هوش سرشارى برخوردار بوده، كه در اوان جوانى از اقران خود پيشى مى گيرد و آوازه علم و نبوغ و دانشش فراگير مى شود، تا جايى كه به ملك القراء مشهور، و حافظ كل قرآن به چهارده قرائت مى گردد، چنان كه خود او در جايى مى گويد:
|
نديدم خوشتر از شعرِ تو حافظ |
به قرآنى كه اندر سينه دارى[٢] |
|
نيز در جاى ديگر مى گويد:
|
عشقت رسد به فرياد، گر خود بسانِ حافظ |
قرآن زِ بَر بخوانى با چارده روايت[٣] |
|
هم درس و جامع ديوان او، در اين باره مى گويد:
«به واسطه محافظت درس قرآن و ملازمت بر تقوى و احسان، و بحث كشّاف و مفتاح و مطالعه مَطالع و مصباح، و تحصيل قوانين ادب و تجسّس دواوين عرب، به جمع اشتات غزليات نپرداخت و به تدوين و اثبات ابيات مشغول نشد. و مسوِّد اين ورق- عَفَى اللَّهُ عَنْهُ ما سَبَق- در درس گاهِ دين پناه، مولانا و سيّدنا، استاد البشر، قوام الملة والدين، عبد اللَّه- اعلى اللَّه درجاته فى اعلى علّيّين- به كرّات و مرّات كه به.
[١]. همان.
[٢]. ديوان حافظ، تصحيح قدسى، غزل ٥٤٨.
[٣]. همان، غزل ٨٧.