جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٣ - مطلب اول در بيان طهارتى كه احتياج به نيت دارد
خواصّ و عوام از مطالعه آن نفع يابند و بهرهمند گردند و ثواب آن به روزگار فرخنده و آثار نوّاب اقدس همايون خلّد اللَّه ملكه عايد گردد و اين كتاب را به جامع عبّاسى موسوم ساخت و اللَّه ولىّ التّوفيق و عليه التّكلان و ابواب آن بدين تفصيل است:
باب اوّل در طهارت.
يعنى وضو و غسل و تيمّم و توابع آن.
باب دوّم در نمازهاى واجبى و سنّتى.
باب سيّم در زكاة و خمس واجبى و سنّتى.
باب چهارم در روزه واجبى و سنّتى.
باب پنجم در حجّ گذاردن.
باب ششم در وقف كردن و تصدّق نمودن و قرض دادن و بنده آزاد كردن و با كافران جهاد كردن.
باب هفتم در زيارت حضرت رسالت پناه ٦ و حضرت امير المؤمنين و باقى حضرات ائمّه معصومين و ايّام مولود و وفات ايشان.
باب هشتم در نذر كردن و عهد نمودن و سوگند خوردن و كفّاره دادن.
باب نهم در بيع كردن و رهن نمودن و شفعه گرفتن و توابع آن.
باب دهم در اجاره دادن و عاريت نمودن و احكام غصب كردن و توابع آن.
باب يازدهم در نكاح كردن بدوام و متعه و تحليل و ملك و امثال آن.
باب دوازدهم در طلاق دادن و خلع و عدّه داشتن زنان.
باب سيزدهم در شكار كردن و شروط آن.
باب چهاردهم در ذبح حيوانات و حلال و حرام آن.
باب پانزدهم در آداب طعام خوردن و آب نوشيدن و رخت پوشيدن.
باب شانزدهم در قضا پرسيدن و شروط آن.
باب هفدهم در اقرار كردن و وصيّت نمودن و شروط آن.
باب هجدهم در قسمت كردن تركه ميّت.
باب نوزدهم در حدودى كه در شرع مقرّر است به جهت دزدى و زنا و لواطه و سحق و غير آن.
باب بيستم در خونبهاى قتل آدمى و خونبهاى قطع اعضاى آدمى و خونبهاى زخمى كه بر آدمى زنند و خونبهاى سگ شكارى و سگ گلّه و سگى كه محافظت باغ يا زراعت كند.
باب اوّل در بيان مسائلى كه تعلّق به طهارت دارد
و در آن دو مطلب است
مطلب اوّل در بيان طهارتى كه احتياج به نيّت دارد
و اين طهارت يا به آبست يا به خاك و طهارت باب وضو و غسل است و طهارت به خاك تيمّم است و در نماز گذاردن گاهى وضو كافيست و احتياج به غسل نيست و گاهى غسل تنها كافيست و احتياج به وضو نيست و گاهى وضو تنها و غسل تنها كافى نيست بلكه وضو و غسل هر دو بايد كرد تا نماز صحيح باشد و گاهى هم تيمّم و هم وضو بايد كرد و گاهى هم غسل و هم تيمّم بايد كرد تا نماز صحيح باشد و گاهى در نماز گذاردن به هيچ يك از وضو و غسل و تيمّم احتياج نيست و امّا جائى كه در نماز گذاردن وضو كافيست و احتياج به غسل نيست آن وقتى است